اجتماعاسلایدشوجهانسیاستگزارش

بحران مشروعیت در نهضت‌العلما؛ برند «اسلام انسان‌دوستانه» زیر فشار روابط نومحافظه‌کارانه و نزدیکی به رژیم صهیونیستی

میز بین‌الملل خبرگزاری دید: نهضت‌العلما، بزرگ‌ترین سازمان اسلامی اندونزیا، طی سال‌های اخیر کوشیده بود با برند «اسلام انسان‌دوستانه» خود را به‌عنوان الگوی جهانی اعتدال معرفی کند، اما این پروژه که قرار بود سرمایه‌ای برای دیپلماسی مذهبی اندونزیا باشد، اکنون به بحرانی جدی در رهبری این سازمان تبدیل شده است. افشای روابط گسترده برخی رهبران نهضت‌العلما با محافل نومحافظه‌کار آمریکا و چهره‌های نزدیک به رژیم صهیونیستی، موجی از اعتراض داخلی ایجاد کرده و مشروعیت این سازمان را در آستانه کنگره ملی ۲۰۲۶ با چالش روبه‌رو ساخته است.

نقطه آغاز بحران، حضور پیتر برکوویتز، مقام ارشد دولت نخست ترامپ و چهره شناخته‌شده نومحافظه‌کار، در آکادمی رهبری ملی نهضت‌العلما در آگست ۲۰۲۵ بود. برکوویتز که سابقه همکاری با محافل حامی اسرائیل دارد، پیش‌تر نیز در نامه‌ای سرگشاده به مارکو روبیو خواستار گسترش همکاری واشنگتن با نهضت‌العلما شده بود؛ نامه‌ای که در وب‌سایت مرکز ارزش‌های مشترک تمدنی  (CSCV)دبیرخانه آمریکایی فعالیت‌های بین‌المللی نهضت‌العلما، منتشر شد. انتشار سوابق سیاسی او در شبکه‌های اجتماعی، دانشگاه اندونزیا را به عذرخواهی واداشت و رسانه رسمی نهضت‌العلما نیز تأیید کرد که هیات اجرایی این سازمان یک هفته پیش از آن میزبان برکوویتز بوده است.

در پی این جنجال، مفتاح‌الاخیار، عالی‌ترین مرجع دینی نهضت‌العلما، خواستار توقف فعالیت آکادمی رهبری و تعلیق تفاهمنامه با CSCV شد. یحیی خلیل ثقوف، مشهور به «گوس یحیی» رئیس هیات اجرایی مرکزی، با پذیرش «غفلت» در دعوت از برکوویتز از اعضا عذرخواهی کرد، اما این اقدام مانع تشدید بحران نشد. شورای نظارتی «شورای علما» در نوامبر ۲۰۲۵ رسماً خواستار برکناری او شد و یک ماه بعد نشست عمومی هیات اجرایی، گوس یحیی را کنار گذاشت. هرچند نشست عمومی دوم در جنوری ۲۰۲۶ او را دوباره به ریاست بازگرداند، اما شکاف داخلی پابرجا ماند.

ریشه این بحران تنها یک اشتباه تشکیلاتی نبود، بلکه نتیجه سال‌ها پیوند نهضت‌العلما با شبکه‌ای از شرکای خارجی با گرایش‌های متناقض است. پروژه «اسلام انسان‌دوستانه» که به‌عنوان برند بین‌المللی نهضت‌العلما معرفی شد، برخلاف تصور عمومی، محصول یک جریان الهیاتی داخلی نبود. طراح اصلی آن سی. هالند تیلور، مدیر پیشین یک شرکت مخابراتی از کارولینای شمالی بود که هیچ سابقه‌ای در اسلام اندونزیا نداشت. او با همکاری نزدیک گوس یحیی، مؤسسات CSCV و بنیاد بیت‌الرحمة را تأسیس کرد و شبکه‌ای از ارتباطات در محافل نومحافظه‌کار آمریکا ایجاد نمود.

این شبکه شامل چهره‌هایی چون مری آن گلندون و پیتر برکوویتز بود و حتی به هماهنگی سخنرانی مایک پمپئو در جاکارتا در سال ۲۰۲۰ انجامید. پروژه «اسلام انسان‌دوستانه» در محافل غربی، به‌ویژه در حوزه «آزادی ادیان» جایگاهی تثبیت‌شده یافت و حتی به حضور در پارلمان اروپا، نامزدی جایزه صلح نوبل و مشارکت در گفت‌وگوهای دینی R20 در چارچوب اجلاس G20 منجر شد.

اما این موفقیت‌ها هزینه‌های سنگینی داشت. نخستین تناقض، همکاری نهضت‌العلما با چین بود. سفر هیأتی از PBNU به سین‌کیانگ در سال ۲۰۱۹ و انکار وجود اردوگاه‌های اویغورها توسط روبیکین امحاس، واکنش تند فعالان حقوق بشر را برانگیخت و نهضت‌العلما ناچار شد مواضع نخستین خود را تعدیل کند. با این حال، روابط آموزشی و فرهنگی با چین ادامه یافت.

تناقض دوم، همکاری با حزب حاکم هند (BJP) و سازمان RSS بود؛ جریانی که سابقه خشونت علیه مسلمانان دارد. دعوت رسمی از رام مادهاو برای مشارکت در سازماندهی اجلاس  R20، با اصول اعلامی نهضت‌العلما درباره تکثرگرایی و همزیستی در تضاد آشکار بود. مادهاو بعدها در دفاع از ممنوعیت حجاب در مکاتب کارناتاکا، به «الگوی مسلمانان اندونزیا» استناد کرد؛ دقیقاً همان نوع بهره‌برداری سیاسی که نهضت‌العلما قصد داشت از آن جلوگیری کند.

تناقض سوم، همکاری مالی با رابطه العالم الاسلامی سعودی بود؛ نهادی با پیشینه وهابی که از نظر تاریخی در تضاد با مواضع نهضت‌العلما قرار دارد. برای حفظ این حمایت مالی، هیات اجرایی مرکزی نهضت‌العلما تصمیم نهاد داخلی شورای تبلیغ و دعوت این نهضت را که خواستار لغو به رسمیت شناختن وهابیت بود، کنار گذاشت؛ اقدامی که استقلال اعتقادی سازمان را زیر سؤال برد.

اما حساس‌ترین و انفجاری‌ترین تناقض، نزدیکی نهضت‌العلما به محافل حامی اسرائیل بود. سفر گوس یحیی به بیت‌المقدس در سال ۲۰۱۸ و دیدار با نتانیاهو، اعتراض‌های گسترده‌ای در اندونزیا برانگیخت. پس از آغاز جنگ غزه، مواضع محتاطانه نهضت‌العلما در مقایسه با سازمان محمدیه، به اعتبار آن آسیب زد و عقب‌گردی آشکار از سنت تاریخی این سازمان تلقی شد؛ سنتی که عبدالرحمن واحد، رئیس‌جمهور پیشین اندونزیا، با دفاع صریح از تشکیل کشور فلسطین نمایندگی می‌کرد.

در چنین فضایی، ادعای گوس یحیی مبنی بر بی‌اطلاعی از سوابق برکوویتز، برای افکار عمومی قابل پذیرش نبود. مخالفان او از نارضایتی واقعی بدنه اجتماعی نهضت‌العلما بهره گرفتند و بحران برکوویتز را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل کردند.

پرونده نهضت‌العلما نشان می‌دهد سازمان‌های دینی که مشروعیت خود را از پایگاه مردمی می‌گیرند، نمی‌توانند سیاست خارجی خود را بدون توجه به حساسیت‌های داخلی پیش ببرند. شبکه شرکای خارجی و وابستگی‌های مالی، دامنه تصمیم‌گیری آنان را محدود می‌کند و در نهایت همان اعتبار داخلی را تضعیف می‌سازد که اساس توجه بازیگران خارجی بوده است. پروژه «اسلام میانه‌رو» نهضت‌العلما، نمونه‌ای از چالش میان مطالبات داخلی و انتظارات خارجی است؛ چالشی که این سازمان تاکنون نتوانسته از آن عبور کند.

منبع: نئوماندالا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا