اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهجهانسیاستمنطقه

شناخت و تفکیک اسلام ناب و حقیقی از اسلام امریکایی؛ راهبردی برای بازگشت امت به عزت، اقتدار و وحدت

خبرگزاری دید: امت اسلامی در یکی از حساس‌ترین مراحل تاریخ خود قرار دارد. از یک سو با چالش‌های سیاسی، فکری، فرهنگی و اقتصادی روبه‌رو است و از سوی دیگر با پدیده‌ای مواجه است که بسیاری از اندیشمندان مسلمان از آن به عنوان ضرورت «بازشناسی اسلام ناب از اسلام تحریف‌شده و وابسته» یاد می‌کنند. بدون این شناخت، امت اسلامی نمی‌تواند راه درست را از بیراهه تشخیص دهد و مسیر عزت و اقتدار خویش را بازیابد. از همین رو، تفکیک میان اسلام ناب محمدی و آنچه در ادبیات سیاسی معاصر «اسلام امریکایی» نامیده می‌شود، به یک ضرورت فکری و تمدنی تبدیل شده است.

شناخت و تفکیک اسلام ناب و حقیقی از اسلام امریکایی؛ راهبردی برای بازگشت امت به عزت، اقتدار و وحدت

اسلام ناب، اسلامی است که از سرچشمه قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم ﷺ نشأت می‌گیرد. این اسلام، دین عبادت و مسئولیت، ایمان و عقل، اخلاق و عدالت، علم و عمل، وحدت و عزت است. در اسلام ناب، نماز از عدالت جدا نیست، عبادت از مسوولیت اجتماعی فاصله ندارد، علم از اخلاق جدا نمی‌شود و سیاست از ارزش‌های الهی منفک نمی‌گردد. اسلام ناب مسلمان را انسانی آگاه، مسوول، بصیر، عدالت‌خواه و عزتمند تربیت می‌کند؛ انسانی که هم در برابر خداوند پاسخگو است و هم در برابر سرنوشت جامعه و امت خویش مسوولیت دارد.

اسلام ناب قدرت را تنها در ثروت، سلاح و امکانات مادی نمی‌بیند، بلکه مهم‌ترین سرمایه امت را ایمان، دانش، اخلاق، بصیرت و شخصیت انسان‌های آن می‌داند. جوان مؤمن، متخصص، آگاه و متعهد، بزرگ‌ترین سرمایه امت اسلامی است. هر جامعه‌ای که بتواند نسل خود را بر اساس علم، ایمان و اخلاق تربیت کند، آینده را در اختیار خواهد داشت.

در مقابل این نگرش، برخی اندیشمندان و جریان‌های اسلامی از مفهومی به نام «اسلام امریکایی» یاد می‌کنند. مقصود آنان از این اصطلاح، نه اسلام به عنوان دین الهی، بلکه قرائتی از اسلام است که به باور آنان در خدمت منافع قدرت‌های جهانی قرار می‌گیرد و به جای دفاع از عزت و استقلال امت، مسیر سازش، وابستگی و انفعال را در پیش می‌گیرد. از منظر این دیدگاه، اسلام امریکایی قرائتی است که اسلام را به عبادات فردی محدود می‌سازد،

مسلمانان را از نقش‌آفرینی در سرنوشت امت بازمی‌دارد، در برابر ظلم و اشغالگری موضعی ضعیف اختیار می‌کند و وحدت اسلامی را قربانی منافع سیاسی می‌سازد.

طرفداران این تحلیل معتقدند که برخی حکومت‌ها و جریان‌های سیاسی در جهان اسلام، به جای قرار گرفتن در کنار آرمان‌های امت اسلامی، روابط و منافع سیاسی خود را بر مصالح امت ترجیح می‌دهند. از نگاه آنان، هر جریانی که مقاومت در برابر اشغالگری را محکوم کند اما در برابر تجاوز و کشتار ملت‌های مسلمان سکوت اختیار نماید، در چارچوب اسلام ناب قرار نمی‌گیرد. همچنین از دیدگاه آنان، هر قرائتی که دین را از مسائل اجتماعی و سیاسی جدا سازد و مسلمانان را از دفاع از حقوق امت بازدارد، در مسیر فاصله گرفتن از اسلام جامع و تمدن‌ساز قرار گرفته است.

بر اساس این نگاه، یکی از مصادیق اسلام ناب در عصر حاضر، جریان‌هایی هستند که خود را مدافع حقوق ملت فلسطین، آزادی سرزمین‌های اشغالی و حفظ کرامت امت اسلامی می‌دانند. در مقابل، اسلام امریکایی در این ادبیات سیاسی به جریان‌هایی اطلاق می‌شود که به باور منتقدانشان، مقاومت اسلامی را افراط‌گرایی معرفی می‌کنند، از عادی‌سازی روابط با اشغالگران حمایت می‌نمایند و اولویت خود را حفظ مناسبات سیاسی و امنیتی با قدرت‌های خارجی بویژه انریکا قرار می‌دهند. این دیدگاه معتقد است که معیار تشخیص حق و باطل، میزان پایبندی به عدالت، استقلال، حمایت از مظلومان و دفاع از مصالح امت اسلامی است.

برای فهم بهتر این مساله، قرآن کریم نمونه‌ای روشن را در ماجرای مسجد ضرار بیان می‌کند. منافقان در عصر پیامبر اکرم ﷺ مسجدی ساختند که ظاهر آن عبادت و خدمت به دین بود، اما هدف اصلی آن ایجاد تفرقه در میان مسلمانان و فراهم ساختن پایگاهی برای مخالفان اسلام بود. آنان از مقدس‌ترین عنوان یعنی مسجد استفاده کردند تا اهداف سیاسی و تخریبی خود را پنهان سازند. اما خداوند حقیقت کار آنان را آشکار ساخت و پیامبر اکرم ﷺ اجازه نداد نام مسجد پوششی برای تفرقه و نفاق باشد.

درس بزرگ مسجد ضرار این است که در اسلام، ظاهر دینی به تنهایی ملاک حقانیت نیست. ممکن است نام اسلام، مسجد، فتوا، منبر و شعارهای دینی وجود داشته باشد، اما اگر نتیجه آن تفرقه، وابستگی، نفاق، دشمنی میان مسلمانان و تضعیف امت باشد، باید با بصیرت و آگاهی مورد ارزیابی قرار گیرد. پیامبر اکرم ﷺ به امت آموخت که حقیقت را از روی عملکرد، اهداف و نتایج بشناسند، نه صرفاً از روی شعارها و ظواهر.
راه خروج امت اسلامی از وضعیت کنونی نیز در بازگشت به همان اصولی نهفته است که پیامبر اکرم ﷺ بنیان گذاشت. نخست باید قرآن دوباره به محور اندیشه، فرهنگ و سیاست مسلمانان تبدیل شود.

دوم، تربیت نسل مؤمن، متخصص، آگاه و مسئول باید در اولویت قرار گیرد.

سوم، وحدت امت اسلامی باید بر اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی غلبه کند.

چهارم، بصیرت و آگاهی عمومی باید جایگزین تعصب، تقلید کورکورانه و جنگ‌های روانی شود.

پنجم، عدالت باید معیار تصمیم‌گیری در همه عرصه‌ها باشد.
ششم، استقلال سیاسی، اقتصادی و فکری امت باید به عنوان یکی از اهداف اساسی دنبال گردد.

امت اسلامی زمانی به جایگاه شایسته خود بازخواهد گشت که قرآن را راهنمای زندگی، عقل را ابزار تدبیر، اخلاق را معیار رفتار، علم را وسیله پیشرفت و وحدت را اساس قدرت خویش قرار دهد. عزت مسلمانان نه در وابستگی به قدرت‌های جهانی، بلکه در بازگشت به هویت اصیل اسلامی، اعتماد به ظرفیت‌های امت، تقویت دانش و فناوری، حفظ وحدت و دفاع از مظلومان نهفته است.

اسلام ناب محمدی همان اسلام رحمت، عدالت، اقتدار، عزت و بیداری است؛ اسلامی که انسان می‌سازد، جامعه را اصلاح می‌کند و امت را به سوی پیشرفت و استقلال رهنمون می‌گرداند. هر قرائتی که این عناصر را از یکدیگر جدا کند و دین را به ابزاری برای تفرقه، وابستگی یا منافع قدرت تبدیل سازد، از حقیقت جامع اسلام فاصله گرفته است. امروز بیش از هر زمان دیگر، امت اسلامی نیازمند بصیرت، وحدت، آگاهی و بازگشت به سیره پیامبر اکرم ﷺ است تا بتواند همانند عصر طلایی اسلام پرچمدار عزت، عدالت، رحمت و تمدن‌سازی در جهان باشد.

نویسنده: عبدالرؤوف توانا – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا