اسلایدشواقتصاد و توسعهپرونده هاپرونده ویژه: تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایرانتحلیلتحلیل و ترجمهجنگجهانسیاستمنطقه

محاصره تنگه هرمز؛ آزمون شکست‌خورده قدرت آمریکا

خبرگزاری دید: ایران به خوبی می‌داند که در جنگ نامتقارن، لازم نیست ناوهای آمریکا را غرق کند؛ کافی است یک تانکر نفتی اماراتی یا قطری را هدف قرار دهد تا بیمه‌های بین‌المللی، مسیرهای کشتیرانی را «پرریسک» اعلام کنند و قیمت نفت از مرز ۱۵۰ دالر عبور کند. چنین واکنشی، علاوه بر تشدید بحران در خلیج فارس، مستقیماً به جیب رأی‌دهنده آمریکایی ضربه می‌زند.

محاصره تنگه هرمز؛ آزمون شکست‌خورده قدرت آمریکا

اعلام محاصره دریایی ایران توسط دونالد ترامپ، شاید در ظاهر یک اقدام قاطعانه برای فشار حداکثری به تهران به نظر برسد، اما در باطن، نقشه راهی برای آزمودن مرزهای ضعف راهبردی ایالات متحده در غرب آسیاست. تنگه هرمز به مدت پنج دهه، نقطه تلاقی قدرت نظامی، دیپلماسی و آسیب‌پذیری اقتصادی جهان بوده است. اما این بار، واشنگتن با سناریویی روبه‌روست که در آن، ابزارهای کلاسیک قدرت دریایی، پاسخگوی ابعاد پیچیده بحران نیست.

از منظر نظامی، محاصره دریایی ایران یک عملیانی «بزرگ، پیچیده و طولانی‌مدت» توصیف شده است. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تأکید کرده که این محاصره فقط کشتی‌های مرتبط با بنادر ایران را هدف می‌گیرد، نه عبور ساده از تنگه. اما همین تمایز نیز در عمل مرزهای باریکی دارد. ایران به روشنی نشان داده که هرگونه مسدودسازی یا بازرسی کشتی‌های مرتبط با خود را معادل اقدام خصمانه تلقی می‌کند. کارشناسانی مانند دریادار بازنشسته «گری روگهد» هشدار داده‌اند که نیروی دریایی آمریکا به تنهایی توانایی پایداری چنین محاصره‌ای را در بلندمدت ندارد. اعزام ناوهای جنگی بیشتر به خلیج فارس، یعنی خارج کردن آنها از سایر نقاط حساس جهان  از دریای چین جنوبی تا دریای سیاه و این یعنی همزمان قدرت بازدارندگی آمریکا در چند جبهه کاهش می یابد.

اما آزمون واقعی قدرت آمریکا، نه در تعداد ناوها، که در معادله قیمت نفت و بنزین/پترول گره خورده است. از آغاز جنگ در منطقه، قیمت جهانی نفت حدود ۵۰ درصد افزایش یافته. منطق اقتصادی می‌گوید محاصره یک کشور نفتی بزرگ، حتی اگر موفق هم باشد، زنجیره تأمین را مختل و قیمت‌ها را جهشی افزایش می‌دهد.

سناتور مارک وارنر به درستی پرسیده است: «چگونه این کار قیمت پترول را پایین می‌آورد؟» پاسخ کوتاه است یعنی نمی‌آورد. تورم بنزین در آمریکا که یکی از حساس‌ترین پرونده‌های انتخاباتی است، با هر شلیک موشک یا مین‌گذاری در تنگه هرمز، بدتر خواهد شد. بنابراین محاصره نه اهرم مذاکراتی ایران را حذف می‌کند، نه التیامی برای اقتصاد آمریکاست.

نکته هشداردهنده‌تر، گزینه‌های روی میز ایران است. تحلیلگران از سه سناریوی محتمل نام می‌برند: شلیک به کشتی‌های جنگی یا تجاری، مین‌گذاری در مسیرهای عبور و حمله به تأسیسات انرژی کشورهای جنوب خلیج فارس. ایران به خوبی می‌داند که در جنگ نامتقارن، لازم نیست ناوهای آمریکا را غرق کند؛ کافی است یک تانکر نفتی اماراتی یا قطری را هدف قرار دهد تا بیمه‌های بین‌المللی، مسیرهای کشتیرانی را «پرریسک» اعلام کنند و قیمت نفت از مرز ۱۵۰ دالر عبور کند. چنین واکنشی، علاوه بر تشدید بحران در خلیج فارس، مستقیماً به جیب رأی‌دهنده آمریکایی ضربه می‌زند.

در نهایت، تجربه تاریخی نشان داده که هیچ بحرانی در تنگه هرمز صرفاً با ابزار نظامی حل نشده است. محاصره دریایی ایران، بیش از آنکه یک راهبرد هوشمندانه باشد، یک آزمون پرخطر برای سنجش حداکثر فشار بدون همراهی متحدان و بدون پشتوانه دیپلماسی بین‌المللی است. آمریکا شاید بتواند یک هفته یا یک ماه کشتی‌ها را کنترل کند، اما نه می‌تواند ایران را از معادله نفت حذف کند، نه می‌تواند افزایش قیمت بنزین را از صورت حساب انتخاباتی خود پاک کند. به همین دلیل، تنگه هرمز ممکن است به جای نمایش قدرت، به سند دیگری بر شکست راهبردهای صرفاً نظامی در منطقه تبدیل شود. راه حل بلندمدت، همان طور که تحلیلگران تأکید دارند، نه در استقرار ناوهای بیشتر، که در میز مذاکره و دیپلماسی بین‌المللی گم شده است.

نویسنده:
سلیمان صابر- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا