غیبت فارسی در لوحه رسمی؛ سهلانگاری یا جهتگیری زبانی؟
خبرگزاری دید: در جوامع چندزبانه، نمادها نقشی فراتر از ظاهر خود دارند. یک لوحه خوشآمدگویی، صرفاً متنی برای استقبال نیست؛ بلکه بازتابی از این است که چه گروههایی در عرصه عمومی دیده میشوند و چه گروههایی کمتر به رسمیت شناخته میشوند. به همین دلیل، حذف یک زبان میتواند بهعنوان نشانهای از نابرابری یا بیتوجهی تعبیر شود و زمینهساز بحثهای گستردهتر درباره عدالت زبانی و فرهنگی گردد.

رونمایی از لوحه خوشآمدگویی به ملاعبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخستوزیر حکومت طالبان، در ولایت بادغیس، بهجای آنکه صرفاً یک اقدام تشریفاتی تلقی شود، بهدلیل غیبت زبان فارسی به موضوعی بحثبرانگیز در فضای عمومی تبدیل شد. در کشوری چون افغانستان که زبان همواره با سیاست، هویت و ساختار قدرت درهمتنیده بوده، حذف یا نادیدهگرفتن یک زبان از یک نماد رسمی، بهندرت بیمعنا یا اتفاقی تلقی میشود و اغلب فراتر از یک خطای ساده اداری تفسیر میگردد.
در نگاه نخست، میتوان این رخداد را به سهلانگاری یا ضعف در مدیریت اداری نسبت داد. طراحی و نصب لوحههای رسمی در بسیاری از موارد به سطوح میانی یا محلی واگذار میشود و در چنین شرایطی، نبود نظارت دقیق یا بیتوجهی به حساسیتهای زبانی میتواند به حذف ناخواسته یک زبان منجر شود. اگر این فرض را بپذیریم، آنچه رخ داده بیش از آنکه بیانگر یک سیاست هدفمند باشد، نشانهای از کمتوجهی به اهمیت نمادها در جامعهای چندزبانه است. در چنین جامعهای، حتی یک عبارت کوتاه بر روی یک لوحه میتواند حامل پیامهای هویتی و فرهنگی مهمی باشد و بیدقتی در آن، پیامدهای گستردهتری از حد انتظار بههمراه داشته باشد.
با این حال، همزمانی این موضوع با یک مراسم رسمی در سطح بالا، آن هم در حضور یکی از چهرههای کلیدی ساختار قدرت، باعث میشود فرضیه «جهتگیری زبانی» نیز بهطور جدی مطرح شود. در رویدادهایی از این دست، معمولاً جزئیات با دقت بیشتری تنظیم میشوند و انتخاب زبانها در متون رسمی، بخشی از نمایش نمادین قدرت و سیاست محسوب میشود. از این منظر، حذف فارسی میتواند آگاهانه یا ناخودآگاه بهعنوان نشانهای از نوعی اولویتبندی زبانی یا بازتعریف نمادهای رسمی تفسیر شود؛ تفسیری که در فضای بیاعتمادی یا ابهام، بهسرعت تقویت میشود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که به جایگاه زبان فارسی (دری) در افغانستان توجه کنیم. این زبان نهتنها یکی از زبانهای رسمی کشور است، بلکه در بسیاری از مناطق، از جمله بادغیس، زبان رایج ارتباطات روزمره، فرهنگی و حتی اداری بهشمار میرود. به همین دلیل، حذف آن از یک نماد رسمی میتواند این برداشت را در میان بخشی از جامعه ایجاد کند که هویت زبانی آنان نادیده گرفته شده یا در حاشیه قرار گرفته است. حتی اگر چنین برداشتی با نیت اولیه تصمیمگیرندگان همخوان نباشد، اثر اجتماعی آن قابل انکار نیست.
در جوامع چندزبانه، نمادها نقشی فراتر از ظاهر خود دارند. یک لوحه خوشآمدگویی، صرفاً متنی برای استقبال نیست؛ بلکه بازتابی از این است که چه گروههایی در عرصه عمومی دیده میشوند و چه گروههایی کمتر به رسمیت شناخته میشوند. به همین دلیل، حذف یک زبان میتواند بهعنوان نشانهای از نابرابری یا بیتوجهی تعبیر شود و زمینهساز بحثهای گستردهتر درباره عدالت زبانی و فرهنگی گردد.
واکنشها به این رویداد نیز نشان میدهد که جامعه نسبت به چنین مسائل ظاهراً جزئی، حساسیت بالایی دارد. این حساسیت ریشه در تجربههای تاریخی و اهمیت زبان در تعریف هویت جمعی دارد. اگر اینگونه رویدادها تکرار شوند یا بدون توضیح باقی بمانند، میتوانند به شکلگیری یا تشدید بیاعتمادی میان گروههای مختلف دامن بزنند و شکافهای اجتماعی را عمیقتر کنند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که آیا غیبت فارسی در این لوحه ناشی از سهلانگاری بوده یا بیانگر یک جهتگیری خاص، بدون شفافسازی نهادهای مسئول دشوار است. آنچه در این میان اهمیت دارد، توجه به پیامدهای چنین اقداماتی و ضرورت مدیریت دقیق نمادهای رسمی در یک جامعه متنوع است. اگر هدف، حفظ انسجام اجتماعی و احترام به تنوع فرهنگی باشد، لازم است که در طراحی و اجرای اینگونه نمادها، حساسیت بیشتری به خرج داده شود تا هیچ بخشی از جامعه احساس حذف یا نادیدهگرفتهشدن نکند. بنابراین باید حکومت طالبان درباره چنین اقداماتی که تکرار نیز شده است، شفاف سازی کند که در غیر اینصورت مردم این موضوع را در راستای جهت گیری و حذف یک زبان تعبیر میکنند.
نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید