خبرگزاری دید: پیشرویهای انصارالله در سواحل غربی یمن و نزدیک شدن این جنبش به بابالمندب، فراتر از یک تحول میدانی مهم در جنگ یمن، آزمونی جدی برای معماری امنیتی جدید منطقه و بهویژه پیمان دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه به شمار میرود.

این پیمان که بر اساس آن حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود، قرار بود قدرت بازدارندگی بیشتری برای عربستان ایجاد کند. با این حال، در نخستین آزمون جدی، پاکستان صراحتاً اعلام کرده که هیچ اقدام نظامی مشترکی علیه انصارالله در واکنش به حملات اخیر عربستان مورد بحث نیست. این فاصله میان تعهدات روی کاغذ و واکنش عملی، میتواند مهمترین نقطه ضعف عملیاتی پیمان مکه باشد.
از این منظر، دستاورد انصارالله صرفاً تصرف یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه نشان میدهد ائتلافهای امنیتی رقیب هنوز برای تبدیل کردن قدرت سیاسی به اقدام نظامی مؤثر، با محدودیتهای جدی عملیاتی مواجهاند. ترکیه و پاکستان هر دو ملاحظات اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی خاص خود را دارند و بعید است بدون محاسبه هزینههای مستقیم ورود به جنگ یمن، وارد رویارویی گسترده شوند. به همین دلیل است که در فردای پیروزیها و پیشرویهای تاریخی انصارالله، محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی، با ناامیدی از همپیمانان منطقهای خود، برای مهار این جنبش اصیل و ریشهدار، دست به دامن ترامپ شده و از او خواسته است یمن را بمباران کند.
این در حالی است که پیامد پیشرویهای انصارالله، برای آمریکا و اسرائیل نیز قابل توجه است. واشنگتن باید برای حفاظت از مسیرهای انرژی و کشتیرانی، هزینه امنیتی بیشتری متحمل شود و همزمان با چند کانون بحران منطقهای مواجه بماند. برای اسرائیل نیز تقویت موقعیت انصارالله در نزدیکی بابالمندب، فشار راهبردی بر مسیرهای دریایی و عمق امنیتی این رژیم را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، هرچه انصارالله بتواند دستاوردهای خود را تثبیت کند، یمن بیشتر از یک میدان جنگ داخلی به اهرم مؤثر در معادلات انرژی، امنیت دریایی و توازن قدرت منطقهای تبدیل خواهد شد و در این میان، ناکارآمدی عملیاتی پیمان مکه میتواند این روند را شتابناکتر کند.
نویسنده: محسن موحد