لیندسی گراهام که بود؟
میز بینالملل خبرگزاری دید: لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه و یکی از شناختهشدهترین چهرههای سیاسی آمریکا، از سال ۲۰۰۳ نمایندگی ایالت کارولینای جنوبی را در مجلس سنا بر عهده داشت. او به مواضع محافظهکارانه، حمایت قاطع از سیاستهای نظامی ایالات متحده و پشتیبانی همهجانبه از رژیم اسرائیل و جنگ بیرحمانه با ایران شهرت داشت.

دوران فعالیت نظامی او بیش از سه دهه ادامه یافت و در جنگهای افغانستان و عراق مشارکت داشت و در نهایت در سال ۲۰۱۵ پس از ۳۳ سال خدمت، با درجه افسر بازنشسته شد.
این سناتور تندرو از حامیان سرسخت مداخلات نظامی آمریکا در خارج از کشور بود و خواستار گسترش حضور نظامی واشنگتن در عراق و سوریه طی جنگهای داخلی این دو کشور محسوب میشد.
او همچنین به مواضع سختگیرانه در قبال مسائل خاورمیانه شهرت داشت و از سرسختترین حامیان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود و همواره از سیاستهای تهاجمی و فشار حداکثری علیه ایران و برنامه هستهای تهران حمایت میکرد.
مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، با این پیشینه و رویکرد، ضربهای سنگین بر پیکره نئومحافظهکاری و ناسیونالیزم مسیحی در ایالات متحده وارد کرد؛ چهرهای که طی ۲۳ سال حضور در سنا، به یکی از مهمترین نمادهای پیوند میان سیاست خارجی جنگطلبانه و ایدئولوژی مذهبی اوانجلیستی تبدیل شده بود.
پایگاه مذهبی و پیوند با صهیونیزم مسیحی
گراهام نماینده یکی از مذهبیترین ایالتهای آمریکا بود؛ پایگاهی که اوانجلیستها، باپتیستها و پروتستانهای صهیونیست در آن نفوذ گسترده دارند. او با حضور دائمی در کلیسا و ترویج ادبیات ناسیونالیزم مسیحی، حمایت از اسرائیل را «وظیفه الهی برای تسریع بازگشت مسیح» معرفی میکرد. همین جهانبینی مذهبی، او را به یکی از نزدیکترین متحدان لابیهای یهودی مانند آیپک و شخص بنیامین نتانیاهو تبدیل کرده بود.
جایگاه سیاسی و رویکرد ضدایرانی
گراهام در ساختار قدرت جمهوریخواهان، یکی از ستونهای اصلی جریان نئومحافظهکار و از چهرههای تأثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا بود. تفاوت او با سایر نئوکانها، برخورداری از یک پایگاه مذهبی قدرتمند بود که ادبیات جنگ تمدنی و مذهبی را مشروعیت میبخشید. او از صریحترین چهرههای ضدایرانی در سنا بود و بارها از «تقابل مذهبی با ایران» سخن گفته و حتی از اقداماتی نظیر شهادت رهبران ایران حمایت کرده بود. این رویکرد، گراهام را به یکی از تئوریسینهای اصلی جنگطلبی در واشنگتن تبدیل کرده بود.
پیامدهای مرگ گراهام بر سیاست آمریکا
مرگ ناگهانی این سناتور که انتظار میرفت در انتخابات پیش رو نیز بهراحتی پیروز شود و سابقه حضورش را به سه دهه برساند، پیامدهای قابل توجهی برای جمهوریخواهان دارد:
کاهش نفوذ مذهبی ـ نئوکانی: جانشین او بعید است بتواند همان میزان نفوذ ساختاری و مذهبی را در سنا بازتولید کند یا با صراحت گراهام، ادبیات جنگ مذهبی علیه ایران را پیش ببرد.
تضعیف پیوند اوانجلیستها با نئوکانها: جمهوریخواهان یکی از معدود چهرههایی را از دست دادند که قادر بود جریان مذهبی افراطی را با سیاست خارجی جنگطلبانه همسو کند.
افزایش نگرانی درباره آینده جریانهای تندرو: مرگ مشکوک او این گمانه را تقویت کرده که حذف چهرههای مشابه مانند تام کاتن، میتواند معادلات قدرت در واشنگتن را بهشدت دگرگون کند.
جمعبندی
مرگ لیندزی گراهام، در عمل پایان یکی از کلیدیترین حلقههای اتصال میان نئومحافظهکاری جنگطلب و افراطگرایی مذهبی در سنای ایالات متحده است؛ حلقهای که طی دو دهه با اتکا بر نفوذ سیاسی، پایگاه مذهبی اوانجلیستی و پیوندهای عمیق با لابیهای طرفدار اسرائیل، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به سیاست خارجی تهاجمی واشنگتن داشت. مرگ او نهتنها این پیوند ایدئولوژیک ـ سیاسی را از هم گسسته، بلکه میتواند به تضعیف ساختاری جریان نئوکانی در سنا منجر شود؛ جریانی که بخش مهمی از قدرت خود را از همین همافزایی میان جنگطلبی و مشروعیتسازی مذهبی به دست میآورد.