نویسنده: سلیمان صابر – خبرگزاری دید
امضای توافقنامه رسمی همکاریهای نظامی-فنی میان سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه و ملایعقوب مجاهد، وزیر دفاع حکومت طالبان در مسکو، فراتر از یک تفاهم دوجانبه معمول، نشاندهنده یک چرخش استراتژیک و معنادار در سیاست خارجی کرملین قبال کابل است. این رویداد که با دیدارهای فشرده ملا یعقوب با مقامات ارشد نظامی روسیه از جمله واسیلی اوسماکوف، معاون وزیر دفاع این کشور همراه بود، نشان میدهد که مسکو مدل تعاملی خود با کابل را از مدیریت بحران و گفتگوهای دیپلماتیک به سطح شراکت تمامعیار و همکاریهای سخت امنیتی ارتقا داده است. عمیقتر شدن این مناسبات، بهویژه در حوزه نظامی-فنی، گامی بلند و عملی از سوی روسیه برای تثبیت قدرت طالبان و به رسمیت شناختن دوفاکتوی این گروه به عنوان حاکم مطلق و بلامنازع افغانستان به شمار میرود. برای درک ابعاد این یادداشت تحلیلی، میتوان انگیزه و پیامدهای این توافق را در سه سطح کلیدی ارزیابی کرد.

در سطح نخست، که مربوط به معماری امنیتی جدید در آسیای مرکزی و جنوبی است، روسیه سالهاست که نگران سرایت بیثباتی، تروریسم (بهویژه داعش خراسان) و قاچاق مواد مخدر از مرزهای جنوبی افغانستان به حیاط خلوت خود در آسیای مرکزی است. مسکو به این جمعبندی واقعگرایانه رسیده است که طالبان، علیرغم تمام چالشهای ایدئولوژیک، به عنوان تنها نیروی مسلط بر زمین در افغانستان، توانایی سرکوب گروههای گریز از مرکز را دارد. ورود مسکو به فاز «همکاریهای نظامی-فنی» گویای آن است که کرملین مایل است بازوی نظامی طالبان را برای حفظ ثبات در مرزهای همسایگان شمالی افغانستان تقویت کند. این توافق، در واقع، نوعی برونسپاری امنیت منطقهای به کابل در ازای مشروعیتبخشی سیاسی و لجستیکی است.
در سطح دوم، یعنی حوزه نوسازی تسلیحاتی طالبان و احیای میراث روسی، یکی از مهمترین ابعاد این توافق، احتمال دسترسی طالبان به تسلیحات، قطعات و تجهیزات مدرن ساخت روسیه است. ارتش تحت امر طالبان، اگرچه بخش عمدهای از تجهیزات به جامانده از ارتش پیشین افغانستان و آمریکا را در اختیار دارد، اما برای نگهداری، تعمیر و نوسازی ناوگان هوایی و زرهی خود که ریشه در تسلیحات روسی و شرقی دارد، به شدت نیازمند پشتیبانی فنی مسکو است. سفر ملا یعقوب به روسیه و گمانهزنیهای رسانههای روسی مانند نیزاویسیمایا گازتا نشان میدهد کابل به دنبال پر کردن خلاءهای لجستیکی خود از طریق مسکو است؛ امری که موقعیت نظامی طالبان را در برابر جبهههای معارض داخلی به شدت تقویت میکند.
در سطح سوم که تقابل با غرب در شطرنج ژئوپلیتیک را هدف قرار داده، موضعگیری سرگئی شویگو مبنی بر ضرورت آزادسازی داراییهای مسدودشده افغانستان توسط کشورهای غربی و تحمیل مسئولیت بازسازی به آنها، آشکارا ابعاد ضدغربی این توافق را برجسته میکند. در دوران انزوای بینالمللی طالبان و فشار تروئیکای غربی، روسیه با امضای توافقنامه نظامی، عملاً اهرمهای فشار واشنگتن و بروکسل بر کابل را بیاثر میکند. این پیام واضحی به غرب است که اگر میدان را خالی و داراییها را بلوکه کنند، مسکو خلاء قدرت را با نفوذ نظامی و استراتژیک خود پر خواهد کرد.
سرعت گرفتن همگرایی نظامی مسکو و کابل که پیشزمینه آن را میتوان در دیدارهای زمستان گذشته میان معاونان وزارتخانههای دفاع دو طرف جستجو کرد، نشاندهنده شکلگیری یک معادله جدید در منطقه است. روسیه با این اقدام، عملاً بر بقا و ماندگاری امارت اسلامی سرمایهگذاری کرده است. این توافقنامه نظامی-فنی، نهتنها موقعیت داخلی طالبان را مستحکمتر و دسترسی آنها به ابزارهای سخت قدرت را تسهیل میکند، بلکه جایگاه منطقهای این گروه را به عنوان یک بازیگر کلیدی و غیرقابل حذف در ژئوپلیتیک منطقه تثبیت میسازد؛ موازنه جدیدی که در آن، مسکو امنیت مرزهای خود را در گروِ تثبیت و تقویت حکومت کابل میبیند.