خبرگزاری دید: مقامات طالبان بر این باورند که رخدادهای خونین امنیتی در داخل خاک پاکستان محصول مستقیم ناتوانی دولت اسلامآباد در مهار بحرانهای داخلی و تامین امنیت شهروندانش است. فراتر از این، طالبان گفته است که پاکستان نه تنها در مبارزه با تروریسم ناتوان بوده، بلکه به طور فعال از شاخه خراسان داعش برای بیثبات کردن افغانستان حمایت میکند.

روابط کابل و اسلامآباد که زمانی با کلیدواژه عمق استراتژیک پیوند خورده بود، به نظر می رسد که اکنون به نظر می رسد به نقطهای بیبازگشت رسیده است. اعلام جنگ نامحدود از سوی خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان و حملات هوایی همزمان از جمله به کابل و قندهار، نشاندهنده تغییر ماهیت درگیریها از تنشهای مرزی به یک نبرد جبههای تمامعیار است.
این تحول نظامی که با اتهامات سنگین سیاسی همراه شده، نه تنها ثبات دو کشور، بلکه امنیت کل منطقه را هدف قرار داده است. در این میان، آنچه بحران کنونی را از تنشهای دهههای گذشته متمایز میکند، تغییر بنیادین در جنگ روایتهای امنیتی است. اسلامآباد با متهم کردن کابل به پناه دادن به عناصر تحریک طالبان پاکستان (TTP)، حملات خود را پاسخی مناسب توصیف میکند؛ اما در مقابل، کابل با رد قاطع این ادعا، انگشت اتهام را به سمت اسلامآباد نشانه رفته است.
مقامات طالبان بر این باورند که رخدادهای خونین امنیتی در داخل خاک پاکستان محصول مستقیم ناتوانی دولت اسلامآباد در مهار بحرانهای داخلی و تامین امنیت شهروندانش است. فراتر از این، طالبان گفته است که پاکستان نه تنها در مبارزه با تروریسم ناتوان بوده، بلکه به طور فعال از شاخه خراسان داعش برای بیثبات کردن افغانستان حمایت میکند.
این بنبست اطلاعاتی و اتهام حمایت از داعش، هرگونه بستر اعتماد برای همکاریهای دیپلماتیک را از بین برده است. وقتی میانجیگریهای بازیگران کلیدی نظیر قطر، ترکیه و عربستان سعودی که در ماههای اخیر برای آزادی اسرا و برقراری آتشبس تلاش میکردند، به انفجارهای مهیب در پایتخت افغانستان ختم میشود، یعنی زبان دیپلماسی به طور کامل جای خود را به منطق باروت داده است.
از سوی دیگر، آرایش نظامی جدید طالبان و ورود نیروهای منظمی چون سپاه ۲۰۱ «خالد بن ولید» به صحنه نبرد، نشان میدهد که کابل دیگر در پی درگیریهای چریکی نیست، بلکه به دنبال تثبیت خود به عنوان یک قدرت نظامی مستقل در برابر ارتش مجهز پاکستان است. ادعای تصرف بیش از ۱۵ پایگاه مرزی توسط نیروهای طالبان، حتی اگر با تکذیب قاطع اسلامآباد روبرو شود، پیامی روشن به همراه دارد؛ توازن قدرت در خط دیورند به نفع کابل تغییر کرده است.
تقابل روایتها و بنبست امنیتی در قلب آسیا
تداوم این وضعیت، مرزهای مشترک را به منطقه خاکستری تروریسم و قاچاق تبدیل میکند که دود آن به چشم تمامی همسایگان خواهد رفت. انسداد گذرگاههای تجاری که از ماه اکتبر آغاز شده و اکنون با شعلهور شدن جنگ تشدید شده است، عملاً شریانهای اقتصادی آسیای مرکزی و جنوبی را فلج کرده است. درگیری فعلی، صرفاً یک نزاع سرزمینی نیست؛ بلکه انفجار گسلهای امنیتی است که دههها زیر پوست منطقه فعال بودهاند.
اصرار کابل بر ناتوانی اسلامآباد در مدیریت داخلی خود و اتهام حمایت از گروههای تندرو، نشان میدهد که طالبان دیگر حاضر به پذیرش نقشهای سنتی گذشته نیستند. اگر جامعه جهانی فوراً مکانیسم جدیدی برای مهار این جنگ نامحدود طراحی نکند، این حریق نه تنها کابل و اسلامآباد، بلکه کل جغرافیای پیرامونی را به کام خود خواهد کشید. ماجراجویی نظامی کنونی، خطرناکترین قمار سیاسی در تاریخ معاصر جنوب آسیاست که میتواند منجر به بازتعریف نقشههای امنیتی و ایجاد موج جدیدی از بیثباتی و مهاجرت در منطقه شود.
نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید