خبرگزاری دید: در حالی که جنگ میان ایالات متحده و ایران وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده، ارزیابیها و تحلیلهای زیادی درباره پیامدهای این رویارویی در سطح منطقهای و بینالمللی منتشر میشود. در تازهترین مورد، داکتر عبداللطیف نظری، معاون مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان، با انتشار تحلیلی مفصل، به بررسی ابعاد نظامی، ژئوپلیتیکی و پیامدهای راهبردی این جنگ پرداخته است. او در این نوشته جایگاه ایران، چالشهای آمریکا و تغییرات آینده در نظم قدرت جهانی را از منظر کارشناسی تبیین کرده است. آنچه در ادامه میآید، متن این تحلیل در مورد روندهای جاری در میدان نبرد و تحولات سیاسی پیرامون آن است.

دینامیسم قدرت در نظام بینالملل و مناسبات ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ در حال تحول است و جوانههای نظم نوین بینالمللی روییدن گرفته است. اقتدار دفاعی ایران، درک راهبردی و مجاهدتهای تاریخساز ایرانیان در این تحول، نقش مهم ایفا خواهد کرد. بسته شدن تنگه هرمز، فشارهای متعددی را از سوی اروپا و داخل ایالات متحده متوجه ترامپ کرده است. به عبارت دیگر، انسداد این تنگه و پیامدهای خسارتبار آن، نشان روشن ضعف و استیصال آمریکا در میدان رویارویی نظامی به شمار میرود. تا به اینجا نتیجه جنگ نهتنها به نفع آمریکا نبوده، که با تداوم آن، میتواند موقعیت بدتر و پرهزینهتری را بدون دستاورد خاص نصیب آمریکا سازد.
ایده جنگ زمینی و تصرف جزایر ایرانی که توسط ترامپ در رسانهها منتشر میشود را میتوان در چهارچوب فرار آبرومندانه و نمایش پیروزمندانه برای پایانبندی جنگ تفسیر کرد.
تناقضات لفظی ترامپ که از دید رسانههای غربی نیز دور نمانده، نشان میدهد که ماجراجوییهای جدید آمریکا پوششی برای پنهان کردن نگرانیهای عمیق از استمرار چهره شکستخورده واشنگتن است. تعریف ضربالاجل ده روزه ترامپ بعد از آن که ضربالاجل پنج روزهاش به نتیجه نرسید، نیز بیان میکند که آمریکا با تردیدهای بسیاری برای ورود به مرحلههای جدید در جنگ روبهرو است.
تجربه یک ماهه جنگ، نگرانیهای جدی را در مورد تکرار شکست راهبردی آمریکا ایجاد کرده است. با افزایش پیشرویهای میدانی و عملیاتی ایران در روزهای اخیر، استراتژیستهای امریکا نگراناند که ناکامی آمریکا در جنگ زمینی، پیروزی دیگری را بار دیگر نصیب ایران خواهد کرد. این نگرانی از این نظر نیز قابل درک است که فرماندهان نظامی ایران با اتخاذ موضع محکم و با اشاره به وسعت جغرافیایی ایران، تجهیزات پیشرفته دفاعی و توان نیروهای مردمی، اعلام کردهاند که خاک ایران به جهنم نیروهای مهاجم تبدیل خواهد شد.
بنابراین هرچه جنگ طولانی شود، نارضایتی از ترامپ در داخل و خارج افزایش مییابد و موقعیت ایران در منطقه تقویت خواهد شد.
فرجام سخن این که دفاع یک ماهه ایران در برابر آمریکا و اسرائیل نشان داد که تا چه اندازه ویترین قدرت نظامی مدعیان ابرقدرت دنیا آسیبپذیر است. طی یک ماه، تمام منافع آمریکا در کشورهای منطقه، هدف حملات کوبنده و زیر ضرب موشکها و پهپادهای ایران قرار گرفت. حمله جسورانه ایران به ناو آبراهام لینکلن و ایجاد خسارت به آن که موجب عقبنشینی آن به اقیانوس هند شد، شکست دکتورین امنیت دریایی آمریکا تلقی گردید و حتی رسانههای غربی را به تمجید از قدرت نظامی ایران مجبور ساخت. ضربهپذیری و فرار ناو آبراهام لینکلن از یک سو نبوغ نامتقارن ایران را در صحنه جهانی به تصویر کشید و از سوی دیگر بزرگترین ضربه به پرستیژ ارتش ایالات متحده از زمان جنگ ویتنام تاکنون به شمار میرود.
ایران با ترکیبی از عملیاتهای نامتقارن، جنگ الکترونیک و محاصره اقتصادی معکوس از طریق کنترول هوشمند تنگه هرمز، نه یک مسیر، که کل معمای امنیت غرب را بازتعریف و شکافهای درونی آمریکا و ناتو را آشکار کرده است. امپراتوری رسانهای غرب دیگر نمیتواند واقعیت میدان را تحریف و بازنمایی کند؛ افول روایت، همپای افول قدرت سخت، پیش میرود و پایان یک هژمون نزدیک است.
تغییر در ساختار قدرت جهانی، تولد نظم نوین بینالمللی و ظهور ایران به عنوان ابرقدرت بلامنازع در منطقه غرب آسیا مهمترین پیامد این جنگ است. در این جنگ، هیبت آمریکا از دست رفت و ایران به بازدارندگی هوشمندانه دست یافت.
نویسنده: داکتر عبداللطیف نظری ـ معاون مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان