اسلایدشوافغانستانتحلیلسیاست

اعتراف به خطا؛ نشانه شجاعت، صداقت و قدرت رهبری

خبرگزاری دید: در زندگی فردی و اجتماعی، هیچ انسان و هیچ جریان سیاسی از خطا مصون نیست. تفاوت انسان بزرگ با انسان گرفتار غرور، در بی‌خطا بودن نیست؛ در نحوه برخورد با خطا است. انسان ضعیف اشتباه خود را پنهان می‌کند، انسان متعصب آن را توجیه می‌نماید، اما انسان شجاع و مومن خطای خود را می‌پذیرد، از آن عذر می‌خواهد و برای اصلاح آن اقدام می‌کند.

در فرهنگ اسلامی، اعتراف به خطا، توبه، مشورت و پذیرش نقد، نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از مسؤولیت‌پذیری است. توبه واقعی با شناخت خطا، پشیمانی، ترک آن و تصمیم به اصلاح معنا می‌یابد. از سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌ علیه‌ وآله سلم و روش خلفای راشدین نیز می‌توان آموخت که رهبر نباید خود را فراتر از نقد و اصلاح بداند. قدرت واقعی رهبر در این نیست که هرگز اشتباه نکند؛ در این است که وقتی اشتباه کرد، شجاعت اصلاح آن را داشته باشد.

پشیمانی نیز شکل‌های گوناگون دارد. گاهی انسان از قرار گرفتن در جبهه باطل پشیمان می‌شود که این، بازگشت به حق است؛ گاهی در جبهه حق قرار داشته اما در روش و عملکرد خود خطا کرده که باید روش خود را اصلاح کند، نه این که به سبب خطای افراد، اصل حقیقت را انکار نماید؛ گاهی از ترک یک کار شایسته نادم است که باید آن را جبران کند و گاهی از گناه و معصیت پشیمان می‌شود که ندامت او باید با توبه، ترک گناه و در صورت تضییع حق مردم، جبران حق‌الناس همراه باشد.

در مسائل تاریخی و سیاسی، مسؤولیت اعتراف سنگین‌تر است. هنگامی که سخن، قلم یا تصمیم یک رهبر، عالم، نویسنده یا شخصیت اجتماعی بر افکار و سرنوشت مردم اثر گذاشته باشد، گفتن «اشتباه کردم» به‌تنهایی کافی نیست. صداقت اقتضا می‌کند که روشن شود چه چیزی اشتباه بوده، چرا آن زمان چنین موضعی گرفته شده، چه چیزی موجب تغییر دیدگاه شده و برای پیامدهای آن چه مسؤولیتی پذیرفته می‌شود.

تاریخ معاصر افغانستان نیز نیازمند چنین نگاه صادقانه‌ای است. در دهه‌های گذشته، جریان‌های مختلف سیاسی و نظامی، از جریان های چپی تا گروه‌های گوناگون مجاهدین و بازیگران بعدی، هم فداکاری‌هایی داشته‌اند و هم اشتباهاتی مرتکب شده‌اند. اگر هر جریان فقط خطای دیگران را ببیند و خطای خود را انکار کند، تاریخ به ابزار توجیه تبدیل می‌شود، نه وسیله عبرت. خطای بعضی افراد، اصل یک آرمان را باطل نمی‌کند؛ همان‌گونه که خدمات و فداکاری بعضی افراد، خطاهای آنان را از بین نمی‌برد.

یکی از مشکلات اساسی ما این بوده است که نقد را دشمنی، عذرخواهی را ضعف و اعتراف را شکست تلقی کرده‌ایم. نتیجه چنین فرهنگی، تکرار اشتباهات، فرسایش اعتماد عمومی، تعصب، مدح‌گویی و انتقال بحران از یک نسل به نسل دیگر است.

برای شکستن این چرخه، باید از فرهنگ «توجیه» به فرهنگ «مسؤولیت» حرکت کنیم؛ از اتهام به خودارزیابی، از تعصب به انصاف و از عذرخواهی لفظی به جبران عملی.

رهبران باید فضای نقد سالم را بپذیرند، اشتباهات خود را شفاف بیان کنند و برای اصلاح آن اقدام نمایند. احزاب و جریان‌ها باید کارنامه خود را بدون ترس بازخوانی کنند. نویسندگان و شخصیت‌های اثرگذار باید در برابر مواضع گذشته خود مسؤولانه پاسخ‌گو باشند. جامعه نیز باید میان اعتراف صادقانه و خیانت تفاوت بگذارد و عذرخواهی را وسیله انتقام نسازد.

برای آحاد جامعه نیز همین اصل صدق می‌کند: اگر به کسی ظلم کرده‌ایم، جبران کنیم؛ اگر نادرست قضاوت کرده‌ایم، قضاوت خود را اصلاح کنیم؛ اگر از باطل حمایت کرده‌ایم، به حق بازگردیم؛ اگر در راه حق خطا کرده‌ایم، خطای خود را اصلاح کنیم؛ اگر کار شایسته‌ای را ترک کرده‌ایم، برای جبران آن بکوشیم؛ و اگر مرتکب گناه شده‌ایم، با توبه و اصلاح به سوی خداوند بازگردیم.

ملت‌ها زمانی پیشرفت می‌کنند که جرأت نگاه صادقانه به خود را داشته باشند. تاریخ نه ملک یک حزب است و نه ملک یک شخص؛ میراث مشترک یک ملت است. بنابراین نه باید گذشته را کورکورانه تقدیس کرد و نه همه گذشته را به دلیل خطاهای آن انکار نمود. باید فداکاری را از خطا، حقیقت را از تعصب و نقد را از دشمنی تفکیک کرد.

بزرگی در بی‌خطایی نیست؛ بزرگی در شجاعت بازگشت از خطا است. رهبر قدرتمند کسی نیست که همیشه خود را برحق نشان دهد؛ کسی است که در برابر مردم و تاریخ بتواند با صداقت بگوید: «در اینجا اشتباه کردم، مسؤولیت آن را می‌پذیرم و برای جبران آن اقدام می‌کنم.»

اگر گذشته خطا بود، از آن عبرت بگیریم؛ اگر فداکاری بود، آن را انکار نکنیم؛ اگر هر دو بود، هر دو را با انصاف ببینیم.

گذشته برای جنگیدن نیست؛ برای آموختن، اصلاح کردن و ساختن آینده است.
افغانستان امروز بیش از هر چیز به شجاعت اعتراف، صداقت در نقد، فرهنگ عذرخواهی و مسؤولیت‌پذیری نیاز دارد؛ زیرا ملتی که بتواند با شجاعت خطاهای خود را بپذیرد، می‌تواند چرخه تکرار خطاها را بشکند و آینده‌ای بر پایه حقیقت، اعتماد و اصلاح بنا کند.

نویسنده: عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا