اجتماعاسلایدشواقتصاد و توسعهپرونده ویژه: تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایرانتحلیلجهانسیاست

جنگ ایران ـ آمریکا؛ فروپاشی آی‌مِک و بازتعریف اتصال منطقه‌ای

طوبی راحل موسوی ـ دانشجوی اقتصاد در مسکو

میز بین‌الملل خبرگزاری دید: جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، کریدور آی‌مِک را از یک ابتکار ژئواکونومیک به یک بحران ژئوپلتیک بدل کرد؛ پروژه‌ای که قرار بود مسیر جدید تجارت شرق ـ غرب باشد، اکنون در میانه فروپاشی امنیتی و سیاسی منطقه گرفتار شده است.

رونمایی کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) در اجلاس G20 سال ۲۰۲۳، نقطه اوج تلاش‌های آمریکا و شرکای اروپایی و عربی برای ایجاد یک مسیر جایگزین در تجارت جهانی بود. این طرح با هدف کاهش چشمگیر زمان و هزینه ترانزیت میان هند و اروپا طراحی شد و قرار بود با اتصال بنادر هند به امارات، عبور از خاک عربستان و رسیدن به بندر حیفا، یک مسیر چندوجهی امن و کارآمد ایجاد کند، اما غیبت ایران در این معماری، از همان ابتدا نشان می‌داد که آی‌مِک بیش از آن‌که یک پروژه اقتصادی باشد، ابزاری ژئوپلتیک برای مهار ایران و تقویت جایگاه اسرائیل است.

منطق نهادگرایی لیبرال که بر قدرت صلح‌آفرین تجارت تأکید دارد، بنیان نظری آی‌مِک را شکل می‌داد، اما جنگ ایران و آمریکا ـ اسرائیل در زمستان ۲۰۲۶، این بنیان را به چالش کشید و نشان داد که در شرایط تهدید وجودی، منطق ژئوپلتیک بر محاسبات اقتصادی غلبه می‌کند. این جنگ سه ضربه اساسی به آی‌مِک وارد کرد و آن را از یک «رؤیای ژئواکونومیک» به یک «کابوس ژئوپلتیک» تبدیل ساخت.

نخستین ضربه، فروپاشی امنیت عینی و بیمه‌پذیری مسیر بود. با آغاز حملات، ترافیک کشتی‌ها در تنگه هرمز تا ۹۷ درصد کاهش یافت و نرخ بیمه دریایی به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا کرد. این وضعیت، نه‌تنها جریان تجارت را مختل کرد، بلکه آی‌مِک را به‌عنوان یک پروژه زیرساختی بلندمدت، از نظر مالی و بیمه‌ای غیرقابل اتکا ساخت. هیچ صندوق سرمایه‌گذاری حاضر نیست در مسیری سرمایه‌گذاری کند که در قلب یک منطقه جنگی قرار دارد.

دومین ضربه، هدف‌گیری مستقیم گره‌های راهبردی کریدور بود. حمله موشکی ایران به بندر حیفا، نقطه پایانی مسیر ریلی آی‌مِک، این بندر را از یک هاب تجاری به یک هدف جنگی تبدیل کرد. این حمله پیام روشنی برای بازیگران منطقه‌ای داشت: اسرائیل نمی‌تواند نقش یک گره امن در اتصال شرق و غرب را ایفا کند. بدین ترتیب، ستون غربی کریدور عملاً فرو ریخت.

سومین ضربه، فروپاشی معماری سیاسی آی‌مِک بود. این پروژه بر عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل استوار بود، اما ریاض در اپریل ۲۰۲۶ اعلام کرد بدون تشکیل کشور مستقل فلسطین، هیچ رابطه‌ای برقرار نخواهد شد. این موضع، مسیر عادی‌سازی را مسدود کرد و عربستان به‌سرعت مسیرهای ریلی جایگزین بدون اسرائیل را فعال ساخت. در نتیجه، بنیان سیاسی آی‌مِک از هم پاشید و مسیر آن به‌طور ساختاری بازنویسی شد.

در پی این تحولات، اسرائیل تلاش کرد آی‌مِک را به‌عنوان یک «ضرورت امنیتی» برای دور زدن تنگه هرمز بازتعریف کند، اما جنگ نشان داد که حذف ایران از معماری اتصال منطقه‌ای، نه پایدار است و نه عملی. همزمان، کریدورهای رقیب مانند شمال ـ جنوب (INSTC) و مسیرهای ریلی چین ـ ایران تقویت شدند.

با وجود این، آینده پساجنگ می‌تواند بار دیگر منطق ژئواکونومی را احیا کند، اما نسخه جدید هر کریدور منطقه‌ای ناگزیر باید ایران را در مرکز محاسبات قرار دهد. جغرافیا، همان‌گونه که تحولات اخیر نشان داد، طراحانی را که آن را نادیده می‌گیرند، مجازات می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا