تحلیلتحلیل و ترجمهتروریسمجنگسیاستمنطقه

تیغ دو دم تروریسم در روابط کابل و اسلام‌آباد

خبرگزاری دید: حمله انتحاری خونین به قطار «جعفر اکسپرس» در ایستگاه راه‌آهن کویته، بار دیگر نشان داد که امنیت در جغرافیای مشترک افغانستان و پاکستان تا چه حد شکننده، پیچیده و آسیب‌پذیر است. بیانیه صریح وزارت امور خارجه حکومت طالبان در محکومیت شدید این حمله که توسط ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA) انجام شد، در ظاهر یک اقدام دیپلماتیک معمولی برای ابراز همدردی با قربانیان است؛ اما در لایه‌های زیرین خود، حامل یک پیام سیاسی و راهبردی بسیار مهم برای اسلام‌آباد است. این رویداد ناگوار و واکنش‌های متفاوتی که پس از آن شکل گرفت، نمونه‌ای بارز از پدیده تیغ دو دم تروریسم است؛ پدیده‌ای که امروزه به اصلی‌ترین محرک در بازتعریف روابط تیره و رو به وخامت میان کابل و اسلام‌آباد تبدیل شده است.

تیغ دو دم تروریسم در روابط کابل و اسلام‌آباد

از یک سو، مقامات اداری و نظامی پاکستان همواره با نگاهی آمیخته به شک، تردید و اتهام به همسایه شمالی خود می‌نگرند. اسلام‌آباد بارها در مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی مدعی شده است که خاک افغانستان تحت حاکمیت طالبان، به پناهگاهی امن و بی‌خطر برای گروه‌های شبه‌نظامی متخاصم، از جمله تحریک طالبان پاکستان ( تی تی پی) و جدایی‌طلبان بلوچ تبدیل شده است. از دیدگاه تحلیلگران نظامی پاکستان، وجود این پایگاه‌های فرامرزی در ولایات جنوبی و شرقی افغانستان، علت اصلی ناتوانی ارتش این کشور در مهار کامل ناامنی‌ها و ریشه‌کن کردن تروریسم در ایالت‌های بی‌ثبات بلوچستان و خیبرپختونخوا است. به همین دلیل، با وقوع هر حمله مرگبار در خاک پاکستان، انگشت اتهام مقامات اسلام‌آباد بلافاصله و بدون فوت وقت به سمت کابل نشانه می‌رود.

اما روی دیگر این تیغ، راهبرد دفاعی، رسانه‌ای و دیپلماتیک حکومت طالبان است. کابل با محکومیت سریع، قاطع و بی‌پرده حادثه کویته، تلاش می‌کند روایت رسمی و غالب پاکستان مبنی بر حمایت، پشتیبانی یا چشم‌پوشی کابل از تروریسم ضدپاکستانی را در افکار عمومی جهان بی‌اثر و خنثی کند. وزارت خارجه طالبان با تاکید بر این موضع اصولی که کشته و زخمی شدن غیرنظامیان از سوی هر کس، در هر جا و به هر شکل ممکن قابل محکومیت است، عملاً خود را در موضع یک بازیگر مسئولیت‌پذیر، متعهد و صلح‌جو در عرصه منطقه‌ای قرار می‌دهد. این بیانیه مکتوب صرفاً یک تسلیت‌نامه ساده برای تسلای دل بازماندگان نیست، بلکه یک پاتک دیپلماتیک برای رد ادعاهای مکرر پاکستان است؛ پیامی روشن با این مضمون که کابل نه تنها خود را شریک ناامنی‌های پاکستان نمی‌داند، بلکه به عنوان یک همسایه، خواهان ثبات و آرامش پایدار در مرزهای شرقی خویش است.

با این حال، تضاد عمیق و فاحش در آمارهای مربوط به تلفات این حمله جایی که دولت پاکستان قربانیان را مسافران عادی و شهروندان غیرنظامی می‌خواند و در مقابل، ارتش آزادی‌بخش بلوچ مدعی هدف قرار دادن ده‌ها نیروی نظامی در حال انتقال می‌شود، پیچیدگی نبردهای اطلاعاتی، رسانه‌ای و داخلی در ساختار سیاسی پاکستان را بیشتر از گذشته عیان می‌سازد. برای حکومت طالبان، ورود به جزئیات این درگیری‌های خونین داخلی و قضاوت میان طرف‌های درگیر سودی ندارد.
ترجیح راهبردی کابل، پافشاری مداوم بر موضع همیشگی‌اش یعنی «عدم اجازه به هیچ گروهی برای استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر» است. مقامات طالبان با بازگرداندن توپ اتهامات به زمین اسلام‌آباد، ریشه اصلی این ناامنی‌های فزاینده را در ضعف‌های ساختاری، اطلاعاتی و امنیتی خودِ دولت پاکستان می‌دانند و از همسایه شرقی خود می‌خواهند که بار ناکامی‌های درونی‌اش را به دوش کابل نیندازد.

واقعیت پیش‌رو به وضوح نشان می‌دهد که ناامنی در این جغرافیا، اکنون به یک عامل مستقل و سرکش تبدیل شده که روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور همسایه را به گروگان گرفته است. تا زمانی که کابل و اسلام‌آباد به یک مکانیسم مشترک، شفاف، فرامرزی و به دور از هیاهو برای مدیریت مرزها و تبادل اطلاعات امنیتی دست نیابند، بیانیه‌های محکومیت رسمی تنها به عنوان مسکن‌های موقت دیپلماتیک عمل خواهند کرد. حمله مرگبار کویته به قطار مسافربری ثابت کرد که پناه بردن به ادبیات اتهام‌زنی یک‌طرفه، گرهی از بحران‌های عمیق امنیتی منطقه باز نمی‌کند و لبه‌های تیز و برنده این تیغ دو دم، همواره می‌تواند روابط شکننده و پرفراز و نشیب کابل و اسلام‌آباد را با چالش‌ها و تنش‌های جدی‌تری مواجه سازد.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا