ثبات یا بیثباتی؛ افغانستان کدام مسیر را طی میکند؟
خبرگزاری دید: روز دوشنبه، یک انجینیر در یکی از جادههای شهر کابل خود را به آتش کشید، زیرا نتوانسته بود کاری پیدا کند تا خانوادهاش، شامل همسر و سه طفلش را تامین نفقه نماید. او در شفاخانه جان باخت. این رویداد تازهترین نشانه ناامیدی در افغانستان است؛ کشوری که در آن مردم برای زنده ماندن حتی به فروش اعضای حیاتی بدن و حتی دختران خود برای بهدست آوردن غذا روی آوردهاند.

بر اساس گزارش برنامه جهانی غذا، افعانستان شاهد شدیدترین افزایش سوءتغذیه در تاریخ است. هفده میلیون تن با ناامنی شدید غذایی روبهرو هستند و زنان و کودکان بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
خشکسالی شدید یکی از عوامل است، اما بحران بشری افغانستان ساخته دست انسان است.
وخامت بحران سبب شده است که هزاران تن همچنان از افغانستان فرار کنند تا زندگی بهتری بیابند و در سالهای اخیر، مهاجران افغانستانی بزرگترین گروه در میان کسانی بودهاند که از کانال مانش عبور کردهاند.
نُه سفیر از حکومت پیشین جمهوری افغانستان، نزدیک به پنج سال پس از سقوط حکومتشان، هنوز در وظایف خود باقی ماندهاند و از دیدگاهی دیگر برای افغانستان نمایندگی میکنند و از مصونیت دیپلوماتیک برخوردار اند. اما بریتانیا و ایالات متحده از جمله کشورهایی بودند که سفارتهای خود را بستند و اکنون نشانههای فزایندهای از حرکت بهسوی «عادیسازی» روابط با حکومت طالبان دیده میشود؛ امری که بر سفیران باقیمانده فشار میآورد تا دفاتر خود را ببندند.
روسیه تنها کشوری است که بهطور رسمی حکومت طالبان را بهرسمیت شناخته است، اما از سوی چین نیز نوعی بهرسمیتشناسی تدریجی دیده میشود؛ چنانکه در کابل سفارتی دارد که در عمل چیزی شبیه نمایندگی رسمی است، و کشورهای دیگری نیز در همین مسیر حرکت میکنند. با وجود بحران انسانی، بیثباتی ناشی از موجهای بزرگ مهاجرت، و تهدید تروریزم، بریتانیا نیز در همین مسیر گام برمیدارد.
بریتانیا، به جز فراهمکردن زمینه برای رساندن کمکهای بشری، میخواهد روابط خود را با حکومت طالبان به هدف بازگرداندن مهاجران بهبود بخشد. بیست کشور اروپایی نیز نامه مشترکی به کمیسیون اروپا امضا کردهاند تا درباره سیاست بازگشت مهاجران با حکومت طالبان مذاکره شود، و برخی کشورها، از جمله آلمان اجازه دادهاند که دیپلماتهای طالبان در خاکشان کنسولگریهایی برای تسهیل بازگشت مهاجران ایجاد کنند.
با توجه به شکافها در رهبری طالبان و افزایش احتمال اینکه سلطه آنان بر افغانستان همیشگی نخواهد بود، تلاش یکجانبه کشورهای غربی برای بهبود روابط و وانمود کردن اینکه افغانستان کشوری عادی است که مهاجران برگشته در آن بتوانند در صلح زندگی کنند، در بهترین حالت خیالپردازانه و در بدترین حالت خطرناک است.
اگر طالبان دچار فروپاشی داخلی شوند و هیچ طرح سیاسی بدیلی در میان نباشد، افغانستان به هرجومرج سقوط خواهد کرد؛ جایی که گروههای مسلح و تروریستان اسلامگرای خطرناکتر بر سر باقیماندهها با هم خواهند جنگید.
سه سال پیش، جهان بر سر طرحی توافق کرد که مسیر حرکت بهسوی یک حکومت فراگیر در افغانستان را ترسیم میکرد. این طرح پیشنهاد میکرد که در برابر بهبود حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان، و آغاز گفتوگو با مخالفان سیاسی، تعاملات بینالمللی افزایش یابد. اما حرکت کنونی غرب بهسوی تعامل بدون پیششرط، نشاندهنده عدم اراده سیاسی برای حمایت از بازگشت ثبات به افغانستان است.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: دیوید لوین
منبع: اسپکتیتور – The Spectator