دورنمای تعامل آمریکا و طالبان پس از جنگ رمضان
خبرگزاری دید: بر پایه تحلیلی که نوذر شفیعی، استادیار روابط بینالملل، در مؤسسه مطالعات راهبردی شرق منتشر کرده، رفتار متقابل آمریکا و حکومت طالبان در دوره پساجنگ رمضان تحت تأثیر سه متغیر کلیدی ـ مواضع طالبان در جنگ، محیط منطقهای و ساختار در حال گذار نظام بینالملل ـ قرار دارد و میتواند به سمت همکاری محدود، رقابت کنترلشده یا حفظ وضعیت شکننده کنونی حرکت کند.

به گفته نوذر شفیعی، جنگ رمضان بهدلیل گستره منطقهای، شدت درگیریها و حضور بازیگران متعدد، پیامدهای ژئوپلیتیکی مهمی بر جای گذاشته است. یکی از پیامدهای مهم، تأثیر این جنگ بر آینده روابط آمریکا و حکومت طالبان است؛ رابطهای که از زمان توافق دوحه تاکنون در وضعیت «ترک مخاصمه» قرار دارد.
مواضع طالبان در جنگ رمضان
شفیعی تأکید میکند که مواضع طالبان در جنگ رمضان از «حمایت از ایران تا بیطرفی» در نوسان بوده است. بهگفته او، این رفتار از سه واقعیت ناشی میشود:
- ادامه فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا بر طالبان
- همکاری دوفاکتوی ایران با طالبان
- نیاز طالبان به نگاه مثبت هم ایران و هم آمریکا برای حل بحران مشروعیت
این مجموعه عوامل طالبان را به سمت اتخاذ موضعی محتاطانه و غیرجانبدارانه سوق داده است.
محیط منطقهای؛ سیاست هجینگ طالبان
بر اساس تحلیل شفیعی، طالبان در محیطی چندلایه و متعارض قرار دارد: چالش با پاکستان، روابط رو به رشد با هند، نزدیکی با چین، تعامل مثبت با کشورهای عربی، تنش ظاهری با اسرائیل و همکاری با ایران.
بهگفته او، این وضعیت طالبان را به سمت راهبرد هجینگ (پوشش ریسک) سوق داده است؛ یعنی پرهیز از جانبداری و ایفای نقش یک بازیگر ناظر در بحرانهای منطقهای.
محیط بینالمللی؛ چرخش طالبان بهسوی چین
شفیعی نوشته که نظام بینالملل در وضعیت گذار قرار دارد و طالبان نیز بهدلیل تجربه جنگ با آمریکا، بهسوی چین متمایل شده است.
بهگفته او، چین با سیاست بیطرفی مثبت و حضور توسعهگرا در افغانستان، «عملاً جای آمریکا را پر کرده است.»
دورنمای رفتار آمریکا
شفیعی سه محرک اصلی را برای رفتار آینده آمریکا برمیشمارد:
- موضع محتاطانه طالبان در جنگ رمضان که مانع تشدید تنش شد.
- تلاش آمریکا برای ایجاد محیط منطقهای همسو جهت مهار ایران؛ جایی که طالبان میتواند یک گزینه بالقوه باشد.
- تلاش واشنگتن برای دور کردن طالبان از محور چین ـ ایران.
دورنمای واکنش طالبان
بهگفته شفیعی، واکنش طالبان به سیاستهای آمریکا از سه عامل تأثیر میپذیرد: ماهیت ایدئولوژیک طالبان و این که تهدید اصلی را داعش، آمریکا یا ایران میداند، برداشت طالبان از جنگ رمضان بهعنوان بخشی از شکاف «غرب ـ اسلام» و نگرانی طالبان از احتمال بازگشت آمریکا به افغانستان؛ بهویژه پس از اظهارات ترامپ درباره بگرام.
شفیعی نتیجه میگیرد که طالبان نقشآفرینی در سناریوی آمریکا علیه ایران را نمیپذیرد.
جمعبندی
بر اساس تحلیل نوذر شفیعی، توافق دوحه همچنان چارچوب اصلی رفتار دو طرف است.
او نوشته که آمریکا احتمالاً تلاش خواهد کرد نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهد.
طالبان بهدنبال روابط عادی و کنترلشده با واشنگتن است.
طالبان نمیخواهد افغانستان به پایگاه فشار آمریکا علیه همسایگان تبدیل شود.
این گروه در عین حال از ظرفیت آمریکا برای کسب مشروعیت بینالمللی بهره خواهد برد.
شفیعی نتیجه میگیرد که طالبان در دوره پساجنگ رمضان نیز راهبرد هجینگ را ادامه خواهد داد.