خبرگزاری دید: آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا، هرچند یک توقف کوتاه در چرخه تنشهای خاورمیانه به نظر میرسد، اما برای کشورهای آسیای مرکزی معنایی فراتر از یک توافق موقت دارد. این منطقه که در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم اتصال انرژی و ترانزیت در اوراسیا تبدیل شده، تحولات اخیر را با دقت و احتیاط دنبال میکند؛ زیرا هرگونه تشدید بحران در خاورمیانه میتواند بهسرعت بازارهای انرژی، مسیرهای حملونقل و برنامههای اقتصادی دولتهای آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار دهد.

واکنشهای رسمی قزاقستان، ازبیکستان، تاجیکستان و قرقیزستان نشان میدهد که دولتهای منطقه تلاش کردهاند میان استقبال از کاهش تنش و تأکید بر ضرورت یک راه حل پایدار توازن برقرار کنند. این موضعگیری محتاطانه بازتاب درکی است که رهبران آسیای مرکزی از تجربههای گذشته به دست آوردهاند: آتشبسهای کوتاهمدت اگر به مذاکرات جدی منتهی نشوند، تنها وقفهای موقت پیش از دور تازهای از بحرانها هستند.
از نگاه این کشورها، پیامدهای اصلی درگیری میان ایران و آمریکا نه در میدان نظامی، بلکه در حوزه اقتصاد و تجارت جهانی آشکار میشود. اقتصادهای آسیای مرکزی طی دو دهه اخیر تلاش کردهاند با توسعه صادرات انرژی، ایجاد مسیرهای ترانزیتی و جذب سرمایهگذاری خارجی جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تثبیت کنند، اما این مسیر بهشدت به ثبات بازارهای جهانی و امنیت خطوط حملونقل وابسته است؛ عواملی که با هرگونه تنش در خاورمیانه به سرعت دچار اختلال میشوند.
در این میان، قزاقستان بیش از دیگران نسبت به نوسانات بازار انرژی آسیبپذیر است. این کشور بهعنوان یکی از صادرکنندگان اصلی نفت حوزه خزر، بخش عمده درآمد ارزی خود را از صادرات انرژی تأمین میکند. از همین رو، تأکید رئیسجمهور قزاقستان بر اهمیت آتشبس برای ثبات اقتصاد جهانی، بازتاب نگرانی عمیق آستانه از پیامدهای هرگونه بیثباتی در تنگه هرمز و بازار جهانی نفت است.
ازبیکستان نیز که در سالهای اخیر سیاست خارجی فعالتری اتخاذ کرده، بر ضرورت حلوفصل سیاسی بحران تأکید کرده است. تاشکند بهخوبی میداند که تشدید تنشها میتواند پروژههای زیرساختی و مسیرهای تجاری را که برای اتصال آسیای مرکزی به اقتصاد جهانی طراحی شدهاند، با خطر مواجه کند. از این منظر، دعوت این کشور به خویشتنداری و گفتوگو، بیش از آن که یک موضع اصولی باشد، بازتاب نگرانیهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی است.
تاجیکستان و قرقیزستان نیز با وجود نقش محدودتر در بازار انرژی، از تبعات غیرمستقیم چنین بحرانهایی در امان نیستند. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و فشار بر اقتصادهای شکننده این کشورها میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی قابل توجهی ایجاد کند. تأکید مکرر مقامات این کشورها بر نبود راه حل نظامی برای بحران، بیانگر درک آنها از هزینههای واقعی بیثباتی منطقهای است.
در سطحی گستردهتر، بحران اخیر بار دیگر آسیبپذیری سیستم جهانی انرژی را آشکار کرده است. تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی جهان است و هرگونه تهدید برای آن، بلافاصله بازارهای جهانی را دچار اضطراب میکند. همین وضعیت نگاهها را به حوزه خزر و منابع انرژی آسیای مرکزی معطوف کرده است؛ هرچند ظرفیت این منطقه برای ایفای نقش جایگزین همچنان محدود است و موانع جغرافیایی و زیرساختی پابرجا است.
با وجود این محدودیتها، آتشبس اخیر برای آسیای مرکزی یک «فرصت تنفس» محسوب میشود؛ فرصتی برای بازنگری در راهبردهای انرژی، تقویت همکاریهای منطقهای و تسریع پروژههای ترانزیتی، اما دوام این فرصت به پایداری آتشبس و حرکت به سوی یک توافق سیاسی بستگی دارد.
در جهانی که مسیرهای انرژی و تجارت روزبهروز شکنندهتر میشوند، ثبات دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ پیوندهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی است.
نویسنده: طوبی راحل موسوی