اسلایدشوپرونده ویژه: تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایرانجنگجهانسیاستگزارشنظامی

جنگ ایران؛ شتاب‌دهنده شکاف‌های پنهان در اروپا

خبرگزاری دید: درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران، اروپا را بار دیگر در برابر آزمونی ژئوپلیتیکی قرار داد؛ آزمونی که نه‌تنها انسجام اتحادیه را تقویت نکرد، بلکه اختلافات دیرینه میان اعضا درباره نقش اروپا در غرب آسیا، رابطه با آمریکا، سیاست انرژی و بحران اوکراین را عمیق‌تر ساخت. اروپا در این بحران بیش از هر زمان دیگری به‌عنوان یک بازیگر چندپاره ظاهر شد.

اروپا در برابر بحران جدید
آغاز جنگ علیه ایران، اتحادیه اروپا را در برابر بحرانی قرار داد که مستقیماً امنیت انرژی، ثبات اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیکی آن را تهدید می‌کرد، اما برخلاف انتظار برای شکل‌گیری یک موضع واحد، این بحران شکاف‌های پیشین را تشدید کرد و بار دیگر نشان داد که اروپا هنوز فاقد یک راهبرد مشترک در مواجهه با بحران‌های فرامرزی است.

اختلاف در نقش‌آفرینی اروپا در غرب آسیا
واکنش کشورهای اروپایی به جنگ، تصویری از چندپارگی راهبردی ارائه داد.
فرانسه تلاش کرد نقش میانجی فعال را بر عهده گیرد، آلمان و بریتانیا عملاً در کنار آمریکا قرار گرفتند و حمایت لجستیکی ارائه دادند و اسپانیا و برخی کشورهای جنوب اروپا رویکردی انتقادی نسبت به اسرائیل و آمریکا اتخاذ کردند.

این تنوع مواضع، امکان ایفای نقش واحد توسط اتحادیه اروپا را از بین برد و ابتکارهای فرانسه برای تقویت «استقلال راهبردی اروپا» را نیز بی‌اثر کرد. نتیجه، تقویت تصویر اروپای ناتوان در تصمیم‌گیری جمعی بود.

رقابت منافع ملی؛ شکاف قدیمی، شدت تازه
بحران اخیر شکاف دیرینه میان اعضای اتحادیه در تعریف منافع ملی را برجسته‌تر کرد. آلمان همچنان وابستگی امنیتی به آمریکا را اجتناب‌ناپذیر می‌داند، فرانسه این بحران را فرصتی برای پیشبرد ایده «استقلال راهبردی» تلقی می‌کند و اختلاف بر سر رویکرد نسبت به اسرائیل نیز به محور جدیدی از تنش تبدیل شده است.

همزمان، رقابت اقتصادی با چین و وابستگی اروپا به فناوری‌های سبز و انرژی‌های نو، پیچیدگی بیشتری به این اختلافات افزوده است.

تلاقی بحران ایران با جنگ اوکراین
بحران جدید در حالی رخ داد که اروپا هنوز زیر فشار جنگ اوکراین قرار دارد؛ افزایش هزینه‌های نظامی، کاهش سرعت کمک‌های آمریکا و فشار مداوم بر بازار انرژی. این عوامل باعث شد برخی کشورها بر ادامه حمایت از اوکراین تأکید کنند، در حالی که برخی دیگر به سمت رویکردهای عمل‌گرایانه‌تر و کاهش هزینه‌ها حرکت کردند. این روند، اجماع پیشین اروپا علیه روسیه را تضعیف کرده و به رشد جریان‌های ملی‌گرا دامن زده است.

جمع‌بندی
جنگ ایران عامل ایجاد شکاف نبود، بلکه شتاب‌دهنده‌ای بود که اختلافات موجود را فعال و تشدید کرد. مشکل اصلی اروپا نه ضعف قدرت، بلکه تعارض منافع و نبود اجماع پایدار است. در غیاب یک رهبر واحد و یک راهبرد مشترک، احتمال تکرار این وضعیت در بحران‌های آینده بسیار بالا است؛ وضعیتی که توان اروپا برای ایفای نقش مؤثر در نظام بین‌الملل را بیش از پیش محدود می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا