خبرگزاری دید: بیش از یک سال پیش، هند دکترین تازهای را مطرح کرد که پاکستان آن را «غیرقانونی» میدانست. عملیات «سِندور» که در شب ۷ می ۲۰۲۵ آغاز شد، این پیام را منتقل کرد که حمایت دولتی از تروریزم دیگر نمیتواند زیر پوشش انکارپذیری پنهان بماند. این عملیات پس از حملهای در پهلگام انجام شد که در ۲۲ اپریل جان ۲۶ شهروند هندی را گرفت.

مقامهای پاکستانی این استدلال را بهطور کامل رد کردند و گفتند هند حق ندارد بر اساس ادعاهای اثباتنشده دست به اقدام نظامی بزند. اما در فبروری سال بعد، نیروی هوایی پاکستان دقیقاً همان منطق را علیه حکومت طالبان در افغانستان به کار گرفت و این کشور را به حمایت از حملات تروریستی در داخل پاکستان متهم کرد. در واقع، همان دکترینی که اسلامآباد زمانی آن را رد میکرد، اکنون خود به آن متوسل شدهاست.
اهمیت اصلی عملیات «سندور» در تغییر محاسبات هزینهای تروریزم فرامرزی بود. هند در این عملیات، ۹ هدف مرتبط با گروههای لشکر طیبه و جیش محمد را هدف قرار داد، از جمله مراکز اصلی این گروهها در مریدکه و بهاولپور. پیام سیاسی پس از توقف درگیریها در ۱۰ می روشن بود: هر حمله تروریستی از خاک پاکستان، بهعنوان اقدام جنگی تلقی خواهد شد و پاسخ آن را خود هند تعیین میکند. برای سه دهه، انکارپذیری ستون اصلی رابطه پاکستان با گروههای مسلح بودهاست.
تاثیر این تغییر، بیشتر از خسارت نظامی، اسلامآباد را از نظر سیاسی تحت فشار قرار دادهاست. در بحرانهای ۲۰۱۶ (اوری) و ۲۰۱۹ (بالاکوت)، ساختار قبلی پابرجا مانده بود، اما اکنون سطح جدیدی از تقابل شکل گرفته است که در آن هزینه دیپلماتیک بیعملی کاهش یافته و فشار اقدام افزایش یافتهاست.
پاکستان در عرصه بینالمللی تلاش کرده است از درگیری چهارروزه اخیر بهرهبرداری کند. گزارشهایی از درگیری هوایی گسترده در شب ۷ می منتشر شد که در آن حدود ۱۲۵ هواپیما درگیر بودند. برخی گزارشها، از جمله منابع امریکایی و اطلاعاتی فرانسوی، از سرنگونی دستکم یک جنگنده رافائل هند توسط جنگندههای J-10C پاکستان با موشکهای PL-15 خبر دادهاند.
از فبروری ۲۰۲۶، پاکستان حملات هوایی علیه اهدافی در ننگرهار و پکتیکا در افغانستان را آغاز کرد و گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) را هدف قرار داد. اسلامآباد این عملیات را «جنگ آشکار» علیه افغانستان خواند. در ادامه نیز حملات به مناطق مختلف افغانستان ادامه یافت.
با این حال، گزارشهای سازمان ملل در مارچ ۲۰۲۶ نشان داد که شواهد معتبری درباره کنترل مستقیم حکومت افغانستان بر حملات تیتیپی TTP در پاکستان ارایه نشدهاست. از منظر حقوق بینالملل نیز صرف حضور یا تحمل گروههای مسلح در یک کشور، به کشور دیگر حق اقدام نظامی گسترده نمیدهد.
با وجود این فشارها، شبکههای شبهنظامی در منطقه از بین نرفتهاند، بلکه تغییر شکل دادهاند. گروههایی مانند لشکر طیبه و جیش محمد همچنان با نامها و پوششهای جدید فعالیت دارند. چهرههایی مانند حافظ سعید نیز با وجود محدودیتها، ساختارهای عملیاتی غیررسمی را حفظ کردهاند.
در افغانستان نیز، فشارهای نظامی پاکستان باعث تغییر جغرافیای درگیری و جابهجایی گروههای مسلح شده، اما به حل ریشهای مشکل منجر نشدهاست. در نتیجه، تنشها در امتداد مرزها همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی این سیاستها نیز قابل توجه بودهاست. بستهشدن گذرگاههای تجاری، کاهش بیش از ۵۰ درصدی صادرات پاکستان به افغانستان و زیانهای ماهانه صدها میلیون دالری، بخشی از پیامدهای این وضعیت است. در همین حال، افغانستان مسیر تجارت خود را به سمت آسیای میانه تغییر داده و روابط اقتصادیاش با کشورهای دیگر تقویت شدهاست.
در سطح دیپلماتیک نیز، سفر مقامهای طالبان به هند و بازگشایی نسبی روابط کابل و دهلی، نشاندهنده تغییر موازنه منطقهای است؛ تغییری که تا حدی نتیجه فشارهای پاکستان بر افغانستان تلقی میشود.
در مجموع، دکترینهایی که زمانی پاکستان آنها را رد میکرد، اکنون در عمل بخشی از سیاست منطقهای خود این کشور شدهاند. در حالی که ساختار گروههای مسلح همچنان پابرجاست، چارچوب حقوقی و سیاسی جدیدی شکل گرفته که در آن، استدلالهایی که پاکستان زمانی علیه هند استفاده میکرد، اکنون علیه خودش به کار میرود.
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: الدانیز گوسینف
منبع: نشنل انترست – National Interest