از تاپی تا کاسا-۱۰۰۰؛ افغانستان چگونه از دهلیزهای انرژی بهره ببرد؟
خبرگزاری دید: با پیشرفت کار ساخت خط لوله گاز تاپی در هرات و ادامه تلاشها برای تکمیل پروژه انتقال برق کاسا-۱۰۰۰، این پرسش مطرح است که افغانستان چگونه میتواند از این دهلیزهای منطقهای انرژی، افزون بر نقش ترانزیتی، منافع اقتصادی و داخلی به دست آورد.

بر اساس گزارش وزارت معادن و پترولیم افغانستان، نزدیک به ۲۵ کیلومتر از خط لوله تاپی در هرات نصب شده و بخشهای دیگری از مسیر نیز برای ادامه کار آماده شده است. با این حال، برای شهروندان و صاحبان صنایع، پرسش اصلی این است که گاز چه زمانی، با چه قیمتی و از طریق کدام شبکه توزیع در دسترس آنان قرار خواهد گرفت.
دو پروژه با اهداف متفاوت
خط لوله تاپی قرار است گاز ترکمنستان را از مسیر افغانستان به پاکستان و هند انتقال دهد. بر اساس اطلاعات بانک توسعه آسیایی، ظرفیت برنامهریزیشده این پروژه سالانه تا ۳۳ میلیارد مترمکعب است؛ ظرفیتی که پس از تکمیل پروژه قابل دستیابی خواهد بود.
ترکمنستان در فبروری ۲۰۲۶ اعلام کرد که انتظار دارد بخش نخست خط لوله تا هرات تا پایان سال تکمیل شود. با این حال، رسیدن خط لوله به بازارهای پاکستان و هند به تأمین مالی، توافقهای تجاری و روابط میان کشورهای مشارکتکننده وابسته است.
در مقابل، پروژه کاسا-۱۰۰۰ برای انتقال برق مازاد آبی در فصلهای مشخص از قرقیزستان و تاجیکستان، از مسیر افغانستان به پاکستان طراحی شده است. ظرفیت برنامهریزیشده این شبکه ۱٬۳۰۰ مگاوات است؛ اما این رقم به ظرفیت انتقال برق اشاره دارد، نه مقدار برقی که مستقیم در اختیار مصرفکنندگان افغانستانی قرار میگیرد.
بر اساس گزارش بانک جهانی در جنوری ۲۰۲۶، کار ساختوساز در بخش افغانستان در دسمبر ۲۰۲۴ از سر گرفته شد. تکمیل این بخش برای فعالشدن شبکه منطقهای اهمیت اساسی دارد.
تبدیل ترانزیت انرژی به منفعت داخلی
افغانستان برای بهرهمندی از تاپی باید افزون بر خط لوله اصلی، تأسیسات برداشت گاز، سیستمهای اندازهگیری و تنظیم فشار و شبکههای توزیع داخلی را توسعه دهد. اتصال کارخانهها و خانهها در هرات به گاز، به سرمایهگذاری بیشتر، قراردادهای تامین پایدار و قیمتهای قابل پرداخت نیاز دارد.
همچنین درآمدهای ترانزیتی میتواند به اقتصاد کشور کمک کند؛ اما میزان تاثیر آن به شیوه مدیریت منابع مالی و نحوه استفاده از درآمدها بستگی خواهد داشت. بر اساس سازوکار مالی مورد اشاره بانک جهانی، پرداختهای ساختوساز و درآمدهای آینده خارج از افغانستان مدیریت میشود تا کنترل طالبان بر این منابع محدود بماند. بنابراین، درآمدهای پیشبینیشده را نمیتوان بدون توجه به شرایط استفاده از آنها، منابع آزاد بودجه دولت دانست.
همکاری منطقهای و شفافیت مالی
ایران نیز میتواند از منظر فرصتهای تجاری و پیامدهای رقابتی این دهلیزها، تحولات را دنبال کند. ارائه خدمات مهندسی، توسعه شبکههای توزیع گاز و ارتقای شبکههای برق از زمینههای احتمالی همکاری است؛ البته تحقق این فرصتها به توجیه اقتصادی، رعایت مقررات و توافقهای جداگانه وابسته خواهد بود.
در عین حال، جلب حمایت جوامع محلی اهمیت دارد. پرداخت غرامت عادلانه، ایجاد فرصتهای کاری، آموزش نیروی متخصص و رسیدگی شفاف به شکایتهای مردم میتواند به کاهش تنشها و تأمین امنیت پروژهها کمک کند.
اولویت نهایی؛ تأمین انرژی و توسعه اقتصادی افغانستان
موفقیت تاپی و کاسا-۱۰۰۰ نباید تنها بر اساس طول خطوط ساختهشده یا ظرفیت انتقال انرژی سنجیده شود. معیار اصلی، میزان دسترسی مصرفکنندگان داخلی به انرژی قابل اعتماد، تأثیر آن بر فعالیت کارخانهها و ایجاد فرصتهای شغلی خواهد بود.
افغانستان باید از آغاز، منافع داخلی را در قراردادها، برنامههای سرمایهگذاری و ترتیبات اجرایی این پروژهها در نظر بگیرد. تأمین برق و گاز پایدار، توسعه شبکههای توزیع، تربیت نیروی متخصص و استفاده شفاف از درآمدهای ترانزیتی میتواند نقش این کشور را از یک مسیر عبوری انرژی به شریک موثر در توسعه منطقهای تغییر دهد.
همچنین انتشار منظم اطلاعات درباره میزان انرژی عرضهشده به مصرفکنندگان افغانستانی، درآمدهای ترانزیتی، هزینههای زیرساختی و منافع رسیده به جوامع محلی، زمینه ارزیابی واقعی پیشرفت پروژهها را فراهم میکند. در نهایت، دیپلماسی انرژی افغانستان زمانی موفق خواهد بود که توسعه داخلی را از همان ابتدا به بخشی جداییناپذیر از توافقهای منطقهای تبدیل کند.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: Middleeastmonitor.com