اجتماعاسلایدشوتحلیلجهانسیاست

استعمار چگونه هویت‌های قومی را در تقابل با هویت اسلامی مهندسی کرد؟

خبرگزاری دید: اسلام، دینی است که انسان را به فراتر از مرزهای خون و خاک فرامی‌خواند و او را در دایره‌ای به نام «امت» جای می‌دهد؛ امتی که پیوندش نه بر اساس قوم و زبان، بلکه بر محور ایمان، تقوا و عدالت استوار است. در منطق قرآن، انسانِ مسلمان تنها یک هویت دارد و آن هویت اسلامی است؛ هویتی توحیدی که در آن دوگانگی میان «اسلام» و «قوم» جایی ندارد.

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (سوره الحجرات، آیه ۱۳)

در این آیه، خداوند فلسفه تفاوت‌های قومی و قبیله‌ای را بیان می‌دارد: «لِتَعَارَفُوا» — یعنی برای شناخت، ارتباط، هم‌افزایی و همکاری، نه تفاخر و برتری‌طلبی.

در نهایت معیار برتری را تعیین می‌کند:

«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» — گرامی‌ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.

حقیقت هویت در نگاه اسلام

هویت هر جامعه زمانی حقیقی و پایدار است که بر پایه ایمان و حاکمیت احکام الهی شکل گیرد. اگر رهبری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه در محور دین قرار گیرد، دیگر نیازی به طرح هویت‌های فرعی مانند قوم، قبیله یا نژاد باقی نمی‌ماند. اسلام، جامعِ همه عرصه‌های حیات است و هویت انسان مسلمان را بر ایمان، عدالت و تکلیف بنا می‌کند، نه بر نسب و تبار.

پروژه استعمار در مهندسی هویت

نظام استعماری می‌داند که قدرت حقیقی مسلمانان در ایمان و وحدت امت نهفته است، نه در مرزهای جغرافیایی. از همین‌رو، پروژه هویتی دشمن بر سه محور استوار است:

            1.        ملی‌سازی اسلام؛ یعنی فروکاستن اسلام به مرزهای کشورها و جایگزین‌کردن مفهوم «امت» با «ملت».

            2.        قوم‌سازی ملیت؛ یعنی دامن‌زدن به تفاخرهای زبانی، نژادی و قبیله‌ای برای ایجاد شکاف داخلی.

            3.        سکولارسازی نهایی؛ یعنی بیرون راندن دین از عرصه قانون، سیاست و فرهنگ تا اسلام به هویتی صرفاً تاریخی و تزئینی بدل شود.

ملی‌گرایی، همان شرک در لباس وطن‌دوستی است، اگر از مدار دین خارج شود.

معیار برتری؛ تقوا نه تبار

اسلام تفاوت‌های قومی را نفی نکرده، بلکه هدف از آن را شناخت و تعاون دانسته است، نه برتری‌جویی. انسان‌ها ملت‌ها و قبایلی‌اند تا هم‌افزایی کنند، تجربه بیاموزند و مسیر رشد معنوی و اجتماعی را با هم طی نمایند. اما هنگامی که «تعارف» به «تفاخر» بدل شود، انحراف آغاز می‌گردد.

همان‌گونه که غزالی می‌گوید: «تفاوت اقوام، رنگ‌های خداوند بر چهره زمین است؛ ولی هر رنگی که به جای خدا بنشیند، بت می‌شود. رسالت علما این است که امت را از تبدیل هویت دینی به هویت تباری بازدارند، و «دعوت» را بر پایه عقلانیت و کرامت انسانی استوار کنند.

تفاوت‌های قومی و جنسی؛ تکوینی نه اختیاری

در قانون آفرینش الهی، بسیاری از ویژگی‌های انسان ــ چون قوم، وطن، رنگ پوست، زبان، زن یا مرد بودن ــ از دایره اختیار بیرون است. این امور تکوینی و جبری‌اند، نه انتخابی.

هیچ انسانی در انتخاب قوم، وطن یا جنس خود دخالتی ندارد؛ ازاین‌رو نمی‌تواند این امور را معیار برتری یا امتیاز قرار دهد.

قرآن کریم این تفاوت‌ها را «آیات الهی» معرفی می‌کند، نه وسایل افتخار یا تحقیر:

وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ (روم: ۲۲)

بنابراین، تفاوت قومی، زبانی و جنسی، زیبایی‌های خلقت است، نه معیار ارزش. برتری واقعی در آن است که انسان در عرصه اختیار خود ــ یعنی ایمان، عمل صالح، عدالت و تقوا ــ رشد یابد.

برخی تلاش می‌کنند قومیت و اسلامیت را در یک سطح قرار دهند و ارزش مساوی برای آن‌ها قائل شوند. این نگاه، از منظر اسلام سیاسی کاملاً انحرافی است و با منطق قرآن و سنت ناسازگار است.

            1.        اسلامیت محور هویت و معیار برتری است، قرآن صراحت دارد که معیار برتری انسانی، تقوا و ایمان است، نه قوم یا ملیت.

            2.        قومیت یک هویت تکوینی است، اسلامیت هویت ارادی و عبادی: افغان بودن از امور جبری است، اما اسلامیت حاصل ایمان، عمل صالح و اطاعت از شریعت است.

            3.        انحراف فرهنگی و سیاسی: دادن ارزش مساوی به افغانیت و اسلامیت، در واقع بازتولید پروژه‌های استعمار فرهنگی برای تضعیف امت اسلامی است.

            4.        تداعی هویت توحیدی: تنها راه نجات امت، بازگشت به هویت توحیدی اسلامی است؛ هویتی که همه اقوام را در پرچم ایمان گرد می‌آورد و معیار ارزش، تقوا و عمل صالح است، نه نسب یا وطن.

پیام کلیدی: دادن ارزش مساوی به قومیت  و اسلامیت، مشروعیت امت اسلامی را تهدید می‌کند و در مسیر وحدت و عزت امت اخلال ایجاد می‌کند.

«اسلام نمی‌گوید وطن را دوست نداشته باشید، بلکه می‌گوید وطن‌دوستی را در چارچوب اسلام معنا کنید. وطن، بدون اسلام، معنا ندارد.»

از قوم‌‌پرستی تا بت‌‌پرستی

وقتی قوم‌گرایی جایگزین معیار الهی شود، «قوم‌ پرستی » به «بت‌ پرستی» بدل می‌گردد. جامعه‌ای که بر محور قوم و تبار سامان یابد، دیر یا زود گرفتار تبعیض، ستم و انحطاط می‌شود.

اسلام انسان را از تنگنای قومیت به فراخنای انسانیت مؤمنانه می‌برد. قوم، رنگ، وطن، زن و مرد بودن، امور تکوینی‌اند؛ معیار برتری تنها تقوا و عمل صالح است.

دوگانگی میان «قومیت و اسلامیت» یا ارزش‌گذاری مساوی میان آن‌ها، انحراف است و امت را از مسیر توحید دور می‌کند.

هویت ما اسلام است؛ تقوا معیار عزت ما است.

نویسنده: عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا