هرات زیر تیغ افراطگرایی؛ تشدید رفتارهای استبدادی به بهانه اصلاحات مذهبی
خبرگزاری دید: شهرهای بزرگ و تاریخی، هویت خود را از پویایی اجتماعی و زیست مدنی شهروندانشان میگیرند؛ اما امروز هرات، به عنوان کانون فرهنگی غرب افغانستان، به نقطه پرگار و آزمایشگاهی برای خشنترین و متناقضترین فرامین ایدئولوژیک طالبان علیه زنان تبدیل شده است.

حوادث خونین منطقه جبرئیل و شلیک مستقیم به روی معترضانی که در واکنش به موج دستگیریهای خودسرانه زنان به خیابان آمده بودند، نشان داد که بحران هرات، مشت نمونهی خروار و آینهی تمامنمای سیاستهای کلان، ساختاری و استبدادی طالبان در قبال کل زنان افغانستان است؛ مسئلهای که اکنون به اصلیترین خط مقدم تقابل عریان میان جامعه و حاکمیت تبدیل شده است. این بار، جرقه اعتراضات نه از احزاب سیاسی، بلکه از غیرت و استیصال جامعه در برابر شکستن حریم زنان برافروخته شد.
بزرگترین تناقض ادعایی در سیاستهای کلان طالبان، درست در همین بحران هرات دهن باز میکند؛ جایی که شعارهای پرطمطراق دستگاه حاکمه مبنی بر «احترام به کرامت، شریعت و عفت زنان»، در عمل به ربودن، تحقیر و بازداشت خشونتآمیز آنان در خیابانها بدون حضور محرم میانجامد. در نظام سنتی و فقهی که طالبان خود را پاسدار آن میدانند، حریم زن همواره خط قرمز جامعه بوده است، اما آنچه امروز در هرات جریان دارد، عیان میسازد که چگونه این حریمِ مذهبی و سنتی، به راحتی قربانی مصلحتِ بقای قدرت سیاسی و اعمال کنترل مطلق (توتالیتار) میشود.
در واقع، تفکر حاکم با نادیده گرفتن بدیهیترین اصول فقهی خود، از زن و آزادیهای بنیادی وی به عنوان کمهزینهترین ابزار برای کارنامهسازی ایدئولوژیک و پنهان کردن ناکارآمدیهای ساختاری در تأمین امنیت و اقتصاد استفاده میکند.
این سیاستهای ناخوشایند که امروز هرات را به مرز بحران رسانده است، دو لایهی خطرناک از رفتارهای استبدادی طالبان را در سطح کلان برملا میسازد؛ نخست اینکه اعمال فشار بیسابقه بر پوشش زنان و جرمانگاری حضور آنان بدون چادری یا برقع مورد نظر حاکمیت، تلاشی سیستماتیک برای نامرئی کردن نیمی از جمعیت و حذف کامل آنان از فضای عمومی است. حاکمیت با شکستن تابوی سنتی و بازداشت زنان بدون محرم در هرات، آگاهانه در پی ایجاد حس ناامنی و تزریق رعب به خانوادههاست تا مردان را مجبور کند برای حفظ امنیت اعضای خانواده، خود به ناظمی برای خانهنشین کردن زنان تبدیل شوند و جامعه را از درون فلج کنند.
دوم اینکه، حوادث جبرئیل نشاندهنده یک تغییر فاز خطرناک به سمت سرکوب خونین است؛ تفنگی که در هرات به روی شهروندان معترض به بازداشت زنان کشیده شد، هراس عمیق و کلان حاکمیت را از پتانسیل انفجاری مسئلهی زنان و همراهی بدنه جامعه با آنان نشان میدهد.
نتایج این سیاستهای زنستیزانه و استبدادی، هرات و کل افغانستان را در وضعیت بحران فزاینده و انزوای مطلق بینالمللی قرار داده است. تبدیل یک شهر فرهنگی به فضایی ناامن که در آن قدم زدن معمولی در خیابان مایه هراس و دستگیری زنان باشد، شاید در کوتاهمدت خفقان ایجاد کند، اما در درازمدت پتانسیل اعتراض را زیر پوست شهر متراکمتر میسازد. صدای شلیکها در جبرئیل، فراتر از یک برخورد محلی، شلیک به حق زیست انسانی زنان در تمام کشور بود؛ اما ایستادگی مردم هرات ثابت کرد که وجدان بیدار جامعه، تحقیر ساختاری زنان را تحت هیچ نام و بهانهای برنمیتابد.
زنان افغانستان امروز با تبدیل شدن به محور اصلی مقاومت در برابر این رفتارهای استبدادی، مشروعیت اخلاقی و ادعاهای مذهبی حاکمیت را به جدیترین چالش کشیدهاند و نشان دادهاند که هیچ تیغ افراطی نمیتواند حقِ بودنِ آنها را برای همیشه قطع کند.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید