وقتی قدرتهای بزرگ تصور میکنند قواعد بینالمللی شامل حال آنان نمیشود
خبرگزاری دید: سخنرانی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره جایگاه حقوق بینالملل و توانایی نهادهای جهانی در مهار قدرتهای بزرگ مطرح کرد. ترامپ در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، در حالی که جنگ میان امریکا و ایران ادامه دارد، گفت تهران میان دستیابی به توافق با واشنگتن و آنچه او «نابودی» جمهوری اسلامی توصیف کرد، قرار دارد.

این اظهارات در نهادی مطرح شد که پس از جنگ جهانی دوم با هدف ایجاد سازوکاری برای گفتوگو، حل اختلافات و جلوگیری از توسل به زور شکل گرفت. از همین رو، اهمیت اظهارات ترامپ فقط به محتوای آن محدود نمیشود؛ بلکه این پرسش را نیز مطرح میکند که اگر یک قدرت بزرگ در عالیترین تریبون دیپلماتیک جهان چنین زبانی به کار گیرد، نهادهای بینالمللی تا چه اندازه توان واکنش و اجرای قواعد خود را دارند.
ترامپ در سخنرانی خود از اقدام نظامی امریکا علیه ایران دفاع کرد، بر برتری نظامی ایالات متحده تاکید داشت و از سایر کشورها خواست فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهند. او همچنین از برخی نهادهای بینالمللی، از جمله دیوان کیفری بینالمللی، انتقاد کرد و بر اولویت حاکمیت ملی امریکا در سیاست خارجی تاکید داشت.
از منظر حقوقی، استفاده از زور در روابط میان دولتها تحت منشور سازمان ملل متحد با محدودیتهای جدی روبهرو است و استثناهایی مانند دفاع مشروع و اقدام مجاز شورای امنیت مطرح شده است. درباره مشروعیت حملات امریکا و اسرائیل علیه ایران، دیدگاههای حقوقی متفاوتی وجود دارد و طرفهای درگیر نیز استدلالهای خود را ارایه کردهاند. بنابراین، ارزیابی نهایی مشروعیت اقدامات نظامی نیازمند بررسی دقیق حقوقی و شواهد مربوط به هر اقدام است.
با این حال، مساله گستردهتر به شکاف میان برابری رسمی دولتها و نابرابری واقعی قدرت بازمیگردد. همه اعضای سازمان ملل متحد از نظر حقوقی دارای حاکمیت برابرند، اما از نظر نظامی، اقتصادی و سیاسی در موقعیت یکسان قرار ندارند. امریکا بهعنوان عضو دایمی شورای امنیت از حق وتو برخوردار است و شبکه گستردهای از متحدان و ظرفیتهای اقتصادی و نظامی در اختیار دارد.
همین وضعیت سالهاست انتقادهایی را در میان کشورهای جنوب جهانی برانگیخته است؛ کشورهایی که معتقدند اجرای قواعد بینالمللی در موارد مختلف میتواند تحت تاثیر میزان قدرت سیاسی و اقتصادی دولتها قرار گیرد. در چنین شرایطی، اگر کشورهای کوچکتر احساس کنند قواعد بینالمللی در برابر قدرتهای بزرگ ضمانت اجرایی محدودی دارد، اعتماد آنان به دیپلماسی و نهادهای چندجانبه نیز میتواند تضعیف شود.
با این حال، سازمان ملل همچنان نقش مهمی در دیپلماسی، کمکهای بشردوستانه، ایجاد هنجارهای بینالمللی و فراهمکردن تریبونی برای کشورهای کوچک دارد. مساله اصلی، بنابراین، بیفایدهشدن سازمان ملل نیست؛ بلکه فاصله میان اصول اعلامشده و توانایی اجرای آنها است.
سخنرانی ترامپ در این زمینه یک پرسش اساسی را دوباره به مرکز توجه آورده است: اگر قواعد بینالمللی برای همه کشورها یکسان طراحی شدهاند، چه سازوکاری باید تضمین کند که قدرت و موقعیت سیاسی، میزان پاسخگویی دولتها را تعیین نکند؟ پاسخ به این پرسش، تنها برای آینده روابط امریکا و ایران مهم نیست؛ بلکه برای اعتبار نظم بینالمللی و اعتماد کشورها به نهادهای چندجانبه نیز اهمیت اساسی دارد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: اکسپرس تریبون – Express Tribune