خبرگزاری دید: با فروپاشی عملی آتشبس ۱۶ اپریل در جنوب لبنان، میدان نبرد میان حزبالله و اسرائیل وارد مرحلهای شده که در آن «ریتم آتش» جایگزین توافقات سیاسی شده است. در این شرایط، حزبالله با تکیه بر ساختار رزمی چندلایه و جهش پهپادی، الگوی جدیدی از جنگ نامتقارن را در برابر فشار آتش اسرائیل به نمایش گذاشته است.

آتشبس ۱۶ اپریل در جنوب لبنان عملاً به یک عنوان سیاسی تقلیل یافته و واقعیت میدانی اکنون بر اساس شدت و پراکندگی آتش تعریف میشود. در منطقه میان رود لیتانی تا عمق الجلیل، خطوط کنترل سنتی جای خود را به «نفوذ آتش» داده و جغرافیا به عرصهای برای آزمون مداوم توازن قوا تبدیل شده است. اسرائیل با اتکا به الگوی جنگی مبتنی بر پراکندگی آتش و هدفگیری پیشدستانه، تلاش دارد مانع هرگونه بازآرایی نیروهای حزبالله شود، اما این الگو هزینههای قابل توجهی نیز برای تلآویو به همراه داشته است.
در مقابل، اطلاعات میدانی نشان میدهد حزبالله همچنان توانایی انطباق و انعطاف عملیاتی خود را حفظ کرده است. این گروه با توزیع مجدد نقشهای رزمی در یک ساختار چندلایه، فعالیت خود را در جنوب لیتانی، در قلب منطقه درگیری مستقیم، ادامه میدهد و از فشار آتش اسرائیل عبور میکند.
مهمترین تحول، ورود پهپادهای انفجاری هدایتشونده با فیبر نوری (FPV) است؛ فناوریای که به دلیل اتصال مستقیم به اپراتور، تقریباً در برابر جنگ الکترونیک اسرائیل مصون است. این پهپادها با پرواز در ارتفاع بسیار پایین و رد پای حرارتی محدود، کشفپذیری را کاهش داده و امکان هدایت دقیق تا لحظه برخورد را فراهم میکنند. عملیات «شومیراه» در ۳۰ اپریل نمونه بارز این تحول بود؛ حملهای که با انفجار مهمات داخل پایگاه، خسارت گستردهای به یک باتری توپخانه اسرائیل وارد کرد.
در کنار نقش تهاجمی، پهپادهای شناسایی کوچک نیز تقریباً بهطور دائمی بر فراز مناطق درگیری فعالاند و «چرخه آتش بسته» را شکل میدهند؛ چرخهای که در آن فاصله میان کشف هدف و اصابت به حداقل میرسد. همزمان، حزبالله از تاکتیک «اشباع پهپادی» بهره میگیرد؛ پرتاب همزمان چند پهپاد از جهات مختلف برای گیج کردن سامانههای دفاعی و افزایش احتمال نفوذ.
میدان جنوبی اکنون وارد مرحله «فرسایش باز» شده است؛ وضعیتی که در آن هیچیک از دو طرف قادر به تحمیل نتیجه نهایی نیستند. اسرائیل با وجود برتری هوایی، محدودیتهای سیاسی و میدانی جدی دارد و حزبالله نیز با حفظ انعطاف عملیاتی، توانسته معادله بازدارندگی را در سطحی جدید بازتعریف کند.