میراث گذشته و بنبست امروز؛ نگاهی به اظهارات عایشه وهاب درباره بحران افغانستان
خبرگزاری دید: اظهارات اخیر عایشه وهاب درباره افغانستان، فراتر از ابراز همدردیهای معمول یا تعارفات رایج در فضای دیپلماتیک است. وی بهعنوان نخستین افغانتبار حاضر در کنگره آمریکا، از مواضع خنثی و انفعالی فاصله گرفته و روایتی آسیبشناسانه، صریح و بدون تعارف از ۲۵ سال بحران افغانستان ارائه داده است. این رویکرد تحلیلی، ابعاد تازهای از بنبست سیاسی، انحصار ایدئولوژیک و بیاعتمادی تاریخی را در این کشور کالبدشکافی میکند.

نگاه وهاب به پرونده افغانستان بر چند محور اساسی استوار است. نخست، اینکه وی محرومیت دختران و زنان از آموزش و حضور در عرصه عمومی را نه صرفاً یک تضییع حق فردی یا موضوعی محدود به حقوق بشر، بلکه یک فاجعه ساختاری برای آینده کشور میداند. از نگاه این قانونگذار، حذف نیمی از جمعیت، خطری خاموش است که زیرساختهای انسانی، علمی و اقتصادی افغانستان را در میانمدت و بلندمدت از درون تهی خواهد کرد و کشور را با بحران عمیق توسعه مواجه میسازد.
دومین محور برجسته در سخنان وهاب، صراحت در نقد رهبران سیاسی و دولتمردان حکومت گذشته است. وی بدون لکنت و تعارف یادآوری میکند که این چهرهها در دوران حمایت همهجانبه ایالات متحده، بهجای تمرکز بر منافع ملی و ملتسازی، کشور را به تاراج بردند و اعتماد عمومی را نابود ساختند. وهاب نشان میدهد که ریشه بحران امروز را نباید صرفاً در حوادث اخیر جستجو کرد، بلکه بخشی از این فروپاشی حاصل عملکرد کسانی است که قدرت را فرصتی برای ثروتاندوزی شخصی و بقای جناحی دیدند.
در کنار این دو نقد تند، وهاب به دیپلماسی واقعگرایانه باور دارد و تاکید میکند که واشنگتن نباید افغانستانِ محصور در خشکی را کاملاً ایزوله کند. به باور وهاب، ایالات متحده باید برای بهرهبرداری از منابع طبیعی گسترده و همچنین اعمال فشار مؤثر در زمینه حقوق مدنی و انسانی، کانالهای تعامل و مذاکره را با گروه طالبان باز نگه دارد؛ چرا که انزوای کامل تنها به سود رقبای منطقهای و زیان مردم افغانستان خواهد بود.
اظهارات این نماینده منتخب کنگره آمریکا نشان میدهد که جامعه افغانستان امروز در میان دو تجربه ناکام گرفتار شده است: انحصار ایدئولوژیک و انسداد حقوقی امروز در یکسو، و خاطره تلخ فساد و بیمسئولیتی گذشته در سوی دیگر.
این نقد دوطرفه، به روشنی درماندگی اپوزیسیون سنتی و بحران عمیق یک «بدیل مشروع» در سیاست افغانستان را به تصویر میکشد؛ چرا که مردم نه تمایلی به بازگشت به فساد دیروز دارند و نه تاب تحمل انسداد امروز را.
آسیبشناسی و نقد رویکرد عایشه وهاب:
با این حال، رویکرد و دیدگاه عایشه وهاب خالی از تناقضهای اساسی و سادهانگاریهای سیاسی نیست. نخستین نقد متوجه ایده «تعامل اقتصادی در کنار فشار حقوق بشری» است. وهاب در حالی خواستار ورود واشنگتن به قراردادهای اقتصادی بر سر منابع طبیعی افغانستان میشود که تجربه تاریخ دیپلماتیک نشان داده تعاملات مالی با حاکمیتهای انحصارگرا، معمولاً به سود تقویت همان ساختار تمام میشود. این ایده که میتوان بدون داشتن اهرمهای فشار الزامآور و عملی، از طریق معامله بر سر منابع طبیعی، طالبان را به تمکین در برابر حقوق زنان و آزادیهای مدنی وادار کرد، بیشتر شبیه یک خوشبینی سادهلوحانه در فضای سیاست خارجی است تا یک استراتژی کارآمد.
ثانیاً، وهاب از موقعیت یک قانونگذار آمریکایی سخن میگوید، اما رویکردش خط مرز باریکی میان منافع ملی آمریکا و حقوق مردم افغانستان دارد. همچنین تاکید بر لزوم تعامل آمریکا برای «برداشت از منابع اقتصادی»، ممکن است در میان افکار عمومی افغانستان نه بهعنوان یک راهکار نجات، بلکه بهعنوان بازتولید همان نگاه معاملهگرانه غرب نسبت به ثروتهای این کشور تعبیر شود.
در نهایت، نقد وهاب به رهبران سیاسی گذشته بسیار واقعی است، اما وی در ارائه یک بدیل جایگزین کاملاً ساکت است. نقد همزمان گذشته و حال، بدون ترسیم یک چشمانداز یا نقشه راه روشن برای شکلگیری جریان سوم، تحلیل عایشه وهاب را در سطح یک مرثیهخوانی رادیکال برای افغانستان متوقف میکند؛ نقطهای که در آن محاسبات و شعارهای روی کاغذ، در برابر واقعیتهای سخت و پیچیده روی زمین کم میآورند.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید