اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاستمنطقه

افغانستان، پاکستان و جنگ خط دیورند

خبرگزاری دید: در وضعیت کنونی، آشتی میان پاکستان و افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان تقریباً ناممکن است. برای عادی‌سازی روابط، کابل باید اتحاد خود با هند را کنار بگذارد و حمایت از تی‌تی‌پی را متوقف کند. اگرچه مورد اول از نظر تئوریک قابل بررسی است، اما مورد دوم عملاً ممکن نیست. حکومت طالبان در شکل فعلی خود نمی‌تواند روابطش با تی‌تی‌پی را قطع کند، بدون آنکه با بحران داخلی روبه‌رو شود.

افغانستان، پاکستان و جنگ خط دیورند

بگذارید از نکته اصلی آغاز کنم. برای نهاد نظامی–سیاسی پاکستان، که هند را تهدید وجودی اصلی می‌داند، سه اصل راهبردی مشخص وجود دارد:

اصل اول — پاکستان باید همیشه برای جنگ بزرگ با هند آماده باشد، زیرا چنین جنگی دیر یا زود اجتناب‌ناپذیر است.

اصل دوم — برای موفقیت در این جنگ، پاکستان به «عمق راهبردی» نیاز دارد تا بتواند زیر فشار دشمن عقب‌نشینی کند و جنگ را از مواضع جدید ادامه دهد. قلمرو افغانستان به‌عنوان چنین عمقی در نظر گرفته می‌شود.

اصل سوم — پاکستان باید به هر قیمت ممکن از شکل‌گیری حکومتی در افغانستان جلوگیری کند که نسبت به اسلام‌آباد دشمن باشد و با هند هم‌سو گردد؛ زیرا این امر به محاصره راهبردی پاکستان و از دست‌رفتن مزیت عمق راهبردی منجر می‌شود.

پس از پیروزی طالبان افغانستان در ۲۰۲۱، مقامات پاکستانی از آنان خواستند که روابط خود را با تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) قطع کرده و حمایت از جنگجویان طالبان پاکستانی را متوقف کنند. دلیل روشن بود: تی‌تی‌پی به‌طور رسمی هدف خود را مبارزه بی‌قید و شرط علیه دولت پاکستان — به‌ویژه ارتش — و ایجاد «نظام اسلامی» مشابه طالبان افغانستان اعلام کرده بود.

در عمل، طالبان پاکستانی به‌دنبال بی‌ثبات‌سازی اقتدار مرکزی و افزایش خودمختاری در ولایت اکثریت پشتونِ خیبر پختونخوا هستند. تلاش‌های اسلام‌آباد برای مذاکره با تی‌تی‌پی ناکام ماند و پس از آن، ارتش و دستگاه‌های اطلاعاتی پاکستان بیش از پیش درگیر رویارویی شدید با این گروه شدند.

در این وضعیت، طالبان افغانستان در کنار تی‌تی‌پی قرار گرفتند. کابل آغاز به فراهم‌سازی سلاح‌های مدرن امریکایی برای این جنگجویان کرد؛ سلاح‌هایی که پس از خروج ائتلاف غربی در تابستان ۲۰۲۱ در افغانستان باقی مانده بود. این امر باعث افزایش تلفات در میان نیروهای امنیتی پاکستان شد. تی‌تی‌پی توانست در خاک افغانستان زیرساخت گسترده‌ای ایجاد کند، شامل اردوگاه‌های آموزشی، شبکه‌های سربازگیری، نقاط تدارکاتی و مراکز درمانی — همگی با حمایت طالبان افغانستان.

در واقع، اسلام‌آباد با یک انتخاب روبه‌رو شد: یا شاهد رشد نیروی جهادی غیرقابل‌کنترل باشد، یا جنگ را به خاک افغانستان بکشاند و به رهبران و زیرساخت‌های این گروه حمله کند. پاکستان مسیر دوم را انتخاب کرد.

به گفته یک کارشناس افغان، عامل دیگری نیز نقش داشت: توسعه سریع روابط میان کابلِ تحت کنترل طالبان و دهلی نو.

برای نهاد حاکم پاکستان، یک تهدید قدیمی دوباره ظاهر شد — احتمال اتحاد هند و افغانستانِ تحت کنترل طالبان علیه اسلام‌آباد. این امر فرصت‌های بالقوه‌ای برای استفاده استخبارات هند از ظرفیت‌های تی‌تی‌پی علیه پاکستان ایجاد می‌کرد. اسلام‌آباد نمی‌توانست چنین سناریویی را بپذیرد.

این موضوع به محرک اصلی تشدید تنش در امتداد «خط دیورند» تبدیل شد — هم در سال ۲۰۲۵ و هم در فبروری ۲۰۲۶. اردوی پاکستان رویارویی مستقیم با طالبان افغانستان را «شر کمتر» دانست و هدف آن جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف جدید ضدپاکستانی — هند، طالبان افغانستان و تی‌تی‌پی — بود.

اکنون نیروهای پاکستانی تلاش می‌کنند، اگر نه نابودی کامل، حداقل آسیب‌پذیرترین عناصر این ائتلاف احتمالی را به‌شدت تضعیف کند‌.

با در نظر گرفتن این شرایط، می‌توان نتیجه گرفت که در وضعیت کنونی، آشتی میان پاکستان و افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان تقریباً ناممکن است. برای عادی‌سازی روابط، کابل باید اتحاد خود با هند را کنار بگذارد و حمایت از تی‌تی‌پی را متوقف کند. اگرچه مورد اول از نظر تئوریک قابل بررسی است، اما مورد دوم عملاً ممکن نیست. حکومت طالبان در شکل فعلی خود نمی‌تواند روابطش با تی‌تی‌پی را قطع کند، بدون آنکه با بحران داخلی روبه‌رو شود.

چنین اقدامی تقریباً به‌طور حتم به شکاف در داخل این جنبش منجر خواهد شد: بخش بزرگی از جنگجویان و فرماندهان محلی آن را خیانت تلقی خواهند کرد. آنان یا یک سازمان بدیل با عنوان «طالبان جدید» تشکیل خواهند داد یا به شاخه افغانستان داعش خواهند پیوست. هر دو سناریو می‌تواند ثبات حکومت فعلی افغانستان را به‌شدت مختل کند.

بنابراین، این بن‌بست طرفین را ناگزیر می‌سازد که به درگیری ادامه دهند. رویدادهای مسلحانه در امتداد «خط دیورند»، مانند آنچه در ۲۶ فبروری ۲۰۲۶ آغاز شد، احتمالاً دست‌کم تا زمانی ادامه خواهد یافت که یک حکومت سیاسی متفاوت در افغانستان به‌وجود آید — حکومتی که حمایت از تی‌تی‌پی یا اتحاد با هند برایش اهمیت راهبردی نداشته باشد.

اسلام‌آباد احتمالاً تلاش خواهد کرد تا حکومت کنونی طالبان را از راه‌های مختلف تغییر دهد. این امر ممکن است در پی تحولات بزرگ منطقه‌ای — به‌ویژه در رابطه با ایران — محتمل‌تر شود. حمایت تهران تاکنون نقش مهمی در ثبات سیاسی هیئت حاکمه افغانستان داشته است. اگر این ثبات سیاسی در نتیجه بحران ایران تضعیف شود، کابل با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.
به نظر من، هم‌زمانی بحران ایران و تشدید تنش در امتداد «خط دیورند» در پایان فبروری ۲۰۲۶ تصادفی نیست. گمان می‌رود که ایالات متحده و اسرائیل، که برای حملات به ایران در ۲۸ فبروری آماده می‌شدند، نه تنها از این درگیری برای منحرف‌کردن توجه تهران استفاده کردند، بلکه ممکن است در تشدید آن نیز نقش داشته باشند. با توجه به توانایی واشنگتن در تاثیرگذاری بر اسلام‌آباد، این سناریو محتمل به نظر می‌رسد.

هم‌زمانی این رویدادها می‌تواند نتیجه یک استراتژی هدفمند باشد، نه فقط تصادف.
با این حال، تا زمانی که تغییرات داخلی در کابل رخ ندهد، چشم‌انداز صلح پایدار میان کابل و اسلام‌آباد بسیار ضعیف است. منافع طرفین بیش از حد متضاد است.

این درگیری می‌تواند به‌طور موقت مهار شود، شدت آن تنظیم گردد و ابتکارات کوتاه‌مدت ارایه شود، اما نمی‌توان آن را به‌طور کامل از بین برد. از این نظر، شباهت آن به منازعه عرب–اسرائیل است: حتی پس از دوره‌های آرامش، انرژی انباشته‌شده بی‌اعتمادی متقابل دوباره فوران می‌کند. در امتداد «خط دیورند» نیز درگیری طولانی و حل‌نشدنی شکل گرفته است که چشم‌انداز آن بدبینانه ارزیابی می‌شود.

ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: سمیر ابراهیموف
منبع: کالیبر – Caliber.AZ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا