اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهجنگحکومتسیاستمنطقه

آیا هنوز دیپلماسی می‌تواند از درگیری نظامی پاکستان-افغانستان جلوگیری کند؟

خبرگزاری دید: با وجود سال‌ها مذاکره، میانجی‌گری و تلاش‌های سیاسی، اختلافات امنیتی اسلام‌آباد و کابل همچنان پابرجاست؛ اما راه‌حل پایدار نه در تشدید حملات نظامی، بلکه در ایجاد سازوکارهای امنیتی قابل‌سنجش و تعهدات عملی دو طرف نهفته است.

آیا هنوز دیپلماسی می‌تواند از درگیری نظامی پاکستان-افغانستان جلوگیری کند؟

تنش‌های اخیر میان پاکستان و افغانستان نشان می‌دهد که روند دیپلماسی میان دو کشور، با وجود تلاش‌های گسترده، هنوز نتوانسته است به توافقی پایدار درباره نگرانی‌های امنیتی اسلام‌آباد منجر شود. پاکستان مدعی است که گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) از خاک افغانستان برای حمله به نیروهای امنیتی و شهروندان این کشور استفاده می‌کند؛ ادعایی که مقام‌های طالبان آن را رد کرده و حملات پاکستان به خاک افغانستان را نقض حاکمیت ملی این کشور می‌دانند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، اسلام‌آباد سیاست تعامل با کابل را در پیش گرفت و تلاش کرد از طریق مذاکرات سیاسی، میانجی‌گری علمای دینی، جرگه‌های قومی، سفر هیات‌های بلندپایه و همکاری‌های اقتصادی، نگرانی‌های امنیتی خود را برطرف سازد. میانجی‌گری قطر و ترکیه و گفت‌وگوهای بعدی با تسهیل چین نیز بخشی از این تلاش‌ها بود. با این حال، از دید پاکستان، این روند نتوانسته است به نتایج امنیتی قابل‌اثبات منجر شود.

در پی حمله مرگ‌بار به مجتمع پولیس در کوهات در سپتامبر ۲۰۲۶، پاکستان حملاتی را در داخل افغانستان انجام داد و مدعی شد که مراکز آموزشی و تاسیسات مرتبط با گروه‌های مسلح را هدف قرار داده است. مقام‌های افغان در مقابل، از تلفات غیرنظامیان خبر دادند و این حملات را محکوم کردند. اختلاف روایت‌ها درباره اهداف نظامی، مسوولیت حملات و شمار قربانیان، بار دیگر نبود یک سازوکار مستقل برای بررسی حوادث مرزی را برجسته ساخته است.

با وجود این، ناکامی مذاکرات به معنای پایان ظرفیت دیپلماسی نیست. تشدید عملیات نظامی ممکن است به تاسیسات مشخص آسیب برساند یا هزینه‌هایی بر گروه‌های مسلح تحمیل کند، اما به‌تنهایی قادر نیست اختلافات سیاسی و امنیتی دو کشور را حل کند. ادامه چرخه حملات، پاسخ‌های تلافی‌جویانه و توقف مذاکرات، خطر گسترش درگیری و افزایش تلفات غیرنظامیان را بیشتر می‌سازد.

راه خروج از این وضعیت، عبور از دیپلماسی تشریفاتی به توافق‌هایی است که اجرای آن‌ها قابل‌سنجش و راستی‌آزمایی باشد. چین، قطر و ترکیه می‌توانند در ایجاد چارچوبی برای بررسی مشترک حوادث مرزی، نظارت بر تعهدات امنیتی و برقراری ارتباط مستقیم میان مقام‌های نظامی و غیرنظامی دو کشور نقش ایفا کنند.

طالبان باید نگرانی‌های امنیتی پاکستان را با اقدامات عملی و قابل‌راستی‌آزمایی پاسخ دهند و مانع استفاده از خاک افغانستان برای حملات علیه پاکستان شوند. در مقابل، اسلام‌آباد نیز باید از اتکا به ادعاهای تاییدنشده برای توجیه حملات فرامرزی خودداری کند و راه را برای بررسی مستقل حوادث و کاهش تنش باز بگذارد.

معیار موفقیت، شمار نشست‌های دیپلماتیک یا اهداف نظامی منهدم‌شده نیست؛ بلکه کاهش حملات، اجرای تعهدات و تامین امنیت پایدار در مرز مشترک است. پاکستان و افغانستان اگر نتوانند اختلافات خود را از طریق سازوکار قابل‌اعتماد مدیریت کنند، هر حادثه تازه می‌تواند زمینه‌ساز رویارویی گسترده‌تر شود. دیپلماسی هنوز می‌تواند از چنین سناریویی جلوگیری کند، اما تنها زمانی که از وعده‌های سیاسی فراتر رفته و به نتایج عملی و قابل‌حساب‌دهی برسد.

ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: اوراسیا ریویو – Eurasia Review

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا