اسلایدشوافغانستانامنیت و حوادثتحلیل و ترجمهترجمهتروریسمسیاستمنطقه

از «عمق استراتژیک» تا «فروپاشی استراتژیک»؛ بحران تازه افغانستان-پاکستان

خبرگزاری دید: روابط افغانستان و پاکستان در ماه‌های اخیر به‌شدت تیره شده‌است. با وجود توافق دو طرف در نشست غیررسمی میانجی‌گری‌شده توسط چین در ارومچی برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها، پاکستان در اپریل حملات موشکی به دانشگاهی و یک منطقه مسکونی در کنر انجام داد. برخلاف تنش‌های گذشته، این مرحله به درگیری آشکار نظامی تبدیل شده و نشان‌دهنده شکاف ساختاری در روابط دو کشور است.

از «عمق استراتژیک» تا «فروپاشی استراتژیک»؛ بحران تازه افغانستان-پاکستان

از آغاز دور جدید درگیری‌ها در ماه فبروری، نیروهای پاکستانی حملات هوایی و موشکی را به نقاط مختلف افغانستان از جمله ننگرهار، کابل و قندهار انجام داده‌اند. در مقابل، حکومت طالبان نیز مواضع نظامی پاکستان در مناطق مرزی را هدف قرار داده‌است. این وضعیت درحالی رخ داده که پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، بسیاری از رهبران پاکستان این تحول را یک دستاورد راهبردی و پیروزی برای منافع خود می‌دانستند، اما اکنون روابط دو طرف به خصومت و رویارویی آشکار کشیده شده‌است.

محیط جیوپولیتیکی و خلا امنیتی
اولویت‌های قدرت‌های بزرگ جهان به‌شکل چشمگیری تغییر کرده‌است. ایالات متحده بیشتر درگیر جنگ با ایران و بحران‌های گسترده‌تر خاورمیانه است. روسیه نیز تمرکز خود را بر جنگ اوکراین گذاشته است. از سوی دیگر، چین تمایل چندانی به ورود فعال به مساله افغانستان ندارد و در عین حال نمی‌خواهد متحد خود، پاکستان، را تحت فشار قرار دهد. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری فضای جیوپولیتیکی نسبتاً آزاد برای بازیگران منطقه‌ای بوده‌است.

ناکامی تلاش‌های میانجی‌گرانه خارجی برای یافتن راه‌حل پایدار نیز این واقعیت را نشان می‌دهد که کشورهای منطقه اکنون می‌توانند با نظارت، پاسخگویی و انتقاد بسیار کمتری سیاست‌های نظامی خود را دنبال کنند.

بنابراین، درگیری افغانستان و پاکستان باید در چارچوب گسترده‌تر تحولات جیوپولیتیکی بررسی شود. حملات پاکستان علیه افغانستان در زمانی صورت می‌گیرد که توجه قدرت‌های بزرگ به بحران‌های اروپا و خاورمیانه معطوف شده و در نتیجه فشار یا نظارت موثری بر اسلام‌آباد وجود ندارد.

برخلاف درگیری‌های مقطعی گذشته که معمولاً کوتاه‌مدت و مهارشدنی بودند، تشدید فعلی تنش‌ها نشان‌دهنده نبود تضمین‌های امنیتی و بازیگران بازدارنده خارجی است. در گذشته، حضور نظامی و دیپلماتیک جامعه بین‌المللی در افغانستان تا حدی مانع از گسترش درگیری‌ها می‌شد و نوعی «بی‌ثباتی کنترل‌شده» را ایجاد می‌کرد. اما تغییر نظام سیاسی در کابل آن سازوکار امنیتی را از بین برده و راه را برای تشدید تنش‌ها با محدودیت‌های بسیار کمتر باز کرده‌است.

در نتیجه، پاکستان اکنون می‌تواند در زمان و شرایط دلخواه خود دست به حمله بزند. این کشور پیش‌تر مرکز توان‌بخشی معتادان در کابل را در ۱۶ مارچ هدف قرار داد و ماه گذشته نیز دانشگاه سید جمال‌الدین افغانی در کنر را مورد حمله قرار داد؛ بدون آنکه با پیامد یا پاسخگویی جدی مواجه شود.

نبود بازدارندگی موثر باعث شده محیط کنونی فاقد سازوکارهای عملی برای کاهش تنش باشد و همین امر خطر تبدیل‌شدن بحران به یک درگیری طولانی‌مدت و غیرقابل‌کنترل را افزایش داده‌است.

تی‌تی‌پی و معضل «عمق استراتژیک»
اسلام‌آباد انتظار داشت پس از تسلط طالبان بر کابل، این گروه بتواند تی‌تی‌پی (TTP) را مهار یا حتی منحل کند. اما در روابط پاکستان و طالبان یک تناقض مهم شکل گرفته‌است.

مقام‌های پاکستانی طالبان را متهم می‌کنند که به اعضای تی‌تی‌پی پناهگاه، آموزش و امکانات می‌دهد.

در مقابل، طالبان این اتهامات را رد می‌کند و تاکید دارد که مساله تی‌تی‌پی موضوع داخلی پاکستان است و اسلام‌آباد باید از طریق راهکارهای سیاسی و امنیتی داخلی با آن برخورد کند، نه از طریق فشار بر افغانستان.

این بن‌بست با عوامل سیاسی، قومی و ایدیولوژیک داخل افغانستان نیز پیچیده‌تر شده‌است؛ عواملی که توانایی طالبان برای پاسخگویی به خواسته‌های پاکستان درباره تی‌تی‌پی را محدود می‌کنند.

مساله خط دیورند
خط دیورند همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان افغانستان و پاکستان باقی مانده‌است. دولت‌های مختلف افغانستان، از جمله حکومت فعلی طالبان، این خط را به عنوان مرز رسمی بین‌المللی به رسمیت نشناخته‌اند.

برای پاکستان، خط دیورند موضوعی مرتبط با امنیت ملی است؛ اما در افغانستان این مساله همچنان از نظر تاریخی و سیاسی مورد مناقشه محسوب می‌شود.

ادامه این اختلاف حل‌نشده باعث تداوم تنش‌های دوجانبه شده و همکاری‌های امنیتی مرزی را تضعیف می‌کند؛ امری که احتمال درگیری و بی‌ثباتی در منطقه را افزایش می‌دهد.

در همین حال، گسترش دوباره روابط افغانستان و هند نگرانی‌های تازه‌ای را در محاسبات امنیتی و راهبردی پاکستان ایجاد کرده است.
مقام‌های پاکستانی، از جمله وزیر دفاع این کشور، ابراز نگرانی کرده‌اند که طالبان به تدریج به سمت همسویی با منافع راهبردی هند حرکت می‌کند. از نگاه اسلام‌آباد، تعمیق روابط کابل و دهلی نو می‌تواند به نوعی «محاصره استراتژیک» پاکستان منجر شود.

هدف نهایی پاکستان چیست؟
تشدید نظامی و جنگ آشکار احتمالاً قادر نخواهد بود عوامل بنیادی این بحران را از میان ببرد. حملات هوایی و موشکی نمی‌تواند طالبان را وادار کند که خط دیورند را به‌رسمیت بشناسد.

همچنین قطع روابط با هند برای طالبان گزینه‌ای عملی نیست؛ زیرا این گروه برای کسب مشروعیت بین‌المللی، جذب کمک‌های اقتصادی و گسترش روابط خارجی خود ناگزیر است با کشورهای مختلف تعامل داشته باشد.

از سوی دیگر، احتمال انحلال تی‌تی‌پی نیز بسیار اندک به نظر می‌رسد، به‌ویژه اینکه طالبان بارها ادعاهای مربوط به پناه دادن به این گروه در خاک افغانستان را رد کرده‌است.

برخی تحلیلگران معتقدند هدف اصلی پاکستان از این حملات، تضعیف توانایی‌های نظامی افغانستان، از جمله تجهیزات باقی‌مانده از دوران حضور امریکا، است.

به نظر می‌رسد رویکرد پاکستان بیشتر بر «محروم‌سازی راهبردی» استوار است تا دستیابی به یک پیروزی قاطع نظامی. حملات به زیرساخت‌های نظامی افغانستان نشان می‌دهد که اسلام‌آباد در پی کاهش ظرفیت امنیتی کابل است.

این رویکرد از یک محاسبه بلندمدت ناشی می‌شود: پاکستان درحالی که در مرز شرقی خود با هند قدرتمند روبه‌رو است، ترجیح می‌دهد در مرز غربی نیز با افغانستانی دارای توان نظامی محدود مواجه باشد تا از خطر محاصره استراتژیک جلوگیری کند.

تلاش‌های اخیر طالبان برای افزایش استقلال نظامی و اقتصادی افغانستان ظاهراً این نگرانی‌ها را تشدید کرده‌است. از این منظر، درگیری کنونی را می‌توان تلاشی برای محدود کردن زیرساخت‌های نظامی افغانستان پیش از تغییر بیشتر موازنه منطقه‌ای به سود هند دانست.

با این حال، چنین راهبردی هزینه‌های قابل توجهی نیز دارد. این سیاست مناطق مرزی را بی‌ثبات می‌کند، احساسات ملی‌گرایانه افغان‌ها را برمی‌انگیزد و شکاف‌های منطقه‌ای را در منطقه‌ای که سال‌ها درگیر جنگ بوده، عمیق‌تر می‌سازد.

همچنین این وضعیت منابع امنیتی و اقتصادی پاکستان را در شرایطی که خود با مشکلات داخلی و اقتصادی گسترده روبه‌رو است، تحت فشار قرار می‌دهد و توانایی این کشور برای رسیدگی به چالش‌های داخلی را کاهش می‌دهد.

در نهایت، تا زمانی که عوامل عمیق سیاسی، امنیتی و منطقه‌ای این بحران از طریق گفت‌وگوهای پایدار، اعتمادسازی و تعامل مستمر حل نشوند، چرخه‌های تنش و درگیری ادامه خواهند یافت و هرگونه آتش‌بس یا توافق احتمالی نیز دوام محدودی خواهد داشت.

مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسندگان: شیوام شخاوت و میوند صافی
منبع: بنیاد تحقیقاتی دیدبان – ORF

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا