رشد اقتصادی بدون رفاه؛ افغانستان میان صعود کلان و سقوط معیشتی
خبرگزاری دید: گزارشهای اخیر بانک جهانی و سازمان ملل نشان میدهد که افغانستان در حالی به رشد ۸.۴ درصدی اقتصاد کلان دست یافته که فقر عمومی، کاهش قدرت خرید و فشارهای معیشتی در کشور رو به افزایش است. همزمان، کابل با بهرهگیری از اهرم مسیرهای ترانزیتی و چرخش ژئواکونومیک بهسوی ایران و چین، در حال بازتعریف جایگاه خود در معادلات منطقهای است.

بر اساس دادههای رسمی، اقتصاد افغانستان در بهار سال جاری عملکردی فراتر از پیشبینیها داشته و رشد ۸.۴ درصدی را ثبت کرده است. درآمدهای داخلی حکومت نیز افزایش یافته، اما این رشد در سطح جامعه هیچ اثر ملموسی بر معیشت مردم نگذاشته است.
در گزارش تأکید شده است: «این رشد اقتصادی به بهبود معیشت و افزایش درآمد خانوارها کمکی نکرده است.»
تحلیلها نشان میدهد که شکاف میان رشد کلان و وضعیت واقعی زندگی مردم ناشی از مجموعهای از عوامل ساختاری است: بازگشت گسترده مهاجران و فشار بر بازار کار، تورم و کاهش قدرت خرید در شهرها و روستاها، ضعف سرمایهگذاری داخلی و خارجی و آسیبهای ناشی از تغییرات اقلیمی بر کشاورزی و امنیت غذایی؛ در نتیجه، افغانستان با وضعیتی مواجه است که در آن اقتصاد در حال رشد است، اما جامعه فقیرتر میشود. کارشناسان این وضعیت را «پارادوکس اقتصادی افغانستان» مینامند.
افغانستان با محدودسازی مسیرهای ترانزیتی، ضربهای جدی به تجارت پاکستان وارد کرده است. طبق دادههای منتشرشده صادرات پاکستان به آسیای مرکزی ۸ درصد کاهش یافته و واردات از این مسیر ۸۸ درصد سقوط کرده و به حدود ۲۰ میلیون دالر رسیده است.
این اقدام کابل را از یک «کشور گذر» به بازیگری فعال در معادلات ژئواکونومیک منطقه تبدیل کرده است.
از جانب دیگر روابط اقتصادی تهران ـ کابل از سطح تجارت کالاهای مصرفی عبور کرده و وارد پروژههای کلان زیرساختی، معدنی و سرمایهگذاری مشترک شده است.
در گزارش آمده است: «تمرکز دو کشور بر حوزههای سودآور نظیر اکتشاف، استخراج و سرمایهگذاری در صنایع معدنی است.»
این روند میتواند افغانستان را به شریک راهبردی ایران در حوزه معادن، انرژی و ترانزیت تبدیل کند.
این در حالی است که حضور نماینده طالبان در نشست همکاری چین و آسیای جنوبی نشان میدهد که کابل آماده است در کریدورها و پروژههای زیرساختی پکن نقشآفرینی کند.
بهنقل از گزارش «کابل آمادگی دارد بهعنوان یک محیط امن و نقطه اتصال منطقهای در پروژههای چین ایفای نقش کند.» این چرخش میتواند افغانستان را به حلقهای مهم در زنجیره اتصال شرق و غرب آسیا تبدیل کند.
جمعبندی
افغانستان در مرحلهای کمسابقه قرار گرفته است: رشد اقتصادی بالا در کنار فقر عمومی گسترده. در سطح کلان، کابل با استفاده از اهرم جغرافیایی و چرخش بهسوی ایران و چین، در حال بازتعریف نقش خود در نظم اقتصادی منطقه است؛ روندی که میتواند ساختار اقتصادی و سیاسی این کشور را در سالهای آینده دگرگون سازد.