اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاست

بستن پرونده افغانستان؛ پاکستان در پی بازنگری سیاست دیرینه

خبرگزاری دید: سیاست پاکستان نسبت به افغانستان که از دوران ذوالفقار علی بوتو آغاز شد و در زمان جنرال ضیاءالحق به ایدیولوژی دولتی تبدیل گردید، اکنون با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

بستن پرونده افغانستان؛ پاکستان در پی بازنگری سیاست دیرینه

روابط میان حکومت‌های ملکی و نهادهای نظامی پاکستان همواره با تنش همراه بوده است. اختلاف بر سر سیاست‌های امنیتی، به‌ویژه نحوه برخورد با گروه‌های مسلح و طالبان، یکی از مهم‌ترین عوامل این تنش‌ها به شمار می‌رود. در همین چارچوب، برکناری حکومت تحریک انصاف به رهبری سهیل افریدی در خیبرپختونخوا را می‌توان بخشی از تحولات گسترده‌تر در سیاست امنیتی پاکستان دانست.

به باور نویسنده، بخشی از اختلاف‌ها به تلاش برای تغییر سیاست افغانستان و قطع پیوند با طالبان مربوط می‌شود؛ تغییری که پیامدهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای خواهد داشت.

سیاست افغانستان طی حدود پنج دهه بر محاسبات سیاسی و امنیتی پاکستان تاثیر گذاشته است. با این حال، اکنون حتی در برخی محافل امنیتی این کشور نیز این دیدگاه تقویت شده که سیاست‌های گذشته نتوانسته‌اند اهداف مورد نظر را تامین کنند و در شرایط جیوپولیتیکی کنونی کارایی پیشین خود را از دست داده‌اند.

نویسنده تاکید می‌کند که هرچند ذوالفقار علی بوتو پایه‌های اولیه این سیاست را گذاشت، اما این جنرال ضیاءالحق بود که آن را به یک ایدیولوژی محوری دولت پاکستان تبدیل کرد.

پس از کودتای سردار محمد داوودخان در افغانستان در سال ۱۹۷۳ و مطرح‌شدن دوباره مساله پشتونستان، حکومت بوتو میزبانی و آموزش اسلام‌گرایان افغان را آغاز کرد. این اقدام در ابتدا ابزاری برای اعمال فشار بر کابل بود. شماری از افرادی که در آن زمان آموزش دیدند، بعدها به فرماندهان جهاد ضد شوروی تبدیل شدند.

اما پس از تهاجم شوروی به افغانستان در ۱۹۷۹، این سیاست در دوران ضیاءالحق ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. جهاد افغانستان، اقتصاد مرتبط با پناهندگان، گسترش مدارس دینی، دکترین «عمق استراتژیک» و افزایش قدرت دستگاه‌های اطلاعاتی، به عناصر اساسی سیاست امنیتی پاکستان تبدیل شدند. در نتیجه، نقش نهادهای نظامی و اطلاعاتی در تصمیم‌گیری‌های کشور بیش از نهادهای منتخب گسترش یافت.

به باور نویسنده، همین میراث تاریخی در شکل‌گیری وضعیت کنونی نیز نقش داشته است. برخی تحلیلگران سیاست‌های گذشته را از عوامل زمینه‌ساز ظهور تحریک طالبان پاکستان و گسترش خشونت در خیبرپختونخوا می‌دانند؛ هرچند روایت‌های رسمی پاکستان معمولاً ارتباط مستقیم میان سیاست‌های پیشین دولت و وضعیت کنونی برقرار نمی‌کنند.

اکنون به نظر می‌رسد محافل امنیتی پاکستان در پی تدوین سیاست تازه‌ای در قبال افغانستان هستند که با اهداف جیوپولیتیکی و امنیت داخلی این کشور سازگار باشد. فاصله‌گرفتن از طالبان بخشی از این رویکرد احتمالی است؛ اما هنوز روشن نیست که اگر طالبان افغانستان با قطع فعالیت شبکه‌های مسلح ضدپاکستانی از خاک افغانستان موافقت کنند، اسلام‌آباد چه مسیری را انتخاب خواهد کرد.

نویسنده همچنین به مسوولیت تاریخی حزب مردم پاکستان اشاره می‌کند. بی‌نظیر بوتو در دهه ۱۹۹۰ میراث سیاسی پدرش را ادامه داد و در دوره حکومت او، جنرال نصیرالله بابر در سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ در پرورش و حمایت از طالبان نقش داشت. این در حالی است که نسل‌های مختلف طالبان خسارت‌های سنگینی به حزب مردم وارد کردند؛ از جمله ترور بی‌نظیر بوتو.

جمع‌بندی نویسنده این است که اگرچه بوتو ابزار اولیه سیاست افغانستان را ایجاد کرد، اما ضیاءالحق آن را به یک چارچوب ایدیولوژیک و امنیتی تبدیل ساخت؛ چارچوبی که اکنون پاکستان برای رهایی از پیامدهای آن با دشواری روبه‌رو است.

نویسنده و مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: داون – Dawn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا