خبرگزاری دید: افغانستان امروز تنها بحران داخلی یا موضوع مربوط به امنیت آسیای مرکزی نیست، بلکه بهعنوان آینهای از وضعیت ثبات در منطقه، تحولات امنیتی، سیاسی و اقتصادی جنوب آسیا را نیز بازتاب میدهد. این موضوع محور سخنرانی «افغانستان بهعنوان آیینهای از ثبات منطقهای» بود که اول سپتامبر ۲۰۲۶ در موسسه مطالعات امنیت ملی سریلانکا ارائه شد.

برای درک افغانستان امروز، باید مسیر تاریخی آن را در نظر گرفت. این کشور از زمان شکلگیری در سال ۱۷۴۷، دورههای مداخله خارجی، جنگ داخلی و تغییرات سیاسی گستردهای را پشت سر گذاشته است. از جنگ شوروی و سالهای جنگ داخلی گرفته تا سقوط حکومت طالبان در ۲۰۰۱ و بازگشت دوباره آنان به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، افغانستان همواره در نقطه تلاقی رقابتهای منطقهای و بینالمللی قرار داشته است.
یکی از مهمترین مسایل افغانستان کنونی، شکاف میان حاکمیت فعلی و شناسایی رسمی است. طالبان بر بخش عمده ساختار اجرایی و امنیتی کشور کنترل دارند، اما بسیاری از کشورها بدون بهرسمیتشناختن رسمی، روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود را با کابل گسترش دادهاند. چین، ایران، هند، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که در سطوح مختلف با کابل تعامل دارند. این روند نشان میدهد که تعامل عملی با افغانستان بهتدریج جایگزین رویکرد «تعامل یا انزوا» شده است.
در کنار این مساله، روابط افغانستان و پاکستان همچنان یکی از مهمترین چالشهای امنیتی منطقه است. اختلاف بر سر خط دیورند، نگرانیهای امنیتی پاکستان درباره تیتیپی و درگیریهای مرزی، بارها به رویارویی و سپس تلاش برای میانجیگری منجر شده است. قطر، ترکیه، عربستان سعودی و چین در مقاطع مختلف برای کاهش تنش میان دو کشور تلاش کردهاند، اما نبود یک راهحل پایدار نشان میدهد که آتشبسهای مقطعی بهتنهایی نمیتواند ریشههای بحران را حل کند.
از سوی دیگر، تحولات خاورمیانه، بحران انرژی و اختلال در مسیرهای انتقال نفت و گاز، پیامدهای غیرمستقیمی برای افغانستان و کشورهای جنوب آسیا دارد. وابستگی اقتصادهای منطقه به انرژی وارداتی باعث میشود هرگونه افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل و فشار تورمی، آثار گستردهای بر اقتصاد کشورهای دورتر از افغانستان نیز داشته باشد؛ از جمله سریلانکا که بخش مهمی از نیازهای انرژی خود را از بازارهای جهانی تامین میکند.
آینده افغانستان؛ ضرورت عبور از مدیریت بحران
مهمترین پیام این تحلیل آن است که افغانستان نباید صرفاً بهعنوان بحرانی تلقی شود که باید آن را «مدیریت» کرد؛ بلکه لازم است برای ریشههای بیثباتی، راهحلهای پایدار جستوجو شود. تداوم آتشبسهای کوتاهمدت، میانجیگریهای مقطعی و تعاملات محدود، اگر به چارچوب سیاسی و امنیتی پایدار منجر نشود، میتواند بحران را از وضعیت فوری به یک بیثباتی مزمن تبدیل کند.
در این میان، کشورهای منطقه میتوانند با ایجاد سازوکارهای منظم برای گفتوگو، نظارت بر مرزها، همکاری ضدتروریزم، تبادل اطلاعات و حمایت بشردوستانه، زمینه کاهش تنش را فراهم کنند. همزمان، هرگونه تعامل با کابل میتواند با توجه به نگرانیهای امنیتی، اقتصادی و انسانی، در قالب چارچوب مرحلهای و مسوولانه دنبال شود.
در نهایت، تجربه افغانستان یادآور میشود که ثبات منطقهای چیزی نیست که بهصورت خودکار حفظ شود؛ بلکه نتیجه پیشبینی، همکاری و تعامل سنجیده است. بحران افغانستان نشان داده است که بیثباتی زمانی خطرناکتر میشود که به بخشی عادی از محیط منطقه تبدیل شود و جامعه جهانی و کشورهای همسایه فقط به مدیریت پیامدهای آن بسنده کنند.
برای سریلانکا و دیگر کشورهای جنوب آسیا نیز پیام روشن است: فاصله جغرافیایی به معنای مصونیت از پیامدهای بحران نیست. تحولات افغانستان میتواند از مسیر امنیت، تجارت، مهاجرت، انرژی و دیپلماسی بر کل منطقه اثر بگذارد. بنابراین، آینده ثبات منطقه به میزان توانایی کشورها برای پیشبینی بحران، همکاری پیشگیرانه و تبدیل تعاملات مقطعی به سازوکارهای پایدار وابسته است.
افغانستان از این منظر تنها یک کشور درگیر بحران نیست؛ بلکه آینهای است که در آن شکنندگی و ظرفیت تابآوری نظم منطقهای دیده میشود.
درس اصلی این تجربه آن است که امنیت پایدار تنها با قدرت دفاعی به دست نمیآید؛ بلکه به خرد سیاسی، همکاری منطقهای، مسوولیتپذیری و تعامل سازنده نیاز دارد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
دیلی میرر – Daily Mirror