خبرگزاری دید: گزارش دفتر بازرسی کل وزارت جنگ آمریکا نشان میدهد جنگ ششماهه این کشور با ایران، ذخایر مهمات راهبردی آمریکا را بهطور قابل توجهی کاهش داده و ضعفهای مهمی را در ظرفیت تولید و تأمین تسلیحات این کشور آشکار کرده است. این موضوع با ادعاهای دونالد ترامپ درباره برخورداری آمریکا از ذخایر تقریباً نامحدود تسلیحاتی در تضاد است.

بر اساس این گزارش، عملیات موسوم به «خشم حماسی» از ۲۸ فبروری تا ۳۰ جون، حدود ۳۳.۴ میلیارد دالر هزینه داشته که ۲۲.۳ میلیارد دالر آن مربوط به مهمات مصرفشده بوده است. دفتر بازرسی کل وزارت جنگ آمریکا هشدار داده که مصرف گسترده مهمات در این عملیات، به کمبودهای راهبردی در ذخایر و ایجاد گلوگاههایی در زیرساخت صنعتی تولید مهمات منجر شده است.
در این گزارش آمده که پنتاگون برای جبران این کمبودها و کاهش تأخیر در روند تأمین تسلیحات، در حال سادهسازی فرآیندهای تولید و ذخیرهسازی مواد و قطعات حیاتی است؛ با این حال، افزایش ظرفیت تولید به زمان قابل توجهی نیاز خواهد داشت.
این وضعیت میتواند برای متحدان آمریکا، بهویژه اوکراین و تایوان که برای تأمین تسلیحات و تقویت بازدارندگی خود به واشنگتن وابستهاند، نگرانکننده باشد.
گزارش همچنین از مصرف حدود ۸۰ درصد ذخایر رهگیرهای سامانه «تاد» خبر داده و خسارتهای واردشده به تجهیزات و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را نیز برشمرده است. بر اساس این گزارش، چهار جنگنده اف-۱۵ منهدم، یک اف-۳۵ آسیبدیده، هفت هواپیمای سوخترسان کیسی-۱۳۵ آسیب دیده و حداکثر ۳۰ پهپاد امکیو-۹ ریپر از بین رفتهاند.
همچنین تا ۳۰ جون، هفت نظامی آمریکایی در جریان عملیات کشته و ۴۱۷ نظامی دیگر زخمی شدهاند. گزارش تأکید کرده که خسارتهای واردشده به صدها ساختمان و تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای منطقه در برآورد هزینهها محاسبه نشده است.
از این منظر، این گزارش نشان میدهد که توان نظامی امریکا، برخلاف تصویر «قدرت بیحد و مرز» که واشنگتن تلاش میکند ارائه کند، با محدودیتهای جدی در ذخایر مهمات و ظرفیت تولید روبهرو است. مصرف گسترده تسلیحات در جنگ با ایران، کاهش ذخایر راهبردی و فشار بر زنجیره تأمین، نشان میدهد امریکا حتی با برخورداری از بزرگترین بودجه نظامی جهان نیز نمیتواند یک جنگ پرشدت و طولانیمدت را بدون فرسایش قابل توجه توان نظامی خود ادامه دهد.
این وضعیت همچنین پرسشهایی جدی درباره توان واشنگتن برای پشتیبانی همزمان از متحدانش در چند جبهه، بهویژه اوکراین و تایوان، ایجاد میکند و فاصله میان ادعاهای سیاسی کاخ سفید و واقعیتهای میدانی و لجستیکی ارتش امریکا را آشکارتر میسازد.