اسلایدشوتحلیلجهانسیاست

تناقض‌گویی‌های ترامپ؛ فشار حداکثری در پوشش «مذاکره خوب»

میز بین‌الملل خبرگزاری دید: دونالد ترامپ، در تازه‌ترین واکنش به مذاکرات ایران و آمریکا در عمان گفته که دو طرف «گفت‌وگوهای خیلی خوبی» داشته‌اند و به نظر می‌رسد که ایران می‌خواهد به توافق برسد. او گفت دو طرف هفته آینده بار دیگر دیدار می‌کنند.

واکنش تازه رئیس‌جمهور آمریکا به مذاکرات مسقط، تصویری چندلایه از رویکرد او در قبال ایران ارائه می‌دهد. ترامپ در سخنانی که آمیزه‌ای از وعده و تهدید بود، گفت‌وگوهای اخیر را «بسیار خوب» توصیف کرد، اما همزمان فرمانی اجرایی برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران صادر کرد؛ اقدامی که با ارزیابی مثبت او از مذاکرات، تناقض دارد، اما در چارچوب راهبرد فشار برای کسب امتیاز بیشتر قابل فهم است.

اگر فرض کنیم تعبیر «بسیار خوب» بازتابی از واقعیت مذاکرات باشد، صدور فرمان‌های تنبیهی جدید نشان می‌دهد که دولت آمریکا همچنان به این توهم پایبند است که با افزایش فشار می‌تواند ایران را به امتیازدهی بیشتر وادار کند. ادعای ترامپ مبنی بر این‌که ایران امروز نسبت به قبل از جنگ آماده امتیازدهی بیشتری است، بیش از آن‌که واقعیت داشته باشد، بازتابی از همین ذهنیت فشارمحور است؛ ذهنیتی که بارها شکست خورده و ایران نشان داده در برابر آن عقب‌نشینی نمی‌کند.

رویکرد کنونی ترامپ را می‌توان نوعی «دیپلماسی نظامی» دانست؛ از تهدید جنگ گرفته تا اعزام ناوهای بیشتر و حتی حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات مسقط. اما این نمایش‌های نظامی بیش از آن‌که ایران را تحت فشار قرار دهد، نشان‌دهنده سردرگمی و ناتوانی واشنگتن در دستیابی به یک راهبرد پایدار است. ایران در مقابل، با اتکا به توان بازدارندگی و انسجام داخلی، نشان داده که در برابر تهدیدها دچار شتاب‌زدگی نمی‌شود.

در سخنان اخیر ترامپ دو نکته جلب توجه می‌کند: نخست این‌که گفت عجله‌ای ندارد و دوم این‌که پذیرفت مذاکرات فعلاً فقط درباره پرونده هسته‌ای باشد. این مواضع در ظاهر نرم‌تر به نظر می‌رسند، اما می‌توان آنها را تاکتیکی برای خرید زمان دانست؛ زمانی که شاید صرف تکمیل آمادگی‌های اطلاعاتی و نظامی شود. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که ایران با صبر راهبردی و مدیریت هوشمندانه صحنه، اجازه نمی‌دهد آمریکا از این زمان‌کشی برای تحمیل شرایط جدید استفاده کند.

از سوی دیگر، می‌توان این سخنان را نشانه‌ای از نگرانی ترامپ نیز دانست؛ نگرانی از این‌که تهدیدهای قبلی‌اش درباره حمله نظامی، اگر عملی شود، ممکن است آمریکا را وارد جنگی پرهزینه و غیرقابل کنترل کند. در چنین شرایطی، عقب‌نشینی آرام از مواضع تند، برای او یک راه فرار آبرومندانه محسوب می‌شود.

اما پرسش مهم این است: آیا تمرکز فعلی مذاکرات بر پرونده هسته‌ای به معنای عقب‌نشینی آمریکا از مطالباتش درباره برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران است؟ پاسخ روشن است: خیر. واشنگتن همچنان این مطالبات را دنبال خواهد کرد، اما ایران نیز بارها اعلام کرده که این حوزه‌ها قابل مذاکره نیستند. تجربه غزه نشان داد که ترامپ در مذاکرات، تنها بر موضوعاتی تمرکز می‌کند که برای او تصویرسازی سیاسی دارد؛ در آنجا آزادی گروگان‌ها و در قبال ایران، پرونده هسته‌ای.

ترامپ احتمالاً تلاش خواهد کرد ابتدا در حوزه هسته‌ای امتیاز بگیرد و سپس اجرای توافق را به مسائل دیگر گره بزند، اما ایران بارها ثابت کرده که اجازه نمی‌دهد توافقی چندمرحله‌ای و مشروط، ابزار فشار دائمی علیه کشور شود. مطالبات حداکثری ترامپ ـ از صفرسازی غنی‌سازی تا خروج کامل ذخایر اورانیوم ـ نه واقع‌بینانه است و نه با خطوط سرخ ایران سازگار.

حتی اگر فرض کنیم برخی گره‌های فنی با راه‌ حل‌هایی مانند توقف موقت غنی‌سازی باز شود، تأکید ترامپ بر این‌که ایران «هرگز نباید سلاح اتمی داشته باشد» در عمل به معنای مخالفت با هرگونه غنی‌سازی است؛ موضعی که ایران آن را نمی‌پذیرد و با اتکا به حقوق بین‌الملل و توان داخلی خود، بر حق غنی‌سازی تأکید دارد.

در نهایت، حتی اگر توافقی حاصل شود، بعید است آمریکا به‌طور واقعی و مؤثر تحریم‌ها را رفع کند. الگوی رفتاری ترامپ همواره گرفتن امتیاز نقد و دادن امتیاز نسیه بوده است. از منظر راهبردی نیز رفع کامل تحریم‌ها تنها به پرونده هسته‌ای گره نخورده، بلکه به مجموعه‌ای از اختلافات ساختاری با جمهوری اسلامی مرتبط است.

لب کلام این‌که وضعیت پیچیده است، اما ایران با تکیه بر تجربه، توان بازدارندگی و انسجام داخلی، نشان داده که در برابر فشار و تهدید عقب‌نشینی نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد واشنگتن توافقی یک‌طرفه و ناپایدار را بر تهران تحمیل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا