راحل موسوی
میز بینالملل خبرگزاری دید: حمله موشکی دیشب و امروز صبح ایران به سرزمینهای اشغالی را باید نقطه عطفی در موازنه قدرت منطقهای دانست؛ حملهای که نهتنها پیام نظامی داشت، بلکه پیامهای سیاسی و راهبردی آن، از تلآویو تا واشنگتن و بیروت را تحت تأثیر قرار داد. این اقدام، در بستر نقض آتشبس توسط اسرائیل در لبنان و حملات اخیر به ضاحیه جنوبی بیروت، بهعنوان پاسخی مستقیم و حسابشده از سوی تهران تعریف شد؛ پاسخی که هدف آن بازگرداندن بازدارندگی و تثبیت خطوط سرخ ایران و جبهه مقاومت بود.

توان موشکی ایران و گستردگی مبادی حمله
این حملات بار دیگر نشان داد که توان موشکی ایران، برخلاف ادعاهای آمریکا و اسرائیل درباره «نابودی زیرساختهای موشکی» همچنان چندلایه، پراکنده و مقاوم است. شلیک همزمان از مبادی مختلف، استفاده از موشکهای بالستیک با بردهای متفاوت، پهپادهای جتمحرک ناشناخته و هدفگیری زیرساختهای نظامی اسرائیل، نشان داد که شبکه موشکی ایران نهتنها آسیبپذیر نشده، بلکه قابلیت بقا و انعطاف آن افزایش یافته است.
حتی اگر بخشی از موشکها رهگیری شده باشد، نفسِ مجبور شدن اسرائیل به فعالسازی گسترده سامانههای دفاعی، تعطیلی مکاتب و ایجاد اختلال در زندگی روزمره، خود بخشی از کارکرد بازدارنده این حمله بود.
حمایت عملی از لبنان و جبهه مقاومت
ایران با اعلام رسمی این که حمله در پاسخ به نقض آتشبس در لبنان انجام شده، نشان داد که امنیت لبنان و بهویژه حزبالله را بخشی از عمق راهبردی خود میداند. این اقدام، پیام روشنی به متحدان منطقهای تهران داشت: حمایت ایران صرفاً سیاسی یا رسانهای نیست، بلکه در صورت نیاز، به اقدام مستقیم نظامی نیز تبدیل میشود.
این سطح از حمایت، اعتبار تعهدات ایران در جبهه مقاومت را تقویت کرد و نشان داد که تهران حاضر است هزینههای لازم برای حفظ موازنه در لبنان را بپردازد.
پیشدستی در پاسخ و بازدارندگی پویا
ایران تلاش کرد روایت حمله را در چارچوب «پاسخ به نقض آتشبس» تعریف کند، نه آغاز یک جنگ جدید. این چارچوب، از نظر حقوقی و سیاسی، اهمیت زیادی دارد و به تهران اجازه میدهد مشروعیت اقدام خود را در سطح منطقهای و بینالمللی حفظ کند.
در سطح راهبردی، این حمله نمونهای از «بازدارندگی پویا» بود؛ یعنی بازدارندگیای که تنها بر تهدید تلافی در آینده تکیه نمیکند، بلکه با پاسخ سریع و هدفمند، هزینه نقض خطوط سرخ را برای طرف مقابل بالا میبرد.
قدرت بازدارندگی ایران و پیام به آمریکا و اسرائیل
حمله دیشب و امروز صبح ایران به مراکز نظامی و انرژی رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی نشان داد که ایران همچنان توان ضربه زدن مستقیم به اسرائیل را دارد؛ حتی در شرایطی که تحت فشار تحریمها، حملات سایبری و تهدیدهای نظامی قرار گرفته است. این توان، هزینه هرگونه تشدید تنش را برای آمریکا نیز افزایش میدهد و واشنگتن را به سمت مهار بحران و نه گسترش آن سوق میدهد.
واکنش ترامپ؛ شکاف در مواضع واشنگتن ـ تلآویو
یکی از مهمترین پیامدهای حمله، واکنش دونالد ترامپ بود. او پس از حمله تأکید کرد که آمریکا قصد همراهی با اسرائیل برای دادن پاسخ نظامی به ایران را ندارد و این حمله، تمایل او برای رسیدن به توافق با ایران را تغییر نمیدهد.
ترامپ همچنین با تاکید بر این که «آمریکا تصمیمگیرنده است، نه اسرائیل» عملاً فاصلهگذاری آشکاری با نتانیاهو انجام داد. این موضع، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشانهای از شکست نسبی راهبرد فشار حداکثری و ناتوانی اسرائیل در کشاندن آمریکا به یک درگیری گستردهتر با ایران است.
جمعبندی
حمله جدید ایران به قلب سرزمینهای اشغالی را باید بخشی از یک راهبرد بزرگتر دانست: تثبیت بازدارندگی ایران، حمایت عملی از جبهه مقاومت، پاسخ به نقض آتشبس در لبنان و وادار کردن آمریکا به بازنگری در سطح حمایت از اسرائیل.
در عین حال، افزایش سطح درگیری همواره خطر خطای محاسباتی و گسترش ناخواسته جنگ را به همراه دارد و شاید به همین دلیل است که هم تهران و هم واشنگتن، در کنار نمایش قدرت، از «کنترل تنش» و «بازگشت به توافق» نیز سخن میگویند.