خبرگزاری دید: سید رضا محمدی شاعر برجسته و فعال فرهنگی کشور با انتشار پستی در صفحه فیس بوک خود نوشت: نخست باید به مردم ایران آفرین و درود فرستاد برای ایستادگی و شهامتی که به خرج دادند و این جنگ غیر قانونی را به آخر رساندند.

سید رضا محمدی نوشته است: ما همه ما که متعلق به سرزمین باستانی و داستانی ایران کهنیم و با حماسههای شاهنامه به هم پیوند خوردهایم از خجند و کاشغر تا بدخشان و بلخ و هرات و قونیه و قفقاز، همه دلنگران بودیم و عذاب کشیدیم. به قول بازار صابر ، ما در این صد سال شاهد مصیبت های تمدنی بسیاری بودیم، شهر مثالی مرو در یک شب توسط همین تجاوزها، خالی از سکنه شد و مردمش به چارسوی دنیا آواره شدند، بلای بنیادگرایی و جنگ و کمونیزم بلخ و بخارا را در نوردید. نابود شدن ایران، نابودی آخرین جانپناه یک تمدن می توانست باشد .
شاعر برجسته کشور با شعری نوشته خود را آغاز کرده است :
بدان تا دل و چشم ایرانیان
بپیچد نیاید شما را زیان
همه جاودان جادوی ساختند
همی در هوا آتش انداختند
برآمد یکی باد و ابری سیاه
همی تیر بارید ازو بر سپاه
خروشید بهرام کای مهتران
بزرگان ایران و کنداوران
بدین جادویها مدارید چشم
به جنگ اندر آیید یکسر بخشم
ز یزدان نباشد کسی ناامید
و گر تیره بینند روز سپید
وی در ادامه آورده است: نخست باید به مردم ایران آفرین و درود فرستاد برای ایستادگی و شهامتی که به خرج دادند و این جنگ غیر قانونی را به آخر رساندند. این که پس از تهدید ترامپ برای نابودی یک تمدن در شب آخر جنگ، فرهنگیان، شاعران و مردم عادی از نیروگاه ها و زیر ساخت ها، سپر انسانی ساختند و جانشان را فرش جادوی بمب افکنها ساختند، به راستی شجاعانه بود.
رضا محمدی با اشاره به اینکه دشمن طالبان است اما راضی به ببماران و ویرانی کشور نیست گفته است: شاعران درجه یک ایرانی نیز تا جایی که من میشناسم هیچکدام طرفدار حمله امریکا و اسراییل نبودند، آن ترانه سرایانی که با هیاهو از جنگ دم میزدند، به طبع کمتر اهل کتاب خواندن و دانش تاریخی و فرهنگیاند اما برای آثاری که آفریدهاند گرامیاند با هر فکر متفاوتی که دارند. این را برای علاقه مندان شعر در افغانستان عرض کردم که به صرف نامدار بودن، کسی شاعر نمیشود. اگر هم شاعری جنگخواه بوده امیدوارم نظرش عوض شود به قول ملک الشعرا
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که در عزا فکندمان نوای او
این چهره برجسته فرهنگ و ادب کشورمان افزوده است: امیدوارم صلح و آرامش دوام بیاید، ایران چنانکه شایسته است پر از شادی و آزادی و مدارا و رفاه باشد، جمهوری اسلامی به پاس جانفشانی مردم افغانستان در صحنه و به ویژه فضای مجازی که روایت جنگ را تغییر دادند، از حق طبیعی مردم افغانستان برای آزادی و آموزش حمایت کند.
محمدی میگوید: میدانم اگر جمهوری اسلامی به ویژه اکنون اگر فشار بر هبت الله بیاورد ، طالبان مجبور به تغییر رویه میشوند . راه ما برای تغییر در افغانستان از آموزش میگذرد و افغانستان مرفه و آرام، تکیه گاه بهتری برای ایران است، همانگونه که همه کشورهای همفرهنگ و همریشه ما شایسته بهترین ها هستند.
رضا محمدی تأکید میدارد که راه رفاه هر کدام ما مسیری جداگانه نیست همه در یک کشتی هستیم، از پاکستان تا آسیای میانه ، از خجند تا تبریز و انقره و بغداد ، همه ما به هم گره خوردهایم و در کنار هم می توانیم پیشرفت کنیم با یاری هم نه با گرفتاری هم، این به ویژه برای اسلام آباد امیدوارم درسی شود که صلح از جنگ، پر فایده تر است و حمایت از یکهتازی طالب برای سرکوب فرهنگ و اقوام و فضایل انسانی ، دودش اول به چشم اسلام آباد میرود.
وی در پایان پست خود افزود: ببخشید که ناگهان بیانیه سیاسی شد، این شعر که از داستان بهرام در کتاب جاودانه شاهنامه آورده ام، روایتی بسیار خواندنی است از رویارویی سپاه ایران و ساوه شاه چینی در کنار دیوار بلخ و ساوه شاه با جادوگری می خواهد دل و چشم مردم را به هم بریزد تا بینش خرد را در ذهنشان خیره و تیره کند اما وقتی از کودک تا پیر از ری تا تخار، مردم ایستادگی میکنند لشکر پیل های ساوهشاه فرو می ریزی و میگریزد. امیدوارم همیشه همینگونه ما در کنار هم باشیم و شادی و آزادی و آبادی نصیب همیشگی باشد.
به قول شاهنامه در داستان سیاوش
که مازندران شهر ما یاد باد
همیشه برو بومش آباد باد
پ.ن.
مهمترین درسی که باید بیاموزیم این است که فحاشی و بد زبانی ، سلاح موثری نیست، با هم مهربانی و مدارا کنیم اگر قرار است از مصیبت بگذریم با هم میگذریم. ناسزا سزاوار فرهنگ ما هم نیست.
رضا محمدی