اقتصاد و توسعهجنگجهانسیاستگزارشمنطقهنظامی

بحران تنگه هرمز؛ از شوک انرژی تا تهدید همزمان غذا، آب و کود جهان

خبرگزاری دید: تحلیل‌های تازه درباره پیامدهای بسته ‌شدن تنگه هرمز نشان می‌دهد که این بحران تنها یک چالش انرژی نیست، بلکه می‌تواند همزمان چهار ستون حیاتی اقتصاد جهانی، نفت، غذا، آب و کود کشاورزی را تحت فشار قرار دهد.

بحران تنگه هرمز؛ از شوک انرژی تا تهدید همزمان غذا، آب و کود جهان

بر اساس ارزیابی‌های مایکل فرومن، سیاست‌گذار و اقتصاددان آمریکایی درباره بحران انرژی و مایکل ورز، پژوهشگر ارشد در شورای روابط خارجی آمریکا، درباره امنیت غذایی و منابع حیاتی، بسته ‌شدن این گذرگاه راهبردی می‌تواند بزرگ‌ترین شوک اقتصادی چند دهه اخیر را رقم بزند.

تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهانی را جابه‌جا می‌کند. این رقم پنج برابر بزرگ‌تر از اختلال نفتی دهه ۱۹۷۰ است. حتی با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی، از جمله ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر آمریکا، جهان همچنان ممکن است با کمبود بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز روبه‌رو شود. مسیرهای جایگزین مانند خط لوله شرق ـ غرب عربستان یا خط لوله ابوظبی ظرفیت محدودی دارند و خود در معرض حملات احتمالی قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، نفتکش‌ها با سرعت پایین و مسیرهای قابل پیش‌بینی، اهدافی آسیب‌پذیر برای حملات موشکی، پهپادی یا مین‌گذاری دریایی هستند.

با وجود افزایش تنش‌ها، بازار جهانی نفت هنوز به اوج واکنش نرسیده؛ زیرا معامله‌گران احتمال می‌دهند بحران کوتاه‌مدت باشد، اما ایران همچنان بخشی از نفت خود را از همین مسیر صادر می‌کند و از افزایش قیمت‌ها سود می‌برد؛ همان‌گونه که روسیه نیز در نتیجه افزایش قیمت نفت، روزانه حدود ۱۵۰ میلیون دالر درآمد اضافی کسب کرده است.

آنچه بحران بسته شدن تنگه هرمز را تشدید می‌کند این است که ابعاد این بحران، تنها به انرژی محدود نمی‌شود. خلیج فارس یکی از مسیرهای اصلی انتقال مواد غذایی و کودهای کشاورزی است و اختلال در کشتی‌رانی این منطقه می‌تواند زنجیره جهانی غذا را دچار شوک کند. کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به‌شدت به واردات مواد غذایی وابسته‌اند؛ بیش از ۷۷ درصد برنج، ۸۹ درصد جواری، ۹۵ درصد سویا و ۹۱ درصد روغن‌های گیاهی این منطقه از خارج تأمین می‌شود. هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی می‌تواند به سرعت قیمت‌ها را افزایش دهد؛ همان‌گونه که در ایران طی یک سال گذشته تورم غذایی به حدود ۴۰ درصد رسیده و قیمت برنج هفت برابر شده است. در صورت بسته ‌شدن مسیرهای دریایی، تجارت غذا ممکن است به سمت کریدورهای زمینی جدیدی حرکت کند که کنترل آن‌ها در دست کشورهایی مانند روسیه، ترکیه و سوریه خواهد بود.

افزون بر این، بحران آب نیز به بخشی از معادله تبدیل شده است. حملات اخیر به تأسیسات آب‌شیرین‌کن در بحرین و نزدیکی تأسیسات عربستان نشان می‌دهد که زیرساخت‌های آبی در تیررس قرار دارند. کشورهای خلیج فارس وابستگی شدیدی به آب‌شیرین‌کن‌ها دارند؛ ۹۰ درصد آب آشامیدنی کویت، ۸۶ درصد عمان و ۷۰ درصد عربستان از این طریق تأمین می‌شود. در مجموع حدود ۱۰۰ میلیون نفر در منطقه به این منابع وابسته‌اند و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با ۴۰۰ تأسیسات آب‌شیرین‌کن، نزدیک به ۴۰ درصد آب شیرین‌شده جهان را تولید می‌کنند.

در حوزه کودهای کشاورزی نیز وضعیت شکننده است. کشورهای خلیج فارس از صادرکنندگان مهم اوره، دی‌آمونیوم فسفات و آمونیاک هستند و جنگ می‌تواند یک‌سوم تجارت جهانی کود را مختل کند. حدود یک‌چهارم تولید جهانی کود از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند و همین موضوع باعث افزایش قیمت‌ها شده است؛ تنها در یک هفته، قیمت اوره در خاورمیانه ۱۹ درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت کود به‌طور مستقیم هزینه تولید محصولات کشاورزی را بالا می‌برد و می‌تواند عرضه جهانی غذا را کاهش دهد.

مجموع این عوامل نشان می‌دهد که بحران تنگه هرمز یک بحران چندلایه است؛ بحرانی که می‌تواند همزمان بازارهای انرژی، غذا، آب و کود را مختل کند و پیامدهایی مشابه یا حتی شدیدتر از بحران غذایی ناشی از جنگ اوکراین ایجاد کند.

افزایش هزینه‌های نظامی در جهان نیز منابع مالی لازم برای کمک‌های توسعه‌ای و امنیت غذایی را کاهش داده و خطر تبدیل ‌شدن یک درگیری منطقه‌ای به یک بحران اقتصادی و انسانی جهانی را افزایش می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا