اسلایدشوتحلیل و ترجمهترجمهجنگجهانسیاستمنطقه

ابرقدرت تنها: جنگ ترامپ علیه ایران و پایان مشروعیت جهانی آمریکا

خبرگزاری دید: شکاف‌های داخلی، مأموریت‌های رد شده و سقوط تاریخی اعتماد عمومی، نشانه‌های سیاست‌های شکست‌خورده‌اند. تا زمانیکه واشنگتن گفتار خود را با واقعیت هماهنگ نکند، ابرقدرتی تنها و ناپایدار باقی خواهد ماند. کمپین «فشار حداکثری» موفق شده است فشار وارد کند — نه بر تهران، بلکه بر بنیان‌های نظم جهانی تحت رهبری آمریکا.

ابرقدرت تنها: جنگ ترامپ علیه ایران و پایان مشروعیت جهانی آمریکا

ایالات متحده هم‌اکنون در وضعیت فلج استراتژیک قرار دارد؛ گرفتار فشار برای مقابله نظامی و همزمان با مقاومت گسترده‌ای که از درون نهادهای دولتی تا پایتخت‌های قدیمی‌ترین متحدانش امتداد دارد. این ناکامی‌های همزمان — یکی نهادی و دیگری دیپلماتیک — یک حقیقت اساسی را نشان می‌دهد: عملیات «خشم حماسی» نه نمایش قدرت آمریکاست و نه نشانه توانایی، بلکه محرکی برای انزوای آن است. این رد دوطرفه، فروپاشی قطعی معماری امنیتی پس از جنگ سرد را نشان می‌دهد.

شکاف‌های نهادی آشکار شده‌اند

روز ۱۷ مارچ، جو کنت، مدیر مرکز ملی ضدتروریسم (NCTC)، استعفا داد. او که سرباز سابق و برجستهٔ ارتش امریکا و حامی شعار «اول امریکا» بود، اعلام کرد که ایران «تهدید فوری» نیست و جنگ تحت فشار خارجی ساخته شده است. این اعتراض حرفه‌ای توسط افرادی که مسئول دفاع کشور هستند، مشروعیت تبلیغات دولت را تضعیف کرده و نشان می‌دهد که حتی کارشناسان امنیتی حاضر نیستند واقعیت‌ها را با اهداف جنگی از پیش تعیین‌شده تطبیق دهند.

چهار رئیس‌جمهور سابق امریکا نیز برای اولین بار علناً اعلام کردند که هیچ‌ یک از آنها به شکل خصوصی از جنگ کنونی حمایت نکرده‌اند. این موضع جمعی، نشاندهنده توافق عمیق نخبگان سیاست خارجی است که عملیات «چکش نیمه‌شب» و کمپین کنونی منطقه را بی‌ثبات می‌کند و امنیت بلندمدت امریکا را به خطر می‌اندازد.

عموم مردم نیز مخالف‌اند

نظرسنجی‌های اخیر دانشگاه کوینیپیاک و شرکت Ipsos نشان می‌دهد که بیش از ۶۰٪ رأی‌دهندگان معتقدند دولت دلیل روشنی برای جنگ ارائه نکرده و ۷۴٪ صریحاً با اعزام نیروهای زمینی مخالفت دارند. تجربهٔ «روح عراق» پس از دو دهه جنگ‌های پایان‌ناپذیر باعث شده است که مردم آمریکا نسبت به دخالت‌های طولانی‌مدت در خاورمیانه حساسیت شدید پیدا کنند.

واکنش جهانی

در سطح بین‌المللی، درخواست واشنگتن برای مشارکت متحدان در گشت‌زنی‌های دریایی تنگه هرمز — گذرگاه حیاتی ۲۰٪ نفت جهان — با برخورد سرد دیپلماتیک مواجه شد.

در ۱۹ مارچ ۲۰۲۶، کشورهای پیشرو از جمله انگلستان، فرانسه، آلمان، جاپان و کانادا در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند که آماده‌اند برای عبور ایمن کشتی‌ها و ثبات انرژی همکاری کنند، اما مسیر نظامی یک‌جانبهٔ واشنگتن را رد کردند. وزیر دفاع آلمان، بوریس پیستوريوس گفت: «این جنگ ما نیست و ما آغازگر آن نبودیم.»

ترامپ با انتقاد از نخست‌وزیر انگلستان، کیر استارمر، که خواستار «کاهش تنش» بود، روابط تاریخی واشنگتن-لندن را هدف قرار داد. استارمر بدون تضمین توقف کامل درگیری حاضر به تعهد نیروی دریایی بریتانیا نشد و این موضوع شکاف تاریخی در همکاری امنیتی ترانس‌آتلانتیک را نشان می‌دهد.

کاهش قدرت نرم امریکا

نظرسنجی مشترک Politico/Public First منتشر شده در ۱۵ مارچ ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که اعتماد عمومی به آمریکا در کانادا، فرانسه، آلمان و بریتانیا به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده است. در کانادا، ۵۷٪ چین را شریک قابل اعتمادتر از امریکا می‌دانند و در آلمان اعتماد به رهبری آمریکا به تنها ۲۴٪ کاهش یافته است.

این نشان می‌دهد که حتی متحدان سنتی واشنگتن، ناپایداری آن را تهدیدی برای سیستم جهانی تلقی می‌کنند. وقتی مردم لندن و پاریس سیاست خارجی امریکا را تهدیدی جدی‌تر از دشمنان اعلام می‌کنند، مشروعیت اخلاقی آمریکا برای رهبری غرب عملاً از بین رفته است.

انزوای استراتژیک به جای قدرت

طرفداران ترامپ این انزوا را «استقلال استراتژیک» می‌نامند، اما واقعیت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که این انزوا نشانه ضعف استراتژیک و فروپاشی سیاست‌هاست. وقتی نهادهای داخلی علیه دولت شورش می‌کنند و متحدان قدیمی فاصله می‌گیرند، ایالات متحده نه رهبری می‌کند و نه قدرت واقعی نشان می‌دهد، بلکه صرفاً در خلاء فریاد می‌زند.

راه بازگشت به ثبات

برای بازگرداندن ثبات، امریکا باید به اصول رهبری بزرگ — تواضع، سنجش دقیق و احتیاط — بازگردد، تهدیدها را براساس شواهد بسنجد و دوباره با چارچوب‌های چندجانبه همکاری کند که قبلاً جاه‌طلبی‌های تهران را مهار کرده بودند. ثبات نمی‌تواند با بمباران ایجاد شود؛ بلکه نیازمند اعتماد مشترک و استقامت دیپلماتیک است.

نتیجه‌گیری

بحران ایران آزمونی است برای سنجش اینکه آیا امریکا هنوز حکمت رهبری دارد یا صرفاً توان تخریب. یک ابرقدرت واقعی وارد یک جنگ منطقه‌ای نمی‌شود وقتی خانه‌اش در آشوب است و متحدانش عقب می‌کشند؛ بلکه با وضوح و صداقت عمل می‌کند و احترام می‌آفریند.

اکنون، ایالات متحده در این آزمون شکست خورده است. شکاف‌های داخلی، مأموریت‌های رد شده و سقوط تاریخی اعتماد عمومی، نشانه‌های سیاست‌های شکست‌خورده‌اند. تا زمانیکه واشنگتن گفتار خود را با واقعیت هماهنگ نکند، ابرقدرتی تنها و ناپایدار باقی خواهد ماند. کمپین «فشار حداکثری» موفق شده است فشار وارد کند — نه بر تهران، بلکه بر بنیان‌های نظم جهانی تحت رهبری آمریکا.

مترجم: سمیر بیات
نویسنده: جیانلو بی (Jianlu Bi)
منبع: مدرن دیپلماسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا