اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاستمنطقه

محور دهلی–کابل؛ ریشه‌های تاریخی تنش افغانستان-پاکستان

خبرگزاری دید: ما نمی‌توانیم افغانستان را نادیده بگیریم یا آرزو کنیم که از معادلات منطقه‌ای حذف شود؛ این داستانی قدیمی است. ماجرا به سال ۱۹۴۷ برمی‌گردد؛ زمانی که افغانستان تنها کشوری بود که با عضویت پاکستان در سازمان ملل مخالفت کرد. در آن زمان، افغانستان تحت حاکمیت خاندان بارکزی و پادشاهی محمد ظاهرشاه قرار داشت.

محور دهلی–کابل؛ ریشه‌های تاریخی تنش افغانستان-پاکستان

از آن زمان تاکنون، تحولات خونین و پیچیده بسیاری در افغانستان رخ داده و قدرت‌های بزرگ نیز در جنگ‌ها و بحران‌های این کشور دخیل بوده‌اند. نویسنده معتقد است بخش مهمی از مشکلات پاکستان در روابط با کابل، به ادعای تاریخی برخی رهبران افغانستان درباره سرزمین‌هایی بازمی‌گردد که آن‌ها «از دست‌رفته» می‌دانند. به نقل از ایوب خان، افغانستان در گذشته حتی خواهان قلمروهایی تا نزدیکی کراچی بوده است.

ریشه بخشی از این دیدگاه به دوران احمدشاه ابدالی بازمی‌گردد. پس از پیروزی او در نبرد سوم پانی‌پت در سال ۱۷۶۱، او هنگام بازگشت به افغانستان، برخی حاکمان مناطق اطراف رود سند را تابع خود دانست. بعدها بریتانیا، افغانستانی‌ها را از مناطقی که امروز بلوچستان و بخش بزرگی از خیبرپختونخوا را تشکیل می‌دهد، عقب راند و در نهایت مرزی حدود ۲۶۰۰ کیلومتر میان افغانستان و پاکستان شکل گرفت.

نویسنده می‌گوید هند نیز در دوره جنگ سرد از احساسات ضدپاکستانی برخی سیاستمداران افغانستان استفاده کرد. از آنجا که پاکستان در بسیاری از ائتلاف‌های نظامی تحت رهبری امریکا قرار داشت و افغانستان به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک بود، کابل برای مقابله با پاکستان از حمایت هند نیز بهره می‌گرفت. به این ترتیب، به باور نویسنده، نوعی محور نانوشته میان کابل، دهلی و مسکو علیه پاکستان شکل گرفت.

با این حال، نویسنده استدلال می‌کند که در نهایت این افغانستان بود که بیشترین آسیب را دید؛ این کشور اشغال، استثمار و غارت شد، حاکمیت خود را از دست داد و به یکی از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شد. میلیون‌ها افغانستانی نیز برای یافتن امنیت، غذا و زندگی بهتر به پاکستان پناه بردند و شماری از آنان در این کشور تابعیت گرفتند و به فعالیت‌های اقتصادی پرداختند.

در بخش دیگری از مقاله، نویسنده ادعا می‌کند که کابل و دهلی از گروه‌های مسلح مخالف پاکستان حمایت می‌کنند. او به گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) اشاره کرده و مدعی است این گروه‌ها از خاک افغانستان برای برنامه‌ریزی و اجرای حملات علیه اهداف نظامی و غیرنظامی پاکستان استفاده می‌کنند. همچنین ادعا شده است که بخشی از تجهیزات نظامی موجود نزد این گروه‌ها، سلاح‌های باقی‌مانده از خروج نیروهای ناتو از افغانستان و بخشی نیز سلاح‌های تامین‌شده از سوی هند است.

نویسنده حمله ماه جون به یک مرکز نیروهای رنجرز در کراچی را نمونه‌ای از آنچه «رویکرد ضدپاکستانی حاکمان کابل» می‌خواند، دانسته و می‌گوید پاکستان با وجود مشکلات اقتصادی و انزوای دیپلماتیک افغانستان، با تهدیدهایی از داخل خاک افغانستان روبه‌رو است.

در ادامه، به اظهارات آصف درانی، نماینده پیشین پاکستان در امور افغانستان، اشاره شده است. او گفته است که تنش میان پاکستان و طالبان افغانستان تا زمانی ادامه خواهد داشت که تهدید تی‌تی‌پی برطرف شود. درانی همچنین مدعی شده است که پاکستان اقدامات خود را در چارچوب قوانین بین‌المللی و با استناد به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل توجیه می‌کند؛ ماده‌ای که حق دفاع از خود در برابر تهدیدهای مسلحانه را به رسمیت می‌شناسد.

او همچنین گفته است که اعضای تی‌تی‌پی در پایگاه‌های جداگانه و دور از مناطق مسکونی فعالیت نمی‌کنند و به همین دلیل، در جریان عملیات نظامی، مناطق مسکونی نیز ممکن است درگیر شوند.

جمع‌بندی
مقاله استدلال می‌کند که پاکستان باید فشارهای سیاسی و امنیتی خود بر طالبان افغانستان را افزایش دهد تا از فعالیت گروه‌های مسلح ضدپاکستانی در خاک افغانستان جلوگیری شود. نویسنده ریشه این تنش‌ها را در اختلافات تاریخی افغانستان و پاکستان، رقابت هند و پاکستان و تحولات دوران جنگ سرد می‌داند و از اقدامات نظامی پاکستان در داخل افغانستان دفاع می‌کند. [گفتنی است که ادعاهای مطرح‌شده درباره حمایت هند از تی‌تی‌پی و BLA، مشروعیت حملات پاکستان و نقش کابل در «تامین مالی تروریزم» را نباید به‌عنوان واقعیت‌های اثبات‌شده مستقل تلقی کرد.]

مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: داون – Dawn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا