درگیریهای جاری در جنگ اسرائیل و امریکا علیه ایران ـ که در آن تهران در واکنش به حملات به تاسیسات نظامی و زیرساختهایش، از جمله داراییهای انرژی، و کشتار گسترده رهبران و دانشآموزان دختر، موشکها و پهپادها را بر سر دولت آپارتاید صهیونیستی و منافع واشنگتن در منطقه فرو میریزد ـ یک سوی معادله است. سوی دیگر، مهآلودگی ناشی از اطلاعات نادرست، ادعاها، تکذیبها و فضاسازیها است.

آخرین مورد، حمله اسرائیل به زیرساختهای میدان گازی «پارس جنوبی» ایران است. ظرف چند ساعت، ایران با حمله به همان تاسیسات «نورث دوم» در قطر تلافی کرد (این میدانهای گازی در آبهای دو کشور گستردهاند و گفته میشود بزرگترین مخزن گاز جهان هستند). این میدانها که حدود ۹۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارند، گفته میشود ۲۰ درصد از تقاضای جهانی گاز و ۸۰ درصد از نیاز آسیا را تامین میکنند. ایران همچنین سایر تاسیسات انرژی در خلیج را هدف قرار داد.
در پستی در شبکههای اجتماعی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، مدعی شد که واشنگتن از حمله اسرائیل به زیرساختهای گازی ایران اطلاعی نداشتهاست، در حالی که (با حروف بزرگ) گفت اسرائیل دیگر به زیرساختهای انرژی حمله نخواهد کرد. او سپس ایران را تهدید کرد که اگر به حمله به اهداف انرژی در خلیج ادامه دهد، با واکنش گسترده امریکا مواجه خواهد شد. اندکی بعد، «منابع» اسرائیلی گفتند که امریکا طرح حمله را تایید کرده بود. گفته میشود ترامپ پس از تماس تلفنی متحدان قطریاش، موضع خود را تغییر دادهاست.
منطقه در وضعیتی بسیار خطرناک قرار گرفته است؛ پس از آنکه کشورهای خلیج که میزبان پایگاههای نظامی امریکا و حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی هستند، با وجود اعلام مخالفت با جنگ، تهدید کردهاند اگر همچنان هدف حملات ایران قرار گیرند، واکنش نشان خواهند داد. اگر کشورهای خلیج فعالانه وارد جنگ شوند، این پرسشی است که بسیاری خواهند پرسید: آیا عربستان سعودی پیمان دفاعی خود با پاکستان را فعال خواهد کرد؟ درحالی که به پیامدهای چنین رویدادی میاندیشند. سفیر اسرائیل در هند این هفته پاکستان را یک «کشور یاغی دارای سلاح هستهای» خواند. بنیامین نتانیاهو و نارندرا مودی متحدان آشکار هستند. آسیبپذیریهای خارجی و داخلی ما چه خواهد بود؟
اگر کشورهای خلیج به ایران حمله کنند، در تلآویو جشن برپا خواهد شد؛ زیرا رؤیای صهیونیستی برای درگیرشدن منطقه در جنگی داخلی و هرجومرج محقق میشود، در حالی که اسرائیل دست بازتری برای گسترش اشغال کرانه باختری و ادامه کارزار مرگبار خود در غزه، علیرغم «آتشبس»، خواهد داشت.
تنگه هرمز همچنان به روی همه رفتوآمدها بستهاست، مگر آنچه ایران اجازه دهد. قیمت نفت و گاز بهشدت درحال افزایش است — در واقع، قیمت گاز در لندن در یک روز ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش یافت! اگر جنگ ادامه یابد، کمبود گاز بر تولید کود شیمیایی اثر خواهد گذاشت و در نهایت عرضه جهانی غذا را تحت تاثیر قرار میدهد. کشورهایی مانند پاکستان همین حالا نیز از پیامدهای جنگ رنج میبرند، زیرا افزایش قیمت سوخت تهدیدی برای ایجاد موج تورمی است.
درحالی که آشوب در بازارها شدت میگیرد و کاهش عرضه انرژی از جنوب تا شرق آسیا باعث افزایش چشمگیر قیمتها میشود، نیروی تفنگداران دریایی امریکا قرار است تا چهارشنبه آینده به خلیج اعزام شوند. با این حال، با بیش از ۲۵۰۰ تفنگدار، مشخص نیست که آیا امریکا تلاش خواهد کرد در جزیره بهشدت مستحکم قشم که ایران از آنجا باریکترین بخش تنگه هرمز را کنترل میکند، پیاده شود یا در جزیره خارگ، جایی که ایران ۹۰ درصد نفت خود را از آن صادر میکند.
آیا امریکا آمادگی تحمل تلفات را دارد، در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند در یک نبرد زمینی خونین، چنین تلفات اجتنابناپذیر است؟
جنرال بازنشسته لارنس ویلکرسون، رئیس پیشین دفتر کالین پاول، نگران است که ایران استفاده از موشکهای مافوق صوت «خرمشهر» با سرعت «ماخ ۴/۵» و چندکلاهکه (نه مهمات خوشهای) را فعلاً نگه داشته باشد؛ موشکهایی که میتوانند برای «غرق کردن» شناورهای امریکایی، از جمله ناوهای هواپیمابر، به کار روند. او در یک پادکست هشدار داد: «ما هیچ چیزی برای مقابله با آنها نداریم.» در چنین وضعیتی، رهبران نیروی دچار روحیه پایین از چه سلاحهایی استفاده خواهند کرد؟
افزایش قیمت انرژی و جنگ نامحبوب، برای اعضای کانگرس حامی ترامپ در انتخابات نوامبر فاجعهبار خواهد بود. اگر او اکثریت مجلس نمایندگان را از دست بدهد، استیضاح در پی خواهد آمد. آیا این عامل بازدارندهای برای ترامپ خواهد بود؟ آیا او میتواند راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کند؟
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
عباس نصیر
داون – Dawn