اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

سخنان محقق و آینده دیورند؛ میان مصلحت سیاسی و حساسیت ملی

خبرگزاری دید: سخنان محقق می‌تواند شکاف میان نخبگان سیاسی و افکار عمومی را برجسته‌تر کند. بخشی از نخبگان ممکن است به‌دلیل ملاحظات عملی و فشارهای بین‌المللی، به سمت پذیرش وضع موجود گرایش داشته باشند، در حالی که جامعه همچنان بر مواضع سنتی و احساسی خود پایبند است.

سخنان محقق و آینده دیورند؛ میان مصلحت سیاسی و حساسیت ملی

اظهارات اخیر محمد محقق درباره پذیرش خط دیورند به‌عنوان یک واقعیت مورد تأیید جامعه جهانی، بار دیگر یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین موضوعات سیاست افغانستان را به صدر بحث‌ها بازگردانده است. این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که مسئله دیورند نه‌تنها یک اختلاف مرزی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی، هویت ملی و حتی احساسات جمعی بخش بزرگی از جامعه افغانستان محسوب می‌شود. از همین رو، سخنان محقق را نمی‌توان صرفاً یک دیدگاه فردی یا سیاسی دانست، بلکه باید آن را در چارچوبی گسترده‌تر از تحولات داخلی و ملاحظات منطقه‌ای تحلیل کرد.

از منظر واقع‌گرایی سیاسی، استدلال محقق بر پایه پذیرش نظم موجود بین‌المللی قابل فهم است. وی  با اشاره به شناسایی خط دیورند توسط سازمان ملل و اکثر کشورهای جهان، بر این نکته تأکید دارد که ادامه مناقشه بدون پشتوانه قدرت، نه‌تنها سودی برای افغانستان ندارد، بلکه می‌تواند هزینه‌های بیشتری نیز به همراه داشته باشد. اشاره وی به توان نظامی و جایگاه پاکستان به‌عنوان یک قدرت اتمی نیز نشان می‌دهد که این رویکرد بر مبنای موازنه قوا و درک محدودیت‌های عینی افغانستان شکل گرفته است. در چنین چارچوبی، پذیرش دیورند می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای کاهش تنش‌های مزمن با اسلام‌آباد و تمرکز بر چالش‌های داخلی تفسیر شود.

با این حال، این نگاه واقع‌گرایانه با یک مانع جدی روبه‌رو است و آن افکار عمومی است. برای بسیاری از شهروندان افغانستان، دیورند صرفاً یک خط مرزی نیست، بلکه نمادی از یک توافق تاریخی بحث‌برانگیز و تحمیلی است که در دوره‌ای خاص و تحت شرایط نابرابر امضا شده است. از این منظر، پذیرش رسمی آن به‌معنای چشم‌پوشی از بخشی از روایت تاریخی و هویتی تلقی می‌شود. همین مسئله باعث شده که حتی دولت‌های پیشین افغانستان نیز، با وجود تعاملات گسترده بین‌المللی، از به‌رسمیت شناختن رسمی این خط خودداری کنند.

در این میان، سخنان محقق می‌تواند شکاف میان نخبگان سیاسی و افکار عمومی را برجسته‌تر کند. بخشی از نخبگان ممکن است به‌دلیل ملاحظات عملی و فشارهای بین‌المللی، به سمت پذیرش وضع موجود گرایش داشته باشند، در حالی که جامعه همچنان بر مواضع سنتی و احساسی خود پایبند است. این شکاف، اگر مدیریت نشود، می‌تواند به تضعیف مشروعیت سیاسی و افزایش بی‌اعتمادی نسبت به رهبران منجر شود.

از سوی دیگر، موضع طالبان نیز بر پیچیدگی این موضوع افزوده است. طالبان، همانند بسیاری از دولت‌های پیشین، از به‌رسمیت شناختن دیورند خودداری کرده‌اند و حتی در برخی موارد مواضعی تندتر اتخاذ کرده‌اند. این در حالی است که گزارش‌هایی از فشارهای پاکستان برای حل این مسئله وجود دارد. در چنین فضایی، اظهارات محقق می‌تواند به‌عنوان یک صدای متفاوت در صحنه سیاسی افغانستان تلقی شود که برخلاف جریان غالب حرکت می‌کند.

در سطح منطقه‌ای، پذیرش یا عدم پذیرش دیورند پیامدهای مهمی برای روابط افغانستان و پاکستان دارد. حل‌وفصل این مناقشه می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های اقتصادی و امنیتی بیشتر شود، اما در مقابل، نادیده گرفتن حساسیت‌های داخلی ممکن است به بی‌ثباتی سیاسی دامن بزند. بنابراین، هرگونه تصمیم‌گیری در این زمینه نیازمند یک رویکرد متوازن است که هم ملاحظات داخلی و هم الزامات خارجی را در نظر بگیرد.

در نهایت، سخنان محقق را می‌توان تلاشی برای باز کردن باب یک بحث در مورد دیورند دانست؛ بحثی که سال‌ها تحت تأثیر احساسات و ملاحظات سیاسی به حاشیه رانده شده است. با این حال، موفقیت چنین رویکردی در گرو ایجاد گفت‌وگوی ملی، شفاف‌سازی تاریخی و جلب اعتماد عمومی است. بدون این پیش‌شرط‌ها، هرگونه موضع‌گیری صریح در این زمینه، بیش از آن‌که به حل مسئله کمک کند، می‌تواند به تعمیق شکاف‌های موجود بینجامد.

نویسنده:
سلیمان‌صابر – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا