اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

رمزگشایی از بن‌بست دیپلماتیک کابل-اسلام‌آباد؛ طالبان چه تضمین‌هایی به پاکستان دادند؟

خبرگزاری دید: روابط میان اسلام‌آباد و کابل پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت، برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه، به جای همگرایی وارد دالان تاریکی از تنش‌های فزاینده امنیتی شده است. اوج این تنش‌ها در روزهای اخیر با اظهارات خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، عیان شد؛ جایی که وی رسماً اعلام کرد روند دیپلماسی با حکومت طالبان به بن‌بست رسیده و کابل را به عدم ارائه تضمین‌های لازم متهم کرد. اما ورود زلمی خلیلزاد، نماینده سابق آمریکا در امور افغانستان، به این بحث و بازخوانی بسته پیشنهادی طالبان، ابعاد تازه‌ای از این بحران را برملا کرد.

رمزگشایی از بن‌بست دیپلماتیک کابل-اسلام‌آباد؛ طالبان چه تضمین‌هایی به پاکستان دادند؟

روایت خلیلزاد نشان می‌دهد که کابل نه تنها دست‌بسته نبوده، بلکه مجموعه‌ای از اقدامات و تضمین‌های مکتوب و عملی را روی میز اسلام‌آباد گذاشته است؛ فهرستی که این پرسش بزرگ را ایجاد می‌کند: چرا ارتش و دولت پاکستان همچنان دیپلماسی را ناکام می‌دانند؟

بر اساس جزئیات افشاشده، طالبان افغانستان گام‌های بی‌سابقه‌ای برای اعتمادسازی برداشته‌اند. صادر کردن فتوای شرعی مبنی بر حرمت حملات افغان‌ها علیه پاکستان، انتقال پناهجویان خط دیورند به عمق خاک افغانستان، پذیرش حضور بازیگر سوم برای راستی‌آزمایی امنیتی و اعلام آمادگی برای امضای توافق مکتوب، همگی نشان‌دهنده انعطاف ملموس کابل است. در واقع، طالبان تلاش کرده تا به بزرگترین هراس امنیتی اسلام‌آباد، یعنی فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی) ، پاسخ دهد.

با این حال، گره اصلی بن‌بست کنونی در دو نکته نهفته است: نخست، پافشاری طالبان بر اصل «تضمین متقابل» و دوم، تغییر در ماهیت پیوند کابل و اسلام‌آباد. طالبان امروزی، دیگر یک گروه شبه‌نظامی وابسته به پناهگاه‌های کویته و پیشاور نیست؛ آن‌ها خود را یک دولت مستقر با حاکمیت ملی می‌دانند. وقتی کابل در برابر تضمین‌های خود، خواهان تعهد مکتوب پاکستان مبنی بر عدم حمایت از داعش خراسان و گروه‌های مخالف طالبان می‌شود، در واقع به دنبال برقراری یک رابطه دوجانبه، متوازن و هم‌سطح است؛ امری که با دکتریین سنتی سیاست خارجی پاکستان در قبال عمق استراتژیک افغانستان همخوانی ندارد. دستگاه امنیتی پاکستان عادت به تعامل با یک «تابع» دارد، نه یک «شریک برابر».

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد مطالبات واقعی اسلام‌آباد فراتر از بسته‌ پیشنهادی طالبان است. تشکیلات نظامی پاکستان احتمالاً خواهان اقدام سخت، مستقیم و استرداد کامل رهبران تی تی پی است؛ سناریویی که طالبان افغانستان به دلیل پیوندهای ایدئولوژیک، قومی و جهادی دیرینه، هرگز تن به آن نخواهند داد. طالبان ترجیح می‌دهد تی تی پی را مدیریت، مهار یا جابجا کند، اما وارد جنگ رو در رو با آن‌ها نخواهد شد.

در این میان، اصرار وزیر دفاع پاکستان بر شکست دیپلماسی و تمرکز بر گزینه سخت‌افزاری، زنگ خطر را در داخل این کشور نیز به صدا درآورده است؛ تا جایی که شماری از اعضای پارلمان پاکستان نسبت به پیامدهای فاجعه‌بار و هزینه‌های سرسام‌آور تکیه بر گزینه نظامی هشدار داده‌اند. پاکستان در حال حاضر با بحران‌های کمرشکن اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و ورود به یک تقابل نظامی فرسایشی با همسایه غربی، می‌تواند پاشنه آشیل امنیت داخلی این کشور باشد.

در نهایت، رمزگشایی از این بن‌بست نشان می‌دهد که مشکل اصلی، فقدان پیشنهاد یا طرح دیپلماتیک نیست، بلکه عدم انطباق انتظارات است. طالبان با ارائه بسته‌ای جامع، توپ را به زمین اسلام‌آباد انداخته و آمادگی خود را برای یک توافق جدی نشان داده است. اکنون افکار عمومی و ساختار سیاسی پاکستان باید به این سؤال اساسی پاسخ دهند که وقتی سازوکارهای دوجانبه، فتوای شرعی و حضور ناظران بین‌المللی برای راستی‌آزمایی روی میز است، اصرار بر طبل جنگ و بن‌بست نمایی دیپلماسی چه منافع پنهانی را برای استراتژیست‌های نظامی اسلام‌آباد تامین می‌کند؟ تداوم این رویکرد، مرزهای دو کشور را بیش از پیش به سمت بی‌ثباتی سوق خواهد داد.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا