اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهحکومتسیاست

شکاف تازه در حاکمیت طالبان

خبرگزاری دید: طالبان طی نزدیک به پنج سال گذشته همواره تلاش کرده است تصویری از تسلط کامل نظامی و کنترل بی‌چون‌وچرای خود بر افغانستان ارایه دهد؛ اما هفته گذشته، این تصویر دست‌کم برای چند ساعت دچار تَرَک شد.

شکاف تازه در حاکمیت طالبان

در ۱۷ جولای، یک گروه مقاومت ناشناخته که خود را «سپاه میهن» می‌نامد، حمله‌ای هماهنگ را بر ولسوالی یفتل سفلی ولایت بدخشان انجام داد. افراد این گروه موفق شدند ساختمان ولسوالی، فرماندهی پولیس و دفتر استخبارات طالبان را تصرف کنند، پرچم خود را بر فراز ساختمان‌های دولتی برافرازند، مقداری سلاح و وسایط نقلیه را به غنیمت بگیرند و پیش از رسیدن نیروهای کمکی طالبان، منطقه را ترک کنند. بر اساس گزارش منابع مختلف، این گروه بین دو تا هفت ساعت کنترل ولسوالی را در اختیار داشت.

هیچ ناظر جدی این رویداد را به معنای آغاز فروپاشی حکومت طالبان تلقی نمی‌کند. طالبان همچنان کنترل بخش عمده افغانستان را در دست دارد. با این حال، این نخستین بار از زمان بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱ است که یک گروه مخالف توانسته است به‌طور علنی مرکز یک ولسوالی را تصرف کند؛ موضوعی که این عملیات را به رویدادی قابل توجه تبدیل می‌کند.

طالبان نیز برخلاف آن‌که این حمله را فقط یک اقدام پراکنده یا تروریستی جلوه دهد، واکنشی جدی و فوری نشان داد. فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش حکومت طالبان، از کابل به بدخشان سفر کرد تا شخصاً عملیات پاسخ را رهبری کند. نیروهای کمکی به ولایت اعزام شدند، چرخبال‌ها بر فراز منطقه به گشت‌زنی پرداختند، عملیات تلاشی خانه‌به‌خانه آغاز شد، شماری از افراد بازداشت شدند و تدابیر امنیتی در سراسر منطقه تشدید گردید. معمولاً حکومت‌ها برای رویدادهایی که بی‌اهمیت می‌دانند، فرماندهان ارشد و منابع محدود نظامی خود را به این گستردگی بسیج نمی‌کنند.

درباره خود سپاه میهن اطلاعات اندکی در دست است. گفته می‌شود رهبر این گروه، قیوم‌خان ملنگ مشهور به عبدالقیوم شکاری، از افسران پیشین نیروهای ویژه اردوی ملی افغانستان بوده است. او پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان، به جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود پیوست، اما بعداً از آن جدا شد و سازمان مستقل خود را ایجاد کرد. برخی منابع شمار نیروهای این گروه را تا حدود یک هزار و ۳۰۰ نفر برآورد کرده‌اند، اما هیچ منبع مستقلی تاکنون این آمار را تایید نکرده است.

انتخاب بدخشان تصادفی نبود
بدخشان در سال‌های اخیر به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت گروه‌های مسلح مخالف طالبان تبدیل شده است. کوهستان‌های صعب‌العبور این ولایت شرایط مناسبی برای جنگ‌های چریکی فراهم می‌کند و هم‌مرزی آن با تاجیکستان، چین و پاکستان، اهمیت راهبردی ویژه‌ای به این منطقه بخشیده است. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، اختلافات میان نیروهای محلی طالبان و فرماندهانی که از سایر ولایات به بدخشان اعزام شده‌اند، افزایش یافته است. رقابت بر سر درآمد معادن و قاچاق مواد مخدر نیز به تشدید این اختلافات کمک کرده و هم‌زمان، نارضایتی بخشی از مردم محلی از شیوه حکومت‌داری طالبان رو به افزایش بوده است.

طالبان طی نزدیک به پنج سال، تصویری از حاکمیت بلامنازع خود ارایه کرده است؛ اما سپاه میهن نشان داد که اجرای عملیات‌های هماهنگ علیه طالبان همچنان امکان‌پذیر است، به‌ویژه در مناطقی که شرایط جغرافیایی دشوار، نارضایتی‌های محلی و اختلافات داخلی طالبان در کنار هم قرار گرفته‌اند. این حمله طالبان را وادار کرد تا به‌جای اعلام پیروزی معمول بر چند شورشی پراکنده، به وجود رخنه امنیتی اعتراف عملی کند.

با این حال، هنوز مشخص نیست که سپاه میهن بتواند به یک جنبش پایدار و تاثیرگذار تبدیل شود یا خیر. تاریخ افغانستان پر از گروه‌های شورشی است که با حملات چشمگیر اعلام موجودیت کردند، اما در برابر فشارهای نظامی دوام نیاوردند. معیار واقعی موفقیت این گروه نه تصرف چند ساعته یفتل سفلی، بلکه توانایی‌اش در بقا، سربازگیری، گسترش فعالیت‌ها و انجام عملیات‌های بعدی در ماه‌های آینده خواهد بود.

اما چالش اصلی مخالفان طالبان، تنها خود طالبان نیست؛ بلکه پراکندگی و چنددستگی میان گروه‌های مخالف است.

در حال حاضر بیش از بیست گروه مدعی مبارزه با طالبان هستند، اما این گروه‌ها بر سر رهبری، دیدگاه‌های سیاسی، مناطق نفوذ و آینده افغانستان با یکدیگر اختلاف دارند. جبهه مقاومت ملی (NRF) و جبهه آزادی افغانستان (AFF) هر یک به‌صورت مستقل فعالیت می‌کنند و ظهور گروه‌هایی مانند سپاه میهن نیز بازیگر تازه‌ای را به این صحنه پراکنده افزوده است.

در مقابل، طالبان با وجود اختلافات داخلی، همچنان از فرماندهی متمرکز و رهبری سیاسی واحد برخوردار است. مخالفان طالبان بیش از هر زمان دیگری به یکی از ضعف‌های اصلی جمهوری پیشین افغانستان شباهت پیدا کرده‌اند؛ یعنی بازیگران توانمند اما پراکنده‌ای که هدف مشترک دارند، ولی فاقد راهبرد واحد هستند.
این وضعیت ممکن است در آینده تغییر کند، اگر قدرت‌های خارجی به این نتیجه برسند که حمایت از گروه‌های مخالف طالبان با منافع آنان همسو است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستان در پی تشدید تنش‌ها با حکومت طالبان، تماس‌هایی را با برخی جریان‌های مخالف طالبان برقرار کرده است. تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که شورش‌ها به‌ندرت بدون دریافت کمک‌های خارجی ــ از جمله منابع مالی، اطلاعاتی، لوجستیکی، پناهگاه امن یا حمایت سیاسی ــ می‌توانند بر حکومت‌های مستقر غلبه کنند.

با این حال، در شرایط کنونی بازگشت حمایت گسترده امریکا یا کشورهای اروپایی از مخالفان طالبان چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. واشنگتن پس از دو دهه جنگ، تمایلی به مداخله دوباره در افغانستان ندارد.

حمله به یفتل سفلی مسیر حکومت طالبان را تغییر نداد. طالبان همچنان کنترل کشور را در اختیار دارد و نباید یک موفقیت تاکتیکی موقت را با یک نقطه عطف راهبردی اشتباه گرفت.

اما تاریخ بارها نشان داده است که اهمیت برخی رویدادها سال‌ها بعد آشکار می‌شود. خود طالبان نیز زمانی تنها یک جنبش کوچک بود که بر چند ولسوالی محدود تسلط داشت، اما در نهایت سراسر افغانستان را تصرف کرد. این‌که سپاه میهن، جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان نیز روزی چنین مسیری را طی خواهند کرد یا به‌تدریج از صحنه حذف می‌شوند، هنوز قابل پیش‌بینی نیست.

آنچه با اطمینان می‌توان گفت این است که نزدیک به پنج سال پس از سقوط کابل، همچنان گروه‌های مقاومت جدید در افغانستان شکل می‌گیرند، نظامیان پیشین افغانستان هنوز آماده جنگیدن هستند و طالبان نیز ناچار است برای سرکوب آنان نیرو، فرمانده و منابع نظامی اختصاص دهد. این تصویر، نشانه کشوری آرام و باثبات نیست؛ بلکه بیانگر منازعه‌ای است که هنوز در زیر سطح جامعه ادامه دارد.

حمله هفته گذشته شاید به حاکمیت طالبان پایان نداده باشد، اما این پیام را به افغانستانی‌ها و جامعه جهانی یادآوری کرد که حتی حکومت‌هایی که ظاهراً مستحکم و باثبات به نظر می‌رسند، لزوماً شکست‌ناپذیر نیستند.

ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: ویل سلبر
منبع: سابستک – Substack

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا