چین پس از خروج امریکا از افغانستان؛ «نفوذ بزرگ» یا سیاست مهار با کمترین هزینه؟
خبرگزاری دید: پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، چین در افغانستان جایگاه دیپلماتیک و امنیتی خود را گسترش داده است؛ اما برخلاف پیشبینیهای اولیه، پکن تاکنون در پی آن نبوده است که جای خالی امریکا را بهطور کامل پر کند. رویکرد چین بیشتر بر حفظ ارتباط مستقیم با طالبان، کاهش تهدیدهای امنیتی و استفاده محتاطانه از فرصتهای اقتصادی استوار بوده است.

چین پس از تحولات آگست ۲۰۲۱، سفارت خود در کابل را باز نگه داشت و روابط مستقیم خود با رهبران طالبان را توسعه داد. در جنوری ۲۰۲۴، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، اعتبارنامه سفیر معرفیشده از سوی طالبان را پذیرفت؛ اقدامی مهم که نشاندهنده سطح بالای تعامل سیاسی میان دو طرف بود. با این حال، پکن هنوز حکومت طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت نشناخته و به نظر میرسد شناسایی رسمی را بهعنوان اهرمی برای تامین منافع خود حفظ کرده است.
امنیت؛ اولویت اصلی چین
مهمترین نگرانی چین این است که خاک افغانستان به پایگاهی برای حمله علیه این کشور یا فعالیت گروههای مسلح مخالف منافع پکن تبدیل نشود. طالبان فعالیت جنگجویان اویغور، بهویژه اعضای مرتبط با حزب اسلامی ترکستان، را محدود و شماری از آنان را از مناطق نزدیک به مرز چین دور کرده است. از زمان بازگشت طالبان، حملهای تاییدشده علیه چین که از خاک افغانستان سازماندهی شده باشد، گزارش نشده است.
با این حال، چین همچنان درباره حضور گروههای اویغور و فعالیت حزب اسلامی ترکستان نگرانی دارد. در کنار آن، داعش خراسان نیز معادله امنیتی را پیچیدهتر کرده است. این گروه بارها اتباع و منافع چین در افغانستان را هدف قرار داده و تلاش کرده است جنگجویان اویغور را نیز جذب کند. از همین رو، طالبان برای پکن هم یک شریک ضروری در مبارزه با تروریزم است و هم حکومتی که هنوز نتوانسته همه تهدیدهای امنیتی علیه منافع چین را مهار کند.
اقتصاد؛ فاصله میان انتظار و واقعیت
در بخش اقتصادی، حضور چین بسیار محدودتر از پیشبینیهای سالهای نخست بوده است. شرکتهای چین درباره معادن مس، نفت و گاز افغانستان قراردادهایی داشتهاند، اما بسیاری از این پروژهها هنوز به مرحله عملیاتی گسترده نرسیدهاند. پروژه مس عینک، با وجود سالها مذاکره، همچنان وارد تولید تجاری نشده است. پروژه نفت آمو دریا نیز در سال ۲۰۲۵ پس از اختلافات با شرکت چینایی پایان یافت.
مشکلات بانکی، تحریمها، دشواری انتقال مواد معدنی از افغانستان محصور در خشکه و نبود تضمینهای کافی برای سرمایهگذاری، خطر فعالیت اقتصادی در افغانستان را افزایش داده است. افغانستان همچنین هنوز جایگاه مهمی در ابتکار «کمربند و راه» چین پیدا نکرده و پروژه بزرگ و شاخصی از این طرح در افغانستان عملی نشده است.
پاکستان؛ عامل مهم در سیاست چین
چین دههها مسایل افغانستان را تا حد زیادی از دریچه روابط خود با پاکستان دنبال کرده است. اما افزایش تنش میان طالبان و اسلامآباد، پکن را وادار کرده است روابط مستقیمتری با کابل ایجاد کند. حملات علیه شهروندان و پروژههای چینایی در پاکستان نیز نشان داده است که امنیت افغانستان و پاکستان برای منافع چین از یکدیگر جدا نیستند.
در مجموع، سیاست چین در افغانستان بیشتر از آنکه طرح بزرگ برای جانشینی امریکا باشد، سیاست «مهار با کمترین هزینه» است. پکن میخواهد تهدیدهای امنیتی افغانستان را کنترل کند، روابط خود با طالبان را حفظ نماید و در عین حال بدون پذیرش هزینههای سیاسی و مالی سنگین، فرصتهای آینده را برای خود باز نگه دارد. بنابراین، چین در افغانستان حضور دارد؛ اما هنوز جای امریکا را نگرفته و ظاهراً نیز چنین هدفی را دنبال نمیکند.
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: جورجیو کافیرو
منبع: Responsible Statescraft