اسلایدشوجنگسیاستگزارشنظامی

تحلیل رفتار طالبان در قبال منازعه آمریکا و ایران

خبرگزاری دید: بر اساس تحلیل مؤسسه مطالعات راهبردی شرق، منازعه طولانی‌مدت میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده به سیاست خارجی کشورهای منطقه بوده است. افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، وابستگی‌های اقتصادی و شرایط خاص داخلی، بیش از بسیاری از بازیگران منطقه‌ای از این منازعه تأثیر می‌پذیرد. بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ این گروه را در برابر ضرورت اتخاذ رویکردی تازه قرار داد؛ رویکردی که در ظاهر بر «بی‌طرفی» تأکید دارد، اما در عمل نشانه‌های روشنی از گرایش محتاطانه به سمت ایران را بروز می‌دهد. چنان‌که در متن گزارش آمده است: «موضع‌گیری‌های انتقادی و موردی حکومت طالبان علیه اقدام‌های آمریکا علیه ایران… همگی نشانه‌هایی‌اند که دلالت بر نوعی هم‌سویی غیررسمی با ج.ا.ایران دارد.»

بر اساس این تحلیل، بررسی مواضع رسمی طالبان نشان می‌دهد که این گروه در قبال ایران لحن نرم‌تری داشته و در موارد متعددی اقدام‌های آمریکا علیه تهران را محکوم کرده است. از محکومیت ترور سردار قاسم سلیمانی تا مخالفت با حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، طالبان تلاش کرده است در سطح گفتاری نوعی همدلی محتاطانه با ایران نشان دهد. سکوت معنادار در برابر تحولات داخلی ایران و محدودسازی پوشش رسانه‌ای اعتراضات نیز بخشی از همین رویکرد است؛ اقدامی که به گفته گزارش، تهران آن را «موضع‌گیری سازنده» تلقی کرده است.

در عرصه عملی نیز نشانه‌های نزدیکی میان دو طرف قابل مشاهده است. رفت‌وآمدهای دیپلماتیک، نشست‌های امنیتی درباره کنترل مرزها، همکاری در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مدیریت مهاجران، همگی بیانگر نوعی هماهنگی پایدار میان طالبان و ایران است. حتی در موضوع‌های حساس و اختلاف‌برانگیزی مانند حق‌آبه هلمند، طالبان با وجود تنش‌های مقطعی از تشدید بحران پرهیز کرده و مسیر گفت‌وگو را ترجیح داده است. در مقابل، تعامل طالبان با آمریکا محدود، محتاطانه و فاقد همکاری‌های عملی قابل توجه بوده است. این الگو نشان می‌دهد که طالبان می‌کوشد پیام مشخصی را منتقل کند: نزدیکی به ایران نه از سر تقابل با آمریکا، بلکه ناشی از ضرورت‌های اقتصادی، امنیتی و جغرافیایی است.

تحلیل مؤسسه مطالعات شرق پنج عامل کلیدی را برای این گرایش برمی‌شمارد. نخست، وابستگی اقتصادی افغانستان به ایران است؛ کشوری که مسیرهای ترانزیتی، واردات سوخت و دسترسی افغانستان به بنادر بین‌المللی را تأمین می‌کند. دوم، ضرورت‌های جغرافیایی و امنیت مرزی است؛ ایران یکی از طولانی‌ترین مرزهای مشترک با افغانستان را دارد و کنترل این مرز برای طالبان حیاتی است. سوم، انزوای بین‌المللی طالبان است که این گروه را به همکاری با بازیگران منطقه‌ای از جمله ایران سوق می‌دهد. چهارم، نبود چشم‌انداز همکاری راهبردی با آمریکا است؛ روابطی که همچنان بر بی‌اعتمادی، تحریم و فشار سیاسی استوار است. پنجم، نیاز طالبان به مدیریت مسائل داخلی مانند مهاجران و تهدیدهای امنیتی مشترک است که بدون رابطه‌ای باثبات با تهران امکان‌پذیر نیست.

با وجود این نزدیکی عملی، طالبان نمی‌تواند این گرایش را آشکارا اعلام کند. تحلیل تأکید می‌کند که «نخستین و کلان‌ترین محدودیت، نیاز طالبان به حفظ کانال‌های ارتباطی با ایالات متحده است.» طالبان برای آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، کاهش تحریم‌ها و کسب مشروعیت بین‌المللی همچنان به تعامل حداقلی با واشنگتن نیاز دارد. افزون بر این، بخشی از جامعه افغانستان به‌ویژه در میان پشتون‌ها نگاه مثبتی به ایران ندارد و نزدیکی آشکار به تهران می‌تواند شکاف‌های داخلی را تشدید کند. طالبان همچنین تلاش می‌کند تصویر «بی‌طرفی و اقتصادمحوری» را در سیاست خارجی خود حفظ کند تا بتواند همزمان با چین، روسیه، کشورهای عربی و حتی غرب تعامل داشته باشد.

در بخش پایانی تحلیل، سناریوهای احتمالی رفتار طالبان در صورت وقوع جنگ میان آمریکا و ایران بررسی شده است. محتمل‌ترین سناریو، حفظ بی‌طرفی کامل و پرهیز از هرگونه دخالت مستقیم است. سناریوی دوم، حمایت لفظی یا ضمنی از ایران است؛ همان الگوی کنونی که در قالب سکوت‌های معنادار و همکاری‌های اقتصادی بروز می‌یابد. سناریوی سوم، اقدام عملی محدود در کنار ایران است که احتمال آن بسیار پایین ارزیابی می‌شود؛ زیرا طالبان نه توان ورود به درگیری را دارد و نه انگیزه‌ای برای آن.

در جمع‌بندی، تحلیل مؤسسه مطالعات راهبردی شرق تأکید کرده که طالبان در عمل به ایران نزدیک‌تر است، اما این نزدیکی در چارچوب «بی‌طرفی جانب‌دارانه» تعریف می‌شود. طالبان می‌کوشد روابط اقتصادی و امنیتی خود با ایران را حفظ کند، بدون آن که خشم آمریکا را برانگیزد. در صورت تشدید منازعه یا وقوع جنگ، محتمل‌ترین رفتار طالبان ادامه همین مسیر است: بی‌طرفی همراه با حمایت محدود و غیرمستقیم از ایران، به‌گونه‌ای که منافع حیاتی‌اش حفظ شود و از ورود به بحران منطقه‌ای دور بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا