آسیای مرکزی و واقعیت افغانستان
خروج شتابزده امریکا از افغانستان در ۲۰۲۱ شکل حضور واشنگتن را تغییر داد، اما جغرافیای منطقه را تغییر نداد. افغانستان حدود ۲۳۲۹ کیلومتر مرز زمینی و آبی مشترک با تاجیکستان، ازبیکستان و ترکمنستان دارد و هر پنج کشور آسیای مرکزی همچنان با مسایل امنیتی، اقتصادی و ارتباطی مرتبط با افغانستان مواجهاند. پس از ۲۰۰۱، افغانستان یکی از عوامل اصلی در سیاست امریکا در آسیای مرکزی بود و همکاریهای امنیتی، دسترسی نظامی، کمکهای مرزی، مبارزه با تروریزم و دیپلماسی منطقهای را تحت تاثیر قرار میداد. خروج امریکا این معادله را تغییر داد، اما اهمیت جغرافیایی افغانستان همچنان پابرجاست.

از سال ۲۰۲۱ به اینسو، ازبیکستان تلاش کرده است افغانستان را نه تنها بهعنوان نگرانی امنیتی، بلکه بهعنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی و جنوبی نیز مورد توجه قرار دهد. «گفتوگوی ترمذ» که در ماه می ۲۰۲۵ بهعنوان یک بستر دایمی راهاندازی شد، نمونهای از این رویکرد است. دومین نشست این گفتوگو در جون ۲۰۲۶ بر سازوکارهای عملی برای گفتوگوی سیاسی، اتصال منطقهای، حملونقل و لوجستیک، سازگاری با تغییرات اقلیمی و همکاریهای فرهنگی و بشردوستانه تمرکز داشت.
این روند در سطح منطقهای نیز دنبال شد. ازبیکستان در آگست ۲۰۲۵ نخستین نشست نمایندگان ویژه کشورهای آسیای مرکزی درباره افغانستان را برگزار کرد که در آن ایجاد گروه تماس برای گفتوگوی منظم درباره افغانستان مطرح شد.
در سوی دیگر، کابل نیز برای گسترش روابط منطقهای تلاش کرده است. در اپریل ۲۰۲۶، نخستین «گفتوگوی مشورتی افغانستان و آسیای مرکزی» در کابل با حضور نمایندگان پنج کشور آسیای مرکزی برگزار شد. افغانستان در این نشست خواستار رایزنیهای منظم، همکاری کارشناسی و تدوین نقشه راه در زمینههای تجارت، ترانزیت، امنیت و اتصال منطقهای شد. نشست مجمع اندیشکدههای افغانستان و آسیای مرکزی در جون ۲۰۲۶ نیز این روند را در سطح فکری و سیاستگذاری ادامه داد.
با این حال، تعامل کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان به معنای وجود اجماع کامل میان آنها نیست. ازبیکستان بیشتر بر اتصال، تجارت و ادغام منطقهای تاکید دارد؛ تاجیکستان توجه بیشتری به امنیت مرزی، حکومت فراگیر و تهدیدهای گروههای مسلح دارد؛ ترکمنستان بر انرژی، ترانزیت و سیاست بیطرفی تمرکز میکند؛ قزاقستان رویکرد اقتصادی و دیپلماتیک را دنبال میکند و قرقیزستان نیز در مباحث گستردهتر امنیت منطقهای مشارکت دارد.
تحولات اخیر در پاکستان و منطقه نیز اهمیت مسیرهای شمالی افغانستان را افزایش داده است. اختلال در مسیرهای تجاری و ترانزیتی از طریق پاکستان و نااطمینانیهای ناشی از درگیریهای منطقهای، کابل را به سمت تقویت ارتباطات جایگزین با ازبیکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و بازارهای گستردهتر اوراسیا سوق داده است. این رویکرد لزوماً به معنای همگرایی سیاسی یا بهرسمیتشناختن حکومت طالبان از سوی کشورهای آسیای مرکزی نیست، بلکه میتواند تلاشی برای گسترش گزینههای اقتصادی و دیپلماتیک افغانستان باشد.
نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک نیز نشان داد که افغانستان همچنان در مباحث امنیتی و سیاسی اوراسیا مطرح است. افغانستان عضو این نشست نبود، اما آینده سیاسی و پیامدهای امنیتی آن در دستور کار قرار داشت. تاکید سازمان همکاری شانگهای بر تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان نیز نشان میدهد که کشورهای منطقه همچنان برای ثبات این کشور ملاحظات سیاسی مشخصی دارند.
در همین چارچوب، ازبیکستان طرح ایجاد «مرکز جهانی مقابله با چالشها و تهدیدهای امنیتی» در تاشکند را تحت ساختار ضدتروریزم سازمان همکاری شانگهای مطرح کرده است. این اقدام همراه با گفتوگوی ترمذ، بیانگر تلاش تاشکند برای ایجاد سازوکارهای دایمی منطقهای است.
همزمان، امریکا نیز روابط خود با آسیای مرکزی را از مسیرهای اقتصادی، سرمایهگذاری، حملونقل، انرژی، مواد معدنی حیاتی و چارچوب C5+1 ادامه داده است. دیدار زلمی خلیلزاد با امیرخان متقی در کابل نیز نشان داد که ارتباط میان امریکا و افغانستان کاملاً از بین نرفته است؛ هرچند وزارت خارجه امریکا تصریح کرده که خلیلزاد دیگر کارمند دولت نیست و در ظرفیت شخصی فعالیت کرده است. بنابراین، این دیدار را نمیتوان بهعنوان نشانهای از شکلگیری یک سیاست رسمی جدید امریکا در قبال کابل تلقی کرد.
نتیجهگیری
افغانستان در حال تبدیلشدن به بخشی از یک معماری منطقهای است که از چند جهت شکل میگیرد: کشورهای آسیای مرکزی سازوکارهای امنیتی و ارتباطی خود را توسعه میدهند، کابل تلاش میکند در این ساختار از موضع خود مشارکت کند و سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای مساله افغانستان را در چارچوب گستردهتر راهبردی اوراسیا دنبال میکنند.
واشنگتن همچنان با آسیای مرکزی تعامل دارد، اما این تعامل دیگر مانند دوره پیش از ۲۰۲۱ حول حضور نظامی در افغانستان سازماندهی نمیشود. در عین حال، روابط امریکا و افغانستان نیز کاملاً ناپدید نشده، بلکه از مسیرهایی متفاوت با گذشته ادامه یافته است. از این منظر، مساله جدید برای سیاست امریکا تنها افغانستان نیست، بلکه درک نقش در حال تغییر افغانستان در ساختار منطقهای است. افغانستان برای آسیای مرکزی کماهمیتتر نشده است؛ بلکه کشورهای آسیای مرکزی و تعاملات خود افغانستان با این کشورها، بیش از گذشته در حال تعیین این هستند که اهمیت افغانستان برای منطقه چه معنایی پیدا کند.
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: موسسه قفقاز – آسیای میانه Central Asia – Caucasus Institute