خبرگزاری دید: بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، فرصتی برای بازخوانی زنجیرهای از تصمیمهای ژئوپلیتیکی است که افغانستان را از میدان رقابت قدرتهای بزرگ به یکی از کانونهای اصلی افراطگرایی جهانی تبدیل کرد. در این میان، نقش ایالات متحده را نمیتوان صرفاً در قالب «مبارزه با تروریزم» بررسی کرد، بلکه باید آن را در بستر سیاستهای جنگ سرد، رقابتهای منطقهای و پیامدهای ناخواسته مداخلات خارجی مورد ارزیابی قرار داد.

در دهه ۱۹۸۰، واشنگتن برای مقابله با اتحاد شوروی، یکی از گستردهترین عملیاتهای مخفی خود را در افغانستان پیش برد. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از مجاهدین افغانستان حمایت مالی و تسلیحاتی میکرد و بخش عمده این کمکها از مسیر پاکستان و سازمان استخبارات نظامی این کشور منتقل میشد. اسناد تاریخی، این عملیات را از بزرگترین برنامههای مخفی آمریکا در دوران جنگ سرد توصیف کردهاند.
اما مساله اساسی نه صرفاً ارسال سلاح، بلکه شکلگیری یک اکوسیستم مسلح و ایدئولوژیک بود؛ اکوسیستمی که در آن جنگ افغانستان به محل تجمع نیروهای اسلامگرای فراملی، شبکههای مالی، مدارس دینی و ساختارهای نظامی نیابتی بدل شد. با پایان جنگ شوروی، بخش مهمی از این زیرساختها از میان نرفت، بلکه در خلأ قدرت دهه ۱۹۹۰، جنگ داخلی، ضعف دولت مرکزی و مداخلات منطقهای، زمینه مساعدی برای ظهور طالبان و گسترش فعالیت شبکههایی مانند القاعده فراهم کرد.
اسامه بنلادن شبکه القاعده را بنیان گذاشت و طالبان نیز محصول مجموعهای از تحولات داخلی افغانستان و حمایتهای منطقهای، بهویژه نقش پاکستان، بود و بهعنوان جریانی نوظهور، بستر بزرگی برای تکثیر و توسعه تروریزم و افراطگرایی در افغانستان فراهم کرد.
پارادوکس بزرگ در همین نقطه شکل میگیرد: سیاستی که در دهه ۱۹۸۰ با هدف شکست شوروی طراحی شده بود، در محیطی بیثبات، پیامدهایی ایجاد کرد که بعدها به تهدید مستقیم علیه خود آمریکا تبدیل شد. القاعده در اواخر دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت و سرانجام در افغانستان تحت حاکمیت طالبان جایگاهی برای فعالیت یافت. بیست سال بعد، افغانستان به نقطه آغاز جنگی تبدیل شد که آمریکا با شعار نابودی تروریزم در سال ۲۰۰۱ وارد آن شد.
اما تکیه بر نیروهای مسلح محلی، دولتسازی شکننده، فساد، وابستگی امنیتی و در نهایت خروج شتابزده و غیرمسوولانه آمریکا و ناتو، بذر تروریزم کاشتهشده توسط آمریکا را بارورتر و بحرانآفرینتر کرد.
بنابراین در بازشناسی ریشههای تروریزمی که امروز چنگال اختاپوسیاش را بر گلوگاههای امنیت و سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هویت و زبان و تاریخ و امنیت افغانستان فشرده است، نمیتوان از نقش تعیینکننده و کلیدی واشنگتن در ایجاد، تقویت و بازتولید بسترهای سیاسی و امنیتی آن چشم پوشید. آمریکا در جریان جنگ سرد، با تبدیل کردن افغانستان به میدان نبرد نیابتی علیه شوروی، شبکهای از نیروهای مسلح و جریانهای ایدئولوژیک را تقویت کرد.
پس از ۱۱ سپتامبر نیز سیاست اعلامی آمریکا نهتنها به ریشهکن شدن این چرخه منجر نشد، بلکه جنگ طولانیمدت، حمایت از نیروهای مسلح محلی، حملات هوایی، زندانها، اشتباهات نظامی و فقدان یک راهبرد منسجم برای ساختن نهادهای سیاسی فراگیر، در مواردی به تشدید بیاعتمادی، خشونت و جذب نیرو برای گروههای افراطی انجامید؛ بهگونهای که آمریکا در بدو ورود نظامی به افغانستان با دو جریان افراطی ـ تروریستی مواجه بود، اما در هنگام خروج آنچه از حضور بیستساله خود برای افغانستان و منطقه به میراث گذاشت، بیش از بیست گروه تروریستی بود. به بیان دیگر، واشنگتن در مقاطع مختلف، به جای خشکاندن زمینههای تولید افراطگرایی، با برنامهای راهبردی و هژمونیک، آن را از یک مرحله به مرحله دیگر و گستردهتر منتقل کرد.
تناقض بزرگ این سیاست آن بود که آمریکا همزمان با ادعای مبارزه جهانی با تروریزم، در افغانستان بارها به الگوهایی متوسل شد که خود زمینه بازتولید خشونت را فراهم میکرد. خروج شتابزده در سال ۲۰۲۱ و فروپاشی جمهوری افغانستان نیز پایان این چرخه نبود، بلکه نشان داد بیست سال مداخله نظامی و هزینههای هنگفت، بدون ایجاد یک ساختار سیاسی پایدار و مشروع، نهتنها نتوانسته است مساله افراطگرایی را حل کند، بلکه آن را تکثیر کرده و توسعه بخشیده است.
اکنون بیستوپنج سال پس از ۱۱ سپتامبر، افغانستان همچنان در برابر یک پرسش تاریخی قرار دارد: آیا سیاستی که در مقاطع مختلف، جنگ، تسلیح گروههای نیابتی و مداخله نظامی را بر ساختن نهادهای پایدار ترجیح داده، واقعاً با تروریزم مبارزه کرده است، یا در مواردی صرفاً شکل، جغرافیا و بازیگران آن را تغییر داده است؟
تجربه افغانستان نشان میدهد که مبارزه با تروریزم بدون بازنگری در سیاستهای قدرتهای مداخلهگر، بهویژه آمریکا، میتواند به چرخهای تبدیل شود که خشونت را مهار نمیکند، بلکه آن را بازتولید میکند و به نسلهای بعد میسپارد؛ چرخهای که سنگینترین هزینه آن را مردم افغانستان هم تاکنون پرداختهاند و هم بعد از این خواهند پرداخت.