خبرگزاری دید: پس از بازگشت حکومت طالبان به قدرت در ماه آگست ۲۰۲۱، کشورهای مختلف جهان برای انتقال افغانستانیهایی که با تهدیدهای امنیتی روبهرو بودند، اقدام کردند و حدود ۱۲۴ هزار نفر را از افغانستان خارج ساختند.

همزمان، میلیونها شهروند افغانستانی نیز در کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، زندگی میکردند. اما پنج سال بعد، رویکرد بسیاری از کشورها تغییر کرده است.
سیاست حمایت از پناهجویان جای خود را به سیاست بازگرداندن آنان داده و این تصور شکل گرفته که بازگشت میتواند راهحلی پایدار برای بحران مهاجرت باشد؛ در حالی که افغانستان همچنان با مشکلات سیاسی، اقتصادی و انسانی دستوپنجه نرم میکند و عوامل اصلی مهاجرت همچنان پابرجاست.
چالشهای ادغام دوباره
از سال ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از شش میلیون افغانستانی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند. یافتههای «مرکز مهاجرت مختلط» (MMC) نشان میدهد که حدود ۸۰ درصد این افراد مجبور به بازگشت شدند. بسیاری از آنان هنگام بازگشت، خانه، شغل، دارایی، خانواده و شبکههای حمایتی خود را در کشورهای میزبان از دست دادهاند و اکنون در افغانستان با کمبود مسکن، فرصتهای شغلی محدود و نبود امکانات اولیه روبهرو هستند؛ شرایطی که روند ادغام دوباره آنان را با دشواری جدی مواجه کرده است.
همزمان، اروپا نیز درحال حرکت بهسوی گسترش روند اخراج مهاجران افغانستانی است. در اواخر ماه جون، هیاتی از حکومت طالبان در بروکسل با نمایندگان ۱۵ کشور اروپایی و کمیسیون اروپا درباره بازگشت و پذیرش دوباره شهروندان افغانستانی گفتوگو کرد؛ نشستی که نشاندهنده تلاش کشورهای اروپایی برای رسمیسازی روند بازگرداندن مهاجران است.
بازگشت به چه شرایطی؟
بازگشت مهاجران زمانی میتواند پایدار باشد که داوطلبانه، مصوون و همراه با حفظ کرامت انسانی انجام شود. اما شرایط کنونی افغانستان تحقق این معیارها را با تردید جدی روبهرو ساخته است. این نگرانی بهویژه درباره اقلیتهای قومی و مذهبی، مخالفان حکومت و افرادی که با خطرهای ویژه مواجهاند، بیشتر صدق میکند.
آمارهای MMC نشان میدهد که نزدیک به ۴۰ درصد بازگشتکنندگان به خدمات صحی دسترسی ندارند و بیش از نیمی از آنان در مسکن نامناسب زندگی میکنند. اگرچه سطح خشونت نسبت به سال ۲۰۲۱ کاهش یافته، اما بحران انسانی همچنان ادامه دارد و کاهش کمکهای بینالمللی نیز وضعیت را دشوارتر ساخته است. در چنین شرایطی، جذب میلیونها بازگشتکننده فشار بیشتری بر اقتصاد و خدمات عمومی وارد میکند. همچنین کمتر از هفت درصد زنان و تنها ۵۹ درصد مردان موفق به یافتن منبع درآمد شدهاند.
زنان؛ آسیبپذیرترین گروه بازگشتکنندگان
زنان افغانستان پس از بازگشت با چالشهای مضاعفی روبهرو هستند. از سال ۲۰۲۱ تاکنون، محدودیتهای گستردهای بر آموزش دختران، اشتغال زنان، آزادی رفتوآمد و مشارکت اجتماعی آنان اعمال شده است. افزون بر این، زنان بازگشته نسبت به مردان دسترسی کمتری به کمکهای بشردوستانه دارند. بر اساس یافتههای امامسی، ۵۳ درصد بازگشتکنندگان هیچ نوع کمکی دریافت نکردهاند و این رقم در میان زنان به ۶۵ درصد میرسد.
این محدودیتها، بهویژه برای زنان متعلق به اقلیتهای قومی و مذهبی، مشکلات را دوچندان کرده است. به همین دلیل، ۶۱ درصد زنان مورد بررسی از زندگی خود در افغانستان ابراز نارضایتی کردهاند؛ موضوعی که این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان بازگشت را «پایدار» دانست، در حالی که زنان و سایر گروههای آسیبپذیر هنوز از دسترسی برابر به حقوق و فرصتهای زندگی محروماند.
فراتر از بازگشت؛ ضرورت راهحلهای پایدار
افغانستان طی چند دهه گذشته همواره با جنگ، بحرانهای سیاسی و مشکلات انسانی روبهرو بوده و در سال ۲۰۲۶ نیز همچنان به ثبات اقتصادی، توسعه، ارائه خدمات اساسی و حمایت از حقوق شهروندان نیاز دارد. بر همین اساس، نویسنده تاکید میکند که سرمایهگذاری باید بر ادغام دوباره و بازسازی زندگی بازگشتکنندگان متمرکز باشد، نه فقط بر اجرای روند بازگرداندن آنان. همچنین زنان و سایر افراد آسیبپذیر باید در محور تصمیمگیریها و برنامههای مرتبط با بازگشت قرار گیرند.
نتیجهگیری
کشورهای اروپایی و کمیسیون اروپا باید در کنار هدف بازگرداندن مهاجران، به تعهدات خود در زمینه حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک نیز پایبند بمانند. هرگونه سیاست بازگشت باید «ادغام ایمن و پایدار» را محور اصلی قرار دهد، نه اینکه بازگشت فیزیکی را پایان مسیر بداند.
در همین راستا، نشست منطقهای «پلتفرم حمایتی راهبرد راهحلها برای پناهندگان افغانستان» (SSAR) که قرار است اواخر امسال برگزار شود، فرصت مهمی برای تمرکز بر تقسیم مسوولیت، حمایت از بازگشتکنندگان و یافتن راهحلهای درازمدت فراهم میکند.
در نهایت، بازگشت تنها زمانی یک راهحل پایدار خواهد بود که داوطلبانه، مصوون و همراه با دسترسی برابر به حقوق و فرصتهای زندگی باشد. فقط کاهش شمار مهاجران افغانستانی در کشورهای میزبان، به معنای پایان بحران جابهجایی نیست؛ بلکه تنها انتقال این بحران به کشوری است که همچنان با ناامنی، مشکلات اقتصادی و نیازهای گسترده انسانی روبهرو است. از اینرو، گفتوگوهای مربوط به بازگشت و ادغام دوباره باید به فرصتی برای ایجاد راهحلهای پایدار و آیندهای روشنتر برای افغانستان تبدیل شود.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: نادین عبدالله
منبع: دیپلمات – Diplomat