خبرگزاری دید: حملات هوایی و پهپادی پاکستان در داخل افغانستان، روابط پرتنش میان دو کشور را وارد مرحلهای تازه و خطرناک کرده است. در ۲۴ سپتامبر، پاکستان به چندین نقطه در ولایتهای قندهار، خوست و پکتیا حمله کرد؛ حملاتی که اسلامآباد آنها را «دقیق، محدود و متناسب» و علیه اهداف نظامی مرتبط با حملات علیه پاکستان توصیف کرد. این حملات در حالی انجام شد که چند روز پیشتر نیز حملات هوایی پاکستان در کنر و پکتیکا، بر اساس گزارشها، به کشتهشدن غیرنظامیان انجامیده بود.

اسلامآباد حملات خود را در واکنش به فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان (TTP) و اتحاد مجاهدین پاکستان (IMP) توجیه میکند و مدعی است که خاک افغانستان برای سازماندهی حملات علیه پاکستان مورد استفاده قرار میگیرد. گزارشهای سازمان ملل نیز از ادامه حمایت طالبان افغانستان از TTP سخن گفتهاند، هرچند مقامهای طالبان این اتهامها را بارها رد کردهاند. در عین حال، گزارشها حاکی از آن است که طالبان تلاش کردهاند برخی جنگجویان TTP را از مناطق مرزی با پاکستان به مناطق داخلی افغانستان منتقل کنند.
با این حال، مساله تنها به مقابله با گروههای مسلح محدود نمیشود. به نظر میرسد پاکستان در کنار هدف قرار دادن TTP و IMP، در پی بازگرداندن نفوذ از دسترفته خود در کابل نیز است. پس از بازگشت طالبان به قدرت، روابطی که زمانی بر پایه حمایت و نفوذ متقابل شکل گرفته بود، به رقابت و تقابل تبدیل شده است. اسلامآباد اکنون با استفاده از فشار نظامی میکوشد طالبان را وادار به پذیرش خواستههای امنیتی خود کند؛ اما ادامه حملات میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد.
طالبان، با وجود اختلافات داخلی و وجود جناحهای مختلف، همچنان از ساختار رهبری متمرکزی برخوردارند و رهبری قندهار جایگاه تعیینکنندهای در نظام کنونی دارد. حملات پاکستان نهتنها الزاماً طالبان را به عقبنشینی وادار نکرده، بلکه میتواند احساسات ضدپاکستانی را در داخل افغانستان تقویت کند و زمینه را برای تقویت گفتمان ملیگرایی پشتون در دو سوی خط دیورند فراهم سازد.
از سوی دیگر، طالبان طی سالهای گذشته نشان دادهاند که چگونه میتوان از گروهها و شبکههای مسلح بهعنوان ابزار فشار و اهرم راهبردی استفاده کرد؛ روشی که خود پاکستان نیز در دورههای مختلف از آن بهره برده است. بنابراین، تلاش برای حل بحران از طریق بمباران و فشار نظامی، ممکن است به جای کاهش تهدیدات امنیتی، چرخهای تازه از خشونت و واکنش متقابل ایجاد کند.
تجربه دو دهه مداخله نظامی امریکا در افغانستان نیز نشان میدهد که قدرت نظامی بهتنهایی الزاماً به تغییر رفتار سیاسی و امنیتی بازیگران افغان منجر نمیشود. در شرایط کنونی، ادامه حملات فرامرزی ممکن است پاکستان را با همان پدیدهای روبهرو کند که در ادبیات امنیتی «بازگشت پیامدهای سیاستهای گذشته» نامیده میشود؛ یعنی گروهها و شبکههایی که زمانی بهعنوان ابزار راهبردی مورد استفاده قرار میگرفتند، اکنون به بخشی از تهدید امنیتی تبدیل شدهاند.
در نهایت، بحران افغانستان و پاکستان صرف مناقشه مرزی یا مجموعهای از حملات متقابل نیست؛ بلکه نتیجه سالها سیاست امنیتی، رقابت بر سر نفوذ و استفاده از گروههای مسلح بهعنوان اهرم فشار است. تبدیل این مناقشه به یک جنگ آشکار، بدون رسیدگی به ریشههای سیاسی و امنیتی آن، میتواند چرخهای ایجاد کند که پایان آن برای هیچیک از دو طرف روشن نیست.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: دیپلمات – Diplomat