از سلطنت تا دموکراسی؛ مخالفان طالبان در جستوجوی نظامی تازه
خبرگزاری دید: پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، بحث درباره آینده سیاسی این کشور همچنان ادامه دارد. گروههای مخالف و چهرههای سیاسی در تبعید، در قالب نشستها، اعلامیهها و طرحهای مختلف، از ایجاد نظامی تازه پس از طالبان سخن میگویند؛ اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا مخالفان موجود توانایی ایجاد بدیل سیاسی قابل اعتماد و عملی را دارند؟

در سالهای اخیر، نشستهای متعددی در خارج از افغانستان برگزار شده است. در یکی از نشستها در ویانا، حدود ۹۰ نفر از ۷۰ گروه تبعیدی حضور داشتند. نشستهای دیگری نیز با حضور دانشگاهیان، سیاستمداران، زنان، دیپلماتها، نظامیان و خبرنگاران برگزار شده است. با این حال، بسیاری از این جریانها با وجود تاکید بر وحدت و مشارکت، همچنان بر اساس خطوط قومی و سیاسی متفاوت فعالیت میکنند.
برخی طرحها خواستار ایجاد نظام دموکراتیک و غیرمتمرکز هستند. «جبهه آزادی افغانستان» به رهبری جنرال یاسین ضیا، از سرنگونی مسلحانه طالبان و ایجاد نظامی مبتنی بر شهروندی برابر، حقوق زنان، قوه قضائیه مستقل و انتخابات آزاد حمایت میکند. با این حال، این طرح جزییات روشنی درباره چگونگی برکناری طالبان و مدیریت دوره انتقال ارایه نمیکند.
در سوی دیگر، «انجمن سلطنتطلبان مصاحبان افغانستان» خواهان ایجاد نظام سلطنت مشروطه است. این جریان حتی طرح توسعهای برای ۳۴ ولایت ارائه کرده که در آن، شهرهای افغانستان به مراکز علوم زیستی، هوافضا، صنعت، گردشگری و آموزش تبدیل شوند. در این طرح، قندهار، که اکنون مرکز رهبری طالبان است، به «شهر المپیک تابستانی آینده افغانستان» تبدیل خواهد شد.
با وجود این تنوع دیدگاهها، مشکل اصلی مخالفان تنها اختلاف بر سر شکل حکومت نیست. منتقدان میگویند بسیاری از این برنامهها بیشتر شبیه پیشنهادهایی برای جذب کمکهای بینالمللی هستند تا نقشههای عملی برای تغییر سیاسی. شماری از طرحها نیز مفاهیمی مانند برابری جنسیتی، تنوع قومی، مالیات و مبارزه با تروریزم را در بر میگیرند، اما درباره چگونگی اجرای آنها توضیح کافی ارایه نمیکنند.
از سوی دیگر، ضعفهای طالبان نیز بهتنهایی به معنای شکست این گروه نیست. حتی اگر این گروه با مشکلات مدیریتی، اختلافات داخلی و کاهش مشروعیت روبهرو باشد، نبود نیروی مخالف منسجم و مورد اعتماد میتواند مانع تبدیل این ضعفها به یک تحول سیاسی شود.
احمد عابد همایون، رئیس یک نهاد توسعهای افغان، معتقد است مشکل افغانستان عمیقتر از کیفیت برنامههای سیاسی است. به گفته او، نهادهای شکسته، قبیلهگرایی، جزماندیشی، تقسیمات قومی و اجتماعی و سابقه طولانی خشونت سیاسی، مشکلاتی هستند که با پول یا تغییر ظاهری ساختار حکومت حل نمیشوند.
از این دیدگاه، هرگونه تحول پایدار در افغانستان باید از درون جامعه شکل بگیرد و با تاریخ و واقعیتهای اجتماعی و سیاسی کشور هماهنگ باشد. همایون تاکید میکند که افغانستان به «یک جامعه واقعاً مدرن» نیاز دارد، نه جامعهای که فقط ظاهر مدرن داشته باشد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: موسسه لاوی – Lawy Institute