افغانستان، هند و دیپلماسی سازهانگارانه؛ شکلگیری واقعیتی تازه در جنوب آسیا
خبرگزاری دید: روابط رو به گسترش هند و افغانستان را میتوان از منظر نظریه «سازهانگاری» در روابط بینالملل تحلیل کرد؛ رویکردی که بر نقش تعاملات، هنجارها، باورها و هویتهای مشترک در شکلدهی به واقعیت سیاسی تاکید دارد. در این چارچوب، واقعیت بینالمللی امری ثابت نیست، بلکه در جریان تعامل میان بازیگران ساخته و بازتعریف میشود. تحول اخیر در روابط دهلینو و کابل نیز نمونهای از همین روند است؛ بهویژه سفر امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، به هند در اکتوبر ۲۰۲۵ و بازگشایی سفارت افغانستان در دهلینو.

از نگاه سازهانگارانه، منافع کشورها صرف بر پایه محاسبات مادی تعیین نمیشود، بلکه هویتها و برداشتهای متقابل نیز در تعریف منافع نقش دارند. برای هند، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیاییاش در پیوند میان آسیای جنوبی و مرکزی، اهمیت جیوپولیتیکی، تجاری، انرژی و امنیتی دارد. در مقابل، افغانستان تحت حاکمیت طالبان تلاش میکند جایگاه خود را در نظم منطقهای جدید تثبیت کرده و روابط متوازنتری با قدرتهایی مانند هند، چین و روسیه برقرار کند.
رویکرد هند در قبال افغانستان چندلایه است. دهلینو ضمن آنکه هنوز حکومت طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت نشناخته، مسیر تعامل دیپلماتیک و عملی با کابل را حفظ کرده است. در جریان سفر متقی به هند نیز تلاش شد سطح تعامل رسمی افزایش یابد، بدون آنکه این اقدام الزاماً به معنای شناسایی رسمی طالبان تلقی شود. این سیاست نشاندهنده تلاش هند برای ایجاد توازن میان ملاحظات حقوق بشری و واقعیتهای جیوپولیتیکی منطقه است.
چین و روسیه نیز در محاسبات هند اهمیت ویژه دارند. چین از طریق سرمایهگذاریهای زیرساختی و روابط اقتصادی و امنیتی، نفوذش را در جنوب آسیا گسترش داده و مرز مشترک آن با افغانستان، اهمیت کابل را برای پکن افزایش داده است. روسیه نیز با توجه به نگرانیهای امنیتی در آسیای مرکزی و تهدید گروههای تروریستی، به دنبال حفظ نفوذش در افغانستان است.
در چنین شرایطی، تضعیف روابط میان پاکستان و طالبان فرصت تازهای برای هند ایجاد کرده است. دهلینو میتواند از این فضای جدید برای توسعه همکاریهای اقتصادی، مبارزه با تروریزم و تقویت ارتباطات منطقهای استفاده کند. احیای مسیر هوایی حملونقل کالا، گسترش تجارت و مشارکت در پروژههای توسعهای میتواند زمینههای عملی این همکاری باشد.
هند همچنین از سابقه طولانی همکاریهای توسعهای با افغانستان برخوردار است و در حوزههای آموزش، بهداشت و زیرساختها نقش داشته است. با توجه به منابع طبیعی دستنخورده افغانستان و موقعیت آن بهعنوان پل ارتباطی آسیای جنوبی و مرکزی، همکاری اقتصادی میتواند به ستون اصلی روابط آینده تبدیل شود.
در مجموع، سیاست هند در قبال افغانستان تلاشی برای شکلدادن به یک واقعیت جیوپولیتیکی جدید است؛ واقعیتی که در آن کابل صرف همسایه پاکستان یا میدان رقابت قدرتهای بزرگ نیست، بلکه به بازیگری مستقل در معادلات منطقهای تبدیل میشود. برای هند، سرعت عمل در این فضای متغیر میتواند تعیینکننده باشد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: LSE