خبرگزاری دید: پیروزی عایشه وهاب در انتخابات ویژه مجلس نمایندگان آمریکا و راهیابی وی به عنوان نخستین افغانتبار به این نهاد قانونگذاری، فراتر از یک خبر داغ و جذاب سیاسی در ایالت کالیفرنیاست. این رویداد یک نقطه عطف تحلیلی، نمادین و بسیار پررنگ از تغییر الگوی زیست، هویت و میزان اثرگذاری دیاسپورای افغانستان در جغرافیای غرب به شمار میرود.

وقتی زن جوانی که در کودکی والدینش را از دست داده، در سیستم سرپرستی و پرورشگاه بزرگ شده و مسیر رشد را از مددکاری اجتماعی و شورای شهر تا سنای ایالتی طی کرده است، امروز بر کرسی کنگره مینشیند، یعنی داستان مهاجرت جامعه افغانستان وارد فصل کاملاً جدیدی شده است.
تا پیش از این، تصویر غالب از جامعه پناهجویان و مهاجران افغان در غرب بهویژه در میان نسلهای قدیمیتری که به دلیل جنگ شوروی و بحرانهای دهه نود کوچ کردند عمدتاً حول محور تلاش برای بقا، انطباق با جامعه مقصد، کار سخت و دوری از جنجالهای سیاسی تعریف میشد. این نسل که رنج آوارگی را بر دوش کشیده بود، بیشتر ترجیح میداد در حاشیه امن جامعه زندگی کند، از مسائل حساس سیاسی دوری جوید و حضور خود را در قالب فعالیتهای محافظهکارانه یا غیرسیاسی حفظ کند. اما عایشه وهاب و نسل تازهای از جوانان افغانتبار نشان میدهند که الگوی رفتاری دیاسپورا به کلی تغییر کرده است؛ آنها دیگر به «حاشیهنشینی» و تماشاچی بودن قانع نیستند و تصمیم گرفتهاند به متن قدرت و جریان اصلی تصمیمگیری در جوامع میزبان ورود کنند.
نکته حائز اهمیت در مسیر وهاب این است که وی برای دستیابی به این کرسی، هویت و ریشههای خود را کتمان نکرد. وهاب نه تنها سعی نکرد برای جلب رضایت جریانهای اصلی قدرت، مواضعی خنثی یا انفعالی بگیرد، بلکه به عنوان نمایندهای از بدنه جناح مترقی، صریحترین مواضع را درباره سیاست خارجی اتخاذ کرد. موضعگیریهای وی درباره بحران غزه، انتقاد از عملکرد نظامی و حمایت از قطعنامههای بشردوستانه، این سیاستمدار افغانتبار را در برابر فشارهای سنگین تبلیغاتی و هزینههای چند میلیون دلاری لابیهای قدرتمند آمریکایی و اسرائیلی چون «آیپک» قرار داد. با این حال، ایستادگی بر اصول و عدم عقبنشینی از ارزشهای انسانی، کلید اصلی جلب اعتماد بدنه رایدهندگان در حوزه انتخابیهاش شد.
این پیروزی، در زاویهای دیگر، یک پارادوکس عمیق و دردناک را هم در برابر چشمان ما میگذارد؛ تقابل میان وضعیت زنان در داخل افغانستان و موفقیتهای چشمگیر دیاسپورا در خارج از کشور. در روزگاری که دختران و زنان در داخل افغانستان تحت حاکمیت طالبان از ابتداییترین حقوق انسانی نظیر آموزش، کار و حضور در عرصه عمومی محروم هستند، یک زن افغانتبار در آن سوی جهان به عالیترین نهاد قانونگذاری یکی از قدرتمندترین کشورهای دنیا راه مییابد. این تقابل به روشنی نشان میدهد که انسداد سیاسی و ایدئولوژیک چطور ظرفیتهای عظیم انسانی را در داخل کشور سرکوب میکند، در حالی که همین ریشهها در یک بستر آزاد و مبتنی بر فرصتهای برابر، قادرند سقفهای شیشهای را بشکنند و تا عالیترین مدارج مدیریتی و سیاسی پیش بروند.
علاوه بر این، حضور چهرههایی مانند وهاب در ساختار قدرت، نویدبخش ایجاد یک شبکه حمایتی و رسانهای جدید برای بازتاب صدای مردم افغانستان است. دیاسپورا اکنون نه صرفاً یک جامعه پناهجویی ارسالکننده حوالههای مالی، بلکه یک وزنه سیاسی است که میتواند در سیاستگذاریهای بینالمللی در قبال افغانستان مؤثر باشد.
راهیابی وهاب به کنگره پیام روشنی برای نسل جدید مهاجران دارد؛ تجربه زیسته در میان بحران، مهاجرت و رنج، نقطهضعف نیست؛ بلکه سرمایهای عمیق برای فهم بهتر دردهای جامعه، درک واقعیتهای انسانشناختی و اصلاح ساختارهای موجود است. وی ثابت کرد که دیاسپورای افغانستان دیگر تنها روایتی از رنج، پناهجویی و انفعال» نیست، بلکه روایتی تازه از قدرت، قانونگذاری و اثرگذاری مستقیم است؛ روایتی که صدای آن از این پس در تالارهای اصلی تصمیمگیری شنیده خواهد شد.
نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید