خبرگزاری دید: طالبان که زمانی با بمب و گلوله بر میدان جنگ افغانستان سلطه مییافت، امروز بخش قابل توجهی از قدرت خود را به مهندسی افکار عمومی و کنترل روایتها منتقل کرده است. این تغییر مسیر از خشونت فیزیکی به جنگ رسانهای، نمونهای روشن از تحول استراتژیک این گروه است؛ از حملات انتحاری هدفمند به رسانهها در سالهای گذشته، اکنون به شبکههای سایبری و رسانههای دیجیتال، جایی که هر کلیک و هر پست میتواند مشروعیت بخشی یا تخریب مخالفان را رقم بزند.

تاجمیر جواد معاون استخبارات طالبان و مغز متفکر حملات انتحاری در مراسمی اخیر از فعالان فرهنگی و رسانهای این گروه تقدیر کرد و صراحتاً اعلام نمود که این افراد نقش تعیینکنندهای در مدیریت اراده مردم، مشروعیتبخشی به جنگ طالبان و برجسته کردن عملیاتهایشان دارند. این اظهارات، علاوه بر اینکه جایگاه رسانه و فرهنگ را در استراتژی طالبان برجسته میکند، نشان میدهد که گروهی که روزی رسانهها را هدف مستقیم حملات انتحاری قرار میداد اکنون از همان رسانهها به عنوان ابزار اصلی مشروعیت خود بهره میبرد.
حملات انتحاری گذشته، مانند بمبگذاری در مینیبوس حامل کارمندان تلویزیون طلوع و گروه رسانهای موبی در سال ۱۳۹۴ یا ترور خبرنگاران طلوع نیوز در دشت برچی در سال ۱۳۹۷، گواهی بر خشونت سازمانیافته طالبان علیه رسانههای مستقل بود. اما امروز همان رسانهها، به نوعی در خدمت روایتسازی طالبان قرار گرفتهاند یا توسط فعالان وابسته به این گروه بازتاب داده میشوند. این تضاد آشکار بین گذشته و حال، تحولی استراتژیک و نشاندهنده تمرکز طالبان بر جنگ نرم و جنگ روایتها است.
در نشست ارگ، حضور مقامهای بلندپایهای همچون امیر خان متقی وزیر خارجه طالبان بر اهمیت مبارزه فرهنگی و قلمی برای طالبان تأکید داشت. متقی با وجود این توصیهها هشدار داد که مردم بیشتر عمل شما را میبینند، اشارهای ظریف به ضرورت ترکیب تبلیغات و عملکرد واقعی در جلب مشروعیت مردمی. این سخن نشان میدهد که طالبان تنها به انتشار پستهای رسانهای بسنده نمیکنند، بلکه بر همسویی پیام و عمل به عنوان کلید مشروعیتبخشی تأکید دارند.
تحلیل عمیقتر نشان میدهد که این جنگ رسانهای تنها محدود به رسانههای سنتی نیست. برخی منابع رسانه ای معتقدند که طالبان برای تبلیغ خود و حمله به مخالفان در شبکههای اجتماعی دهها نفر را استخدام کردهاند. گروههای سایبری مانند «فدائیان مجازی بدری»، «ابابیل امارتی» و «مدافعان عمری» وابسته به وزرای دفاع و داخله و رئیس استخبارات طالبان هستند و در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و ایکس، پستهایی منتشر میکنند که ضمن دفاع از مقامهای طالبان، انتقادها علیه آنها را خنثی کرده و مخالفان را هدف تبلیغات قرار میدهند. این استراتژی نشان میدهد که طالبان یاد گرفته است همانطور که بمب، پیام خود را مخابره میکرد، الگوریتم و محتوا نیز میتوانند پیام قدرت و مشروعیت را منتقل کنند.
تبدیل رسانه و شبکههای اجتماعی به ابزاری برای مشروعیتبخشی، یک دستاورد هوشمندانه در «جنگ روایتها» است. طالبان نه تنها تلاش میکنند عملکرد و افکار عمومی را مدیریت کنند، بلکه با بهرهگیری از فناوری نوین و زبان معاصر، میکوشند تصویری مشروع و قدرتمند از خود بسازند، تصویری که گذشته خشونتبارشان را بپوشاند و بهعنوان یک دولت واقعی و مشروع در عرصه بینالمللی معرفی شود.
با این حال، این تغییر راهبردی با پرسشهای جدی مواجه است؛ چگونه میتوان رسانه و فضای مجازی را مستقل نگاه داشت وقتی گروهی که روزی عامل قتل خبرنگاران بود، اکنون خود، روایتها را مدیریت میکند؟ آیا این تحول رسانهای میتواند مشروعیت داخلی و بینالمللی طالبان را بدون تغییر واقعی در رفتارشان تقویت کند؟ و آیا مخاطبان افغان، تجربه گذشته خشونت طالبان را فراموش خواهند کرد، یا این استراتژی بیشتر موجب تضاد و بیاعتمادی میشود؟
در نهایت، آنچه روشن است این است که طالبان از «بمب» به «الگوریتم» رسیدهاند و رسانه، فرهنگ و شبکههای اجتماعی، دیگر صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیستند؛ بلکه میدان جنگ جدید قدرت و مشروعیتاند. پروژهای که از انفجار آغاز شد، امروز در قالب محتوا، لایک و بازنشر، به معیاری برای سنجش نفوذ و کنترل اجتماعی تبدیل شده است.
نویسنده: سید باقر واعظی